دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

بحران ترجمه

تعداد مطالب: 20

دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر

دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر

چندی پیش متنی با عنوان «حسی همچون انجام‌دادن چیزی دارم»؛ نقد ترجمه کتاب «بندگان مشتاق سرمایه» اثر فردریک لوردون، ترجمه فؤاد حبیبی و امین کرمی به قلم صالح نجفی در سایت میدان منتشر شد، نوشتار حاضر با عنوان «دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر» به قلم فؤاد حبیبی پاسخ به «نقد» صالح نجفی بر ترجمه‌ی کتاب «بندگان مشتاق سرمایه» است.

ترجمه در دانشکده‌های اقتصاد؛ راه‌حل یا بخشی از معضل؟

ترجمه در دانشکده‌های اقتصاد؛ راه‌حل یا بخشی از معضل؟

محمد مالجو در اینگفتار به تأثیر متون نظری ترجمه شده در حوزه اقتصاد، بر شکل‌گیری و تثبیت ایده‌های اقتصادی دولت‌ها در ایران پس از جنگ پرداخته است. مالجو در بررسی خود از این موضوع با اشاره به نوع چینش و گزینش اعضای هیئت علمی در دانشکده‌های اقتصادی و نیز تمرکز ویژه آن‌ها بر تئوریزه کردن الگوهای اقتصادی مطلوب دولت‌ها، به مشکلاتی که این روند ایجاد کرده است، می‌پردازد.  متونی که به باور این اقتصاد‌دان، در قالب زبانی فرمال، نگاهی غیرتاریخی و منفک از امر اجتماعی و سیاسی، حامل ارتجاعی‌ترین جریان فکری و مهندسی اجتماعی در قالب پروژه‌های توسعه در سال‌های پس از جنگ بوده‌اند و تأثیر آن‌ها در هیچ دوره‌ای به اندازه زمان دولت یازدهم به بعد پر‌رنگ نبوده است. بنابراین متون ترجمه‌شده در دانشکده‌های اقتصاد، نه تنها راه‌حلی برای برون‌رفت از وضعیت بحرانی نبوده‌اند، بلکه در طی سال‌ها به گسترش بحران کمک کرده‌اند.
جایگاه ساختاری ترجمه

جایگاه ساختاری ترجمه

دیری‌ست که ترجمه به عنوان یکی از تنها شیوه‌های تفکر معرفی می‌شود، مراد فرهادپور، از بانیان این ایده‌، اکنون اعتقاد دارد که در مقایسه با دهه‌ی هشتاد، امروز ترجمه مازاد کمتری دارد. او بحران ترجمه را برآمده از نبود سنت فکری می‌داند، اما در نهایت راه خروج دیگری را بازنمی‌شناسد؛ راهی نیست مگر پذیرش این فقدان و گفتن اینکه «چرا من اکنون باید این متن را ترجمه کنم؟ جایی که ترجمه می‌تواند به شکلی از تفکر نزدیک شود.»
مترجمِ بیدار، مترجمِ خواب

مترجمِ بیدار، مترجمِ خواب

اکبر معصوم بیگی به مناسبت رو جهانی ترجمه یادداشتی نوشته است و در آن به این موضوع پرداخته که مترجمان ادبی در ایران با «خلاقیت» خود، آثار ادبی جهان را آنگونه دچار تحول می‌کنند که در اثر ترجمه شده تنها «مضحکه‌ای ترحم‌انگیز از نویسنده و شاعر اصلی به چشم می‌آید».

مواجهه با امر بیگانه

مواجهه با امر بیگانه

قسمت عمده‌ای از مباحث نظری جامعه در وضعیت کنونی ما، ترجمه و نقد آن است. این موضوع را شاید بتوان در ادامه پیگیری مستمر صالح نجفی در نقد متون نظری دانست که نقدهای دیگری را به همراه داشت. مترجمان و متقدان گوناگونی از زوایای مختلف درباره موضوع ترجمه نوشته‌اند. در این یادداشت، جوادگنجی به ترجمه به مثابه نوعی مواجهه با امر بیگانه می‌پردازد؛ مواجهه با دیگری که از مسیر زبان می‌گذرد و زبان این درگیری را نمایندگی می‌کند. در این راستا انتخاب متون برای ترجمه، اهمیت ویژه‌ای دارد چرا که انتخاب یک اثر خاص برای ترجمه ممکن است انحرافی در مسیر تاریخی مواجهه با آثار بیگانه ایجاد کند.
خانه سالمندان جوان

خانه سالمندان جوان

آنچه در زیر آمده است نقد صالح نجفی در صفحه اندیشه روزنامه شرق (۳۱ خرداد ۱۳۹۴) به ترجمه کتاب «فلسفه چیست؟» اثر ژیل دلوز و فلیکس گتاری است که توسط پیمان غلامی و زهره اکسیری در سال ۱۳۹۱ از سوی انتشارات رخداد وارد بازار کتاب شده است. میدان پیش‌تر در پرونده «بحران ترجمه در فارسی؛ پیرامون ترجمه متون نظری به فارسی» یادداشت‌های صالح‌ نجفی و نقدها به پروژه نقد ترجمه او را منتشر کرده است.

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

شکل خاصی از نقد ترجمه اساسش بر سنجش جمله به جمله ترجمه فارسی با متن انگلیسی است، و فهرست کردن اشتباهات مترجم در موارد خاص به نیت نشان دادن اشتباهات او، و گاه که آش شور میشود، خیانتش در امانت. نقد مهرداد رحیمی و احسان مصلحی به کار تعدادی از مترجمان در فیسبوک از همین جنس است. این مطلب تأملی است در چنین رویکردی به نقد ترجمه، با توجه به آخرین مورد منتشرشده از این نقد که هدفش دو کتاب از پیمان خاکسار است.  این مقاله نه توجیه میکند و نه تجویز، تأملی است در مسألهای که گریبانگیر هر مترجمی است و توجه فراگیر این روزها به این مورد خاص بهانهی خوبی است برای باز کردنش.
پیش نمی‌رویم؛ فرو می‌رویم

پیش نمی‌رویم؛ فرو می‌رویم

«آشفته‌بازار ترجمه» بهترین توصیف وضع کتاب و نشر در سالی بود که گذشت. هفته‌ای نبود که کتاب جدیدی در حوزه نظریه و نقد ادبی روی پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها نرود؛ کتاب‌هایی با عنوان‌های جذاب و نویسندگانی مهم که مخاطب را ترغیب به خرید می‌کرد. اما دریغا که این خریداران خیلی زود، و بعد از ورق‌زدن فقط چند صفحه و خواندن چند پاراگراف کتاب می‌فهمیدند با ترجمه‌هایی غیر‌قابل فهم سر و کار دارند. و ‌مترجمانی تازه‌کار که حتی یکبار کتاب را تا انتها نخوانده‌اند. در ادامه نقد ترجمه‌هایی که سال گذشته در صفحه اندیشه روزنامه شرق منتشر شد برای بررسی وضع نشر و ترجمه با اکبر معصوم‌بیگی مترجم باسابقه به گفت‌و‌گو نشستیم. او فضای فعلی ترجمه را اقیانوسی از رشد می‌داند که بیش از یک سانتیمتر عمق ندارد و معتقد است ترجمه کتاب در اغلب موارد به معنای تدارک یک رزومه است و نوعی «پز» تلقی می‌شود. او همچنین اصلی‌ترین معضل فعلی وضع ترجمه را در ایران مدگرایی می‌داند. معصوم‌بیگی مترجم کتاب‌های «مارکسیسم و فلسفه» آلکس کالینیکوس، «مارکس و آزادی» تری ایگلتون، «هزاره كدام كس؟ آنها يا ما؟» دانيل سينگر، «زن‍دگی‌ و ه‍ن‍ر پ‍ی‍ک‍اس‍و» ل‍وت‍ار ب‍وخ‌ه‍ایم، «پول» امیل زولا ‌و «فوتبال در آفتاب و سایه» ادواردو گالئانو و .. است. آخرین کتابی که از او منتشر شد «چگونه مارکس بخوانیم» پیتر آزبورن در سال ۱۳۸۹ بود. این گفت‌و‌گو همچنین به بهانه تجدید چاپ کتابی از او پس از چند سال وقفه اجباری در انتشار آثارش صورت می‌گیرد: «مارکسیسم و نقد ادبی» تری ایگلتون که پیش از این در سال ۱۳۸۳ توسط نشر اکنون توقیف‌شده «دیگر» منتشر شده بود و اواخر سال ۱۳۹۳ از سوی نشر بوتیمار تجدید چاپ شد. معصوم‌بیگی نظر خود را نسبت به ایگلتون و این کتاب این‌گونه توضیح می‌دهد: «از ابتدای جوانی علاوه بر سیاست به هنر دلبستگی داشتم. در تفکر ایگلتون این دو به هم می‌رسند. نثر او رقصان و طنزآمیز و نو است، این کتاب اثری است میان‌رشته‌ای که مدام از سینما و تئاتر و ادبیات مثال می‌آورد. علاوه بر اینها ایگلتون یکی از سر موضع‌ترین مارکسیست‌هایی است که درباره ادبیات می‌نویسداو همچنین از علاقه‌اش برای ترجمه کتاب «والتر بنیامین به سوی نقد انقلابی» می‌گوید که ایگلتون در سال ۱۹۸۱ نوشته است.

پروژه‌های ناممکن

پروژه‌های ناممکن

آنجه در پی می‌آید یادداشت «صالح نجفی» است درباره «ترجمه و نقد ترجمه» که در سالنامه‌ روزنامه شرق منتشر شده است. میدان پیش‌تر در پرونده «بحران ترجمه در فارسی؛ پیرامون ترجمه متون نظری به فارسی» یادداشت‌های صالح‌ نجفی و نقدها به پروژه نقد ترجمه او را منتشر کرده است، که خواندن آن‌ها ارجاعات متن جاری را روشن‌تر می‌کند.


توماس پیکتی در سرزمین عجایب

توماس پیکتی در سرزمین عجایب

به تازگی جلسه‌ رونمایی از نخستین ترجمه‌ فارسی کتاب «سرمایه در قرن بیست‌ویکم» اثر توماس پیکتی برگزار شده، کتابی قطور که تنها طی ۸۷ روز ترجمه شده و محسن رنانی در مقدمه آن نوشته است: «اگر مارکس توانست سرمایه را بنگارد و بعد سرمایه دنیایی را به آتش و خون بکشد حاصل تلاقی تاریخی و تداوم دو عشق خالص بود: عشق مارکس و عشق جنی {همسر مارکس}.»

پرویز صدافت ترجمه فارسی کتاب را در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی بررسی کرده است.