درباره بحران، نولیبرالیسم و انباشت سرمایه در ایران

آرشیو یادداشت‌های

مراد فرهادپور

تعداد مطالب: 7

درباره بحران، نولیبرالیسم و انباشت سرمایه در ایران

درباره بحران، نولیبرالیسم و انباشت سرمایه در ایران

مراد فرهادپور و پرویز صداقت در گفتگوی زیر به رابطه اقتصاد و سیاست، نولیبرالیسم در ایران، بحران‌های داخلی و خارجی و نسبت آنها با تغییر سیاسی، چشم‌اندازهای کوتاه‌مدت و درازمدت و تحلیل جنبش‌های اجتماعی امروز ایران می‌پردازند. هر دو معتقدند برون‌رفت از بحران‌های ساختاری فعلی بدون تغییر سیاسی ممکن نیست و هر دو بر ضرورت مبارزه دموکراتیک ضدسرمایه‌داری تأکید می‌کنند.
رنج بیان و بیان رنج

رنج بیان و بیان رنج

رابطه انسان و حیوان با توجه به پیچیدگی‌های فرهنگی جامعه ما در پیوند است با مسائلی همچون احساساتی‌گری افراد، سیاست‌های دولت و نوع کلی برخورد جامعه در بی‌اعتنایی و بی‌رحمی و چشم‌بستن بر رنج حیوانات و تجربه کلی رنج. در ضمن دفاع از حیوانات پای دفاع از بسیاری موارد دیگر را نیز به میان می‌آورد همچون دفاع از حق انسان‌ها در انتخاب زندگی خود.
آموزش فلسفه در آکادمی اسفبار است

آموزش فلسفه در آکادمی اسفبار است

مراد فرهادپور، مترجم، مدرس و نویسنده فلسفه در گفتار حاضر كه جمعه ٢٧ فروردین به مناسبت درآمدی بر سلسله نشست‌هایی آموزشی درباره چرخش رئالیستی فلسفه قاره و رئالیسم نو در موسسه فرهنگی هنری موج نو ارایه شد، كوشید با انتقاد از مواجهات سردستی مذكور با فلسفه، از طریق مرزگذاری میان گفتار علمی از یك‌سو  و گفتار حكمی از سوی دیگر، به لوازم فلسفه‌ورزی اشاره كند.

جایگاه ساختاری ترجمه

جایگاه ساختاری ترجمه

دیری‌ست که ترجمه به عنوان یکی از تنها شیوه‌های تفکر معرفی می‌شود، مراد فرهادپور، از بانیان این ایده‌، اکنون اعتقاد دارد که در مقایسه با دهه‌ی هشتاد، امروز ترجمه مازاد کمتری دارد. او بحران ترجمه را برآمده از نبود سنت فکری می‌داند، اما در نهایت راه خروج دیگری را بازنمی‌شناسد؛ راهی نیست مگر پذیرش این فقدان و گفتن اینکه «چرا من اکنون باید این متن را ترجمه کنم؟ جایی که ترجمه می‌تواند به شکلی از تفکر نزدیک شود.»
توحش همگانی و ایدئولوژی انکار

توحش همگانی و ایدئولوژی انکار

تخریب جهانی محیط‌زیست برای اولین‌بار مسئله بقای محیط‌زیست و ادامه گونه انسان را مطرح کرده است. امسال گرم‌ترین سال در صد سال گذشته بود. به‌جز گرمایش زمین بر اثر گازهای گلخانه‌ای، تغییر دمایی فصول در مناطق جغرافیایی، خشک‌سالی، ذوب‌شدن یخ‌های قطب و بالاآمدن سطح آب، سوراخ‌شدن لایه ازن، انقراض بسیاری از گونه‌های حیوانی، گیاهی و...، برخی دیگر از مشکلات محیط‌زیست هستند. ارتباط این تخریب گسترده با نیروهای تولیدی سرمایه‌داری در آثار مارکس و انگلس بحث شده است. سرمایه‌داری، فقط با تخریب منابع اصلی ثروت یعنی زمین و کارگر است که در مسیر رشد قرار می‌گیرد. آیا حل بحران محیط‌زیست بدون توجه به نقش آن در تأمین ارزش و انباشت در فرماسیون سرمایه‌داری و بدون دگرگونی این فرماسیون، امکان‌پذیر است؟ چقدر می‌توان به اثرگذاری نهادهایی که در مورد محیط‌زیست فعالیت می‌کنند، امیدوار بود؟ نمونه اعلای آن حزب سبزهای آلمان بود که در اتحاد با مرکل از بمب‌های خوشه‌ای حمایت کرد.


پنجشنبه گذشته سمیناری با همین مضمون با عنوان «محیط‌زیست، سرمایه و سلطه» در مؤسسه پرسش برگزار شد. نخست نیما عیسی‌پور درباره بت‌وار‌گی طبیعت صحبت کرد. سپس جواد گنجی به ارتباط شهرنشینی و به‌تبع آن حاشیه‌نشینی اجباری طبقات پایین و سلب مالکیت گسترده در تاریخ سرمایه‌داری پرداخت. او نتیجه‌ بلافصل سیاست‌های نولیبرال را گسترش طبقه‌ گسترده‌ای از کارگران غیرماهر، ایجاد سونامی‌های بیکاری، تخریب گسترده‌ زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی بسیاری از کشورهای جهان سوم، ایجاد بخش غیررسمی کار، دامن‌زدن به تنش‌های اقتصادی، مذهبی و قومی در شهرها، فراگیرشدن نیروهای مافیایی و زیرزمینی در عرصه‌ اقتصاد شهری و بسیاری معضلات و مسائل دیگر دانست که همگی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد و گسترش پدیده‌ زاغه‌نشینی داشته‌اند.


در آخر مراد فرهادپور از گفتار ایدئولوژیک انکار در جهان امروز و به‌صورت خاص، انکار بحران محیط‌زیست گفت. گفتاری با سخنگوهای فراوان؛ از ‌میلیاردرهای نیمه‌دیوانه آمریکایی، آنهایی که هنوز اصرار دارند بحرانی وجود ندارد و با کمک پوپر و هایک، تقلا می‌کنند زمین‌شناسی و اکولوژی را از دایره علوم خارج بگذارند، فرهادپور تأکید دارد انتخاب ما دیگر بین توحش و تمدن نیست، چون این انتخاب پشت‌سر ماست. او معتقد است سرمایه‌داری خود را با ذات خود یکی کرده و این توحش، همگانی شده است. از نظر او، ایدئولوژی در مقام انکار، یعنی گسترش توحش در همه‌جا. برای فرهادپور این انکار به معنای پایان سیاست نیست، بلکه به معنای مواجهه با دوگانه‌هایی است که توحش را با هم همگانی می‌کنند. بااین‌حال، او نشان می‌دهد از دل کلی‌شدن این توحش است که استثناهایی بیرون می‌آید و از آنجاکه سرمایه‌داری توحش را یکدست کرده، پس این فرم‌ها نیز می‌توانند پس از مدتی یکدیگر را پیدا کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی از بحث مراد فرهادپور در این همایش است.

اشباح هدایت

اشباح هدایت

هدایت صرفا یک نویسنده نیست، بلکه به نحوی سایه سنگین شبح و یا بهتر بگویم اشباحش هنوز هم بر دوش ما و بر دوش فرهنگ ماست. پس از این همه سال، هم برای روشنفکران و هنرمندان و هم در چشم مردم عادی، هدایت نوعی نماد اصلی هنرمندی و روشنفکری محسوب می‌شود و حتی سرکوب ایدئولوژیک و خروارها تهمت و افترا هم نتوانسته است این سایه را در واقع محو و یا حتی کم رنگ کند و بر عکس امروزه شبح هدایت افق نمادین فرهنگی ما را به شکل گسترده‌ای در بر گرفته است.
تاملات ‌کتابی

تاملات ‌کتابی

نویسنده: تئودور آدورنو |‌ تجربه مواجهه با كتاب به مثابه شيئي كه ظاهرش در انطباق با نيازهاي خوانندگان تغيير مي‌يابد و ديگر واجد آن «سادگي فروتنانه»اي نيست كه «آدورنو» آن را در تقابل با زرق‌وبرق بازاري بخش اعظم كتاب‌ها مي‌داند، امري است كه گويي امروزه حتي بيش از زمانه خود او در كار تداوم و تحكيم خويش است. تقديس بيمارگونه اشعار كلاسيك در هيات كتاب‌هايي با قطع‌هاي عجيب‌وغريب، طرح جلدهاي گل‌وبلبلي و حاشيه‌نويسي‌هاي طلاكوب، قلع‌وقمع كردن همين اشعار در قالب كتاب‌دستي‌هايي كه صرفا به درد كادوي شب «والنتاين» مي‌خورند، نمونه‌اي از پيامدهاي رويه كالايي‌شدن همه چيز در عصر ما است كه، در نمونه خاص كتاب، سعي در از ميان‌بردن و رفع آن سويه حقيقي ‌و كلي‌اي ‌دارند كه كتاب‌هاي راستين حامل آنند. براي آدورنو، كتاب نه شيئي در ميان ديگر اشيا بلكه تجسد مطلق ايده هگلي است. قطعات زير برگرفته از مقاله «تاملات كتابي» است كه در مجموعه يادداشت‌‌‌‌هاي آدورنو در باب ادبيات آمده است.