سفر حقوق‌دان به ادبیات

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

ترجمه

تعداد مطالب: 23

دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر

دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر

چندی پیش متنی با عنوان «حسی همچون انجام‌دادن چیزی دارم»؛ نقد ترجمه کتاب «بندگان مشتاق سرمایه» اثر فردریک لوردون، ترجمه فؤاد حبیبی و امین کرمی به قلم صالح نجفی در سایت میدان منتشر شد، نوشتار حاضر با عنوان «دیدن بهتر و انجام‌دادن بدتر» به قلم فؤاد حبیبی پاسخ به «نقد» صالح نجفی بر ترجمه‌ی کتاب «بندگان مشتاق سرمایه» است.

حسی همچون انجام‌دادن چیزی دارم

حسی همچون انجام‌دادن چیزی دارم

مترجمان کتاب «بندگان مشتاق سرمايه: اسپينوزا و ماركس در باب ميل» که به همت انتشارات علمي و فرهنگی در سال ۱۳۹۷ منتشر شده، قصد دارند باب بحث بسيار مهمي را باز كنند... اما اين در، باز نشده، بسته شده است؛ دليلش را مترجمان ما بهتر از هركس ديگر مي‌دانند، بايد بدانند.

آسیب‌شناسی زبان علم در تشدید بحران‌های زیست‌محیطی

آسیب‌شناسی زبان علم در تشدید بحران‌های زیست‌محیطی

بر سرِ راه درک انسان از واقعیات جهانِ خارج، فیلترهایی وجود دارد كه بـی‌شـك زبـان یكـی از مهمترینِ آنها محسوب می‌شود. به عبارتی؛ زبان، ابزاری قدرتمند است كه به درجاتی بـه تفكـر، شناخت و در نهایت، رفتار فرد در جامعه شكل می‌دهد. یادداشت پیش‌رو خلاصه‌ای از مقاله‌ چاپ شده در مجله زبان و زبان‌شناسی است که در آن به نقش «زبان» در تخریب محیط‌زیست می‌پردازد و نقش روزنامه‌نگاران و کسانی که تلاش می‌کنند در رابطه با تخریب محیط‌زیست آگاهی‌بخشی کنند، در تشدید این تخریب‌ها بررسی می‌کند.

هویت جنسی و ترجمه

امروز به مترجم همچون ابزاری خودکار و بی‌طرف که در کار انتقال یک متن از زبانی به زبان دیگر است نگاه نمی‌شود. در عوض، مترجم عنصری فعال تلقی می‌شود که کارش به نوعی «بازنویسی» متن و میانجی‌گری فعال است. بدین‌ترتیب می‌توان با نگاه آثار ترجمه‌شده پرسید که مترجم، چگونه میانجی‌ای بوده و چطور به بازتوزیع عناصر مخلتف موجود در متن پرداخته است؟ مریم قهرمانی در متن حاضر، با این نگاه به تحلیل جنسیتی دو ترجمه‌ی فارسی از رمان ناتور دشت، اثر جروم دیوید سالینجر، نویسند‌ه‌ی معاصر آمریکائی می‌پردازد.
جایگاه ساختاری ترجمه

جایگاه ساختاری ترجمه

دیری‌ست که ترجمه به عنوان یکی از تنها شیوه‌های تفکر معرفی می‌شود، مراد فرهادپور، از بانیان این ایده‌، اکنون اعتقاد دارد که در مقایسه با دهه‌ی هشتاد، امروز ترجمه مازاد کمتری دارد. او بحران ترجمه را برآمده از نبود سنت فکری می‌داند، اما در نهایت راه خروج دیگری را بازنمی‌شناسد؛ راهی نیست مگر پذیرش این فقدان و گفتن اینکه «چرا من اکنون باید این متن را ترجمه کنم؟ جایی که ترجمه می‌تواند به شکلی از تفکر نزدیک شود.»
خانه سالمندان جوان

خانه سالمندان جوان

آنچه در زیر آمده است نقد صالح نجفی در صفحه اندیشه روزنامه شرق (۳۱ خرداد ۱۳۹۴) به ترجمه کتاب «فلسفه چیست؟» اثر ژیل دلوز و فلیکس گتاری است که توسط پیمان غلامی و زهره اکسیری در سال ۱۳۹۱ از سوی انتشارات رخداد وارد بازار کتاب شده است. میدان پیش‌تر در پرونده «بحران ترجمه در فارسی؛ پیرامون ترجمه متون نظری به فارسی» یادداشت‌های صالح‌ نجفی و نقدها به پروژه نقد ترجمه او را منتشر کرده است.

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

نقد در خلاء و فتیشیسم دقت

شکل خاصی از نقد ترجمه اساسش بر سنجش جمله به جمله ترجمه فارسی با متن انگلیسی است، و فهرست کردن اشتباهات مترجم در موارد خاص به نیت نشان دادن اشتباهات او، و گاه که آش شور میشود، خیانتش در امانت. نقد مهرداد رحیمی و احسان مصلحی به کار تعدادی از مترجمان در فیسبوک از همین جنس است. این مطلب تأملی است در چنین رویکردی به نقد ترجمه، با توجه به آخرین مورد منتشرشده از این نقد که هدفش دو کتاب از پیمان خاکسار است.  این مقاله نه توجیه میکند و نه تجویز، تأملی است در مسألهای که گریبانگیر هر مترجمی است و توجه فراگیر این روزها به این مورد خاص بهانهی خوبی است برای باز کردنش.
پیش نمی‌رویم؛ فرو می‌رویم

پیش نمی‌رویم؛ فرو می‌رویم

«آشفته‌بازار ترجمه» بهترین توصیف وضع کتاب و نشر در سالی بود که گذشت. هفته‌ای نبود که کتاب جدیدی در حوزه نظریه و نقد ادبی روی پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها نرود؛ کتاب‌هایی با عنوان‌های جذاب و نویسندگانی مهم که مخاطب را ترغیب به خرید می‌کرد. اما دریغا که این خریداران خیلی زود، و بعد از ورق‌زدن فقط چند صفحه و خواندن چند پاراگراف کتاب می‌فهمیدند با ترجمه‌هایی غیر‌قابل فهم سر و کار دارند. و ‌مترجمانی تازه‌کار که حتی یکبار کتاب را تا انتها نخوانده‌اند. در ادامه نقد ترجمه‌هایی که سال گذشته در صفحه اندیشه روزنامه شرق منتشر شد برای بررسی وضع نشر و ترجمه با اکبر معصوم‌بیگی مترجم باسابقه به گفت‌و‌گو نشستیم. او فضای فعلی ترجمه را اقیانوسی از رشد می‌داند که بیش از یک سانتیمتر عمق ندارد و معتقد است ترجمه کتاب در اغلب موارد به معنای تدارک یک رزومه است و نوعی «پز» تلقی می‌شود. او همچنین اصلی‌ترین معضل فعلی وضع ترجمه را در ایران مدگرایی می‌داند. معصوم‌بیگی مترجم کتاب‌های «مارکسیسم و فلسفه» آلکس کالینیکوس، «مارکس و آزادی» تری ایگلتون، «هزاره كدام كس؟ آنها يا ما؟» دانيل سينگر، «زن‍دگی‌ و ه‍ن‍ر پ‍ی‍ک‍اس‍و» ل‍وت‍ار ب‍وخ‌ه‍ایم، «پول» امیل زولا ‌و «فوتبال در آفتاب و سایه» ادواردو گالئانو و .. است. آخرین کتابی که از او منتشر شد «چگونه مارکس بخوانیم» پیتر آزبورن در سال ۱۳۸۹ بود. این گفت‌و‌گو همچنین به بهانه تجدید چاپ کتابی از او پس از چند سال وقفه اجباری در انتشار آثارش صورت می‌گیرد: «مارکسیسم و نقد ادبی» تری ایگلتون که پیش از این در سال ۱۳۸۳ توسط نشر اکنون توقیف‌شده «دیگر» منتشر شده بود و اواخر سال ۱۳۹۳ از سوی نشر بوتیمار تجدید چاپ شد. معصوم‌بیگی نظر خود را نسبت به ایگلتون و این کتاب این‌گونه توضیح می‌دهد: «از ابتدای جوانی علاوه بر سیاست به هنر دلبستگی داشتم. در تفکر ایگلتون این دو به هم می‌رسند. نثر او رقصان و طنزآمیز و نو است، این کتاب اثری است میان‌رشته‌ای که مدام از سینما و تئاتر و ادبیات مثال می‌آورد. علاوه بر اینها ایگلتون یکی از سر موضع‌ترین مارکسیست‌هایی است که درباره ادبیات می‌نویسداو همچنین از علاقه‌اش برای ترجمه کتاب «والتر بنیامین به سوی نقد انقلابی» می‌گوید که ایگلتون در سال ۱۹۸۱ نوشته است.

پروژه‌های ناممکن

پروژه‌های ناممکن

آنجه در پی می‌آید یادداشت «صالح نجفی» است درباره «ترجمه و نقد ترجمه» که در سالنامه‌ روزنامه شرق منتشر شده است. میدان پیش‌تر در پرونده «بحران ترجمه در فارسی؛ پیرامون ترجمه متون نظری به فارسی» یادداشت‌های صالح‌ نجفی و نقدها به پروژه نقد ترجمه او را منتشر کرده است، که خواندن آن‌ها ارجاعات متن جاری را روشن‌تر می‌کند.