زن به مثابه‌ی صندلی

آرشیو یادداشت‌های

مریم قهرمانی

تعداد مطالب: 2

زن به مثابه‌ی صندلی

زن به مثابه‌ی صندلی

در سال‌های اخیر بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی در معابر عمومی و فضای مجازی به شکل قابل نقدی به ترویج حجاب پرداخته‌اند. در این پوسترها، زنان به شکلات، آجیل و سایر تنقلات شبیه شده‌اند. به عنوان نمونه در یکی از این پوسترها می‌بینیم شکلاتی که به دور خود روکش دارد از گزند حمله‌ی گروهی از مگس‌های مهاجم در امان مانده و در مقابل شکلات بدون روکش در معرض تهاجم نشان داده شده است. در پوستری دیگر، شکلات جایش را به آب‌نبات چوبی داده و همان قاعده‌ی روکش‌داری و بی‌روکشی برقرار است. یادداشت پیش رو به بررسی نگاه موجود در پس این رویکرد تبلیغاتی می‌پردازد.

هویت جنسی و ترجمه

امروز به مترجم همچون ابزاری خودکار و بی‌طرف که در کار انتقال یک متن از زبانی به زبان دیگر است نگاه نمی‌شود. در عوض، مترجم عنصری فعال تلقی می‌شود که کارش به نوعی «بازنویسی» متن و میانجی‌گری فعال است. بدین‌ترتیب می‌توان با نگاه آثار ترجمه‌شده پرسید که مترجم، چگونه میانجی‌ای بوده و چطور به بازتوزیع عناصر مخلتف موجود در متن پرداخته است؟ مریم قهرمانی در متن حاضر، با این نگاه به تحلیل جنسیتی دو ترجمه‌ی فارسی از رمان ناتور دشت، اثر جروم دیوید سالینجر، نویسند‌ه‌ی معاصر آمریکائی می‌پردازد.