تکرار هیچ!

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

اقتصاد هنر

تعداد مطالب: 7

تکرار هیچ!

تکرار هیچ!

امروزه بخش عمده‌ای از موفقیت یا شکست یک نمایشگاه در گرو نقش کیوریتور است. پذیرش این نقش کار کیوریتور را تبدیل به شبکه‌ای از مفاهیم می‌کند که در امتداد کار هنرمندان قرار دارد. یادداشت حاضر به تبیین نقش کیوریتور در هنر می‌پردازد.
عکاسی در عصر سرمایه‌داری ارتباطی

عکاسی در عصر سرمایه‌داری ارتباطی

فرهنگِ نمایش و به‌ اشتراک‌گذاری آنلاین عکس در اینستاگرام حداقل از دو جهت پاسخی است به مقتضیات اقتصادی-اجتماعی نئولیبرالیسم. سرمایه‌داری شبکه‌ای‌شده از نظر جامعه‌شناسانی چون لوک بولتانسکی  و ایو چیاپلو واکنشی است به «نقدی هنری»‌ که فوردیسم اواسط قرن بیستم را زیر سوال می‌برد. امری که طالب استقلال بیشتر، تجربه‌ی اصیل و رهایی از قید و بند تک‌صدایی فرهنگ مصرفی تولیدانبوه و کار سخت روزانه بود. سرمایه‌داری از طریق آزاد کردن نیروی کار؛ تفکیک تولید کالایی و تولید فرهنگی، به این وضعیت واکنش نشان داد تا ظرایف ترجیحات فردی را برآورده کرده و جهانی به لحاظ زمانی منعطف پدید آورد که در آن موفقیت نه از طریق پیمودن سلسله مراتب ترقی بلکه از طریق حرکت میان پروژه‌های مختلف و در دورن شبکه‌های جهانی حاصل می‌شد. پس آزاد بودن چنین حسی دارد؟
چیزی شبیه بازیافت زباله

چیزی شبیه بازیافت زباله

به نظر می‌رسد واژه هایی چون ابتذال یا بازاری به تنهایی نمی‌توانند وضعیت تئاتر کشور و به ویژه تهران را در این دوران نمایندگی کنند. رضا سرور در این گفتگو از غیاب رابطه‏ ارگانیك میان سنت و جریان امروز نمایش ایران و در همین راستا ایجاد نوعی آشفتگی در رویكردهای نمایشی می‌گوید؛ این که چگونه در این آشفتگی، جریان‏‌های لجام‌‏گسیخته‌‏ای مانند تئاتر تجاری، امكان بروز قدرتمندانه‏‌ای پیدا می‌كنند.
در ستایش حاشیه‌ها

در ستایش حاشیه‌ها

در جامعه‌شناسی هنر، ادعای بحث‌برانگیز این است که بازار تا چه اندازه در شکل‌گیری فضاها و رویکردهای هنرمندان موثر بوده؟ آیا بازار را هم می‌بایست در کنار هنرمندان به عنوان خالق آثار در نظر بگیریم؟