«حق» به جای «خیریه»

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

استثمار

تعداد مطالب: 11

«حق» به جای «خیریه»

«حق» به جای «خیریه»

کودکان بسیار در جهان برای بقای خود ویا خانواده‌شان مشغول کار در شرایط سخت‌اند. در میزگرد پیش رو «جاوید سبحانی» و «پیام روشنفکر» ضمن بررسی کار کودک در ایران به رویکردهای رویارویی با آن می‌پردازند.
چگونه چپ به استعمار لیبرالیسم در آمد

چگونه چپ به استعمار لیبرالیسم در آمد

نانسی فریزر در این مصاحبه توضیح می‌دهد که چگونه دستورکار چپ برای برقراری عدالت اجتماعی توسط آنچه «نولیبرالیسم مترقی» می‌نامد، ربوده شده است. او به کاوش در این مساله می‌پردازد که یک اقتصاد سیاسی مارکسیستیِ موشکافانه چگونه می‌تواند چپ را به مسیری رهنمون شود که از طریق یافتن دستورکاری در خورِ روزگار کنونی، حمایت توده‌ها را مجددا کسب کند. فریزر معتقد است نیروهای چپ باید از طریق مداخلات سیاسی، بازی‌های هراس‌افکنانه‌ای که لیبرالیسم با واژه «پوپولیسم» راه می‌اندازد را به‌شکلی راسخ عقب برانند.

زنان مهاجر افغان سخن می‌گویند

زنان مهاجر افغان سخن می‌گویند

متن حاضر، نتایج تحقیقی است در مورد وضعیت رفاهی زنان مهاجر افغان در ایران. این تحقیق در بهار و تابستان 1395 انجام شد. اما به دلایلی انتشار آن تا به امروز( مرداد ماه 1397)، امکان پذیر نبود. در این تحقیق، برخی جنبه‌ها‌ی وضعیت رفاهی زنان مهاجر افغان در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به توضیح است که وضعیت رفاهی زنان افغان، جدا از وضعیت رفاهی خانوا‌د‌ه‌هایشان نیست. البته علاوه بر شاخص‌های کلی که در مورد تمام خانوار‌های مهاجران افغان صادق است، شاخص‌‌های دیگری مورد تحقیق قرار گرفت که در واقع مختص به زنان شرکت‌کننده در این تحقیق است. در مجموع، این شاخص‌ها مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت: میزان درآمد ماهانه‌ی خانوار، میزان مصرف پروتئین حیوانی (گوشت، مرغ، و ماهی)، میزان مصرف میوه، میزان تحصیلات، دسترسی به امکانات عمومی (سینما، تئاتر، باشگاه ورزشی،…)، سلامت جسمی، و احساس امنیت اجتماعی. در این تحقیق، 90 زن مهاجر افغان شرکت داشتند که عمدتاً ساکن تهران (مناطق پاسگاه نعمت آباد، مولوی، خیام، پانزده خرداد )، شهریار و کوره‌پزخانه‌های محمودآباد در جنوب تهران بودند.
این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

در بخش دوم سخنرانی، باتلر پرسش زندگی خوب را تا بن بست اخلاقی آن دنبال می‌کند (این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد)؛ تا جایی که با نظم سیاسی موجود در تضاد قرار می‌گیرد، و نشان می‌دهد که حتی «بی‌ثباتی» در مقام اشکال مختلف «زیست‌ناپذیری» نمی‌تواند پرسش از زندگی نیک را محو کند. این تناقض برای آرنت با دوگانه‌ی خصوصی / عمومی حل و فصل می‌شود، و در ادامه باتلر به مشکلات این دوگانه و نسبت آن با امکانِ سیاست (یا بهترین شکل زیستن) می‌پردازد.
آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

آدم چطور می‌تواند زندگی خود را به درستی پیش ببرد، به گونه‌ای که بتوانیم بگوییم در جهانی که برای انبوهی از مردم محرومیتِ ساختاری و نظام‌مند به همراه دارد، ما به نیکی زیسته‌ایم. این سوالی است که جودیت باتلر در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه آدورنو به پیش می‌کشد و تلاش می‌کند پاسخ دهد.
تجربه شکست با پیروزی دلالان

تجربه شکست با پیروزی دلالان

سخنان اخیر رئیس کل سازمان خصوصی در یک برنامه تلویزیونی و واکنش‌های فعالان بخش تولید و اقتصاددانان به‌این اظهارات، تیتر شکست خصوصی‌سازی را پس از دو دهه از آغاز اجرای این سیاست به صفحه اول رسانه‌ها آورد. پوری حسینی، رئیس کل سازمان خصوصی دراین برنامه از نقش بازدارنده مدیران دولتی در روند خصوصی‌سازی سخن گفته است: «برخی اوقات این مخالفت‌ها از حد فراتر می‌رود و تلاش می‌کنند سازمان خصوصی‌سازی موفق نشود. برخی از اعضای قوه مقننه هم در برخی موارد نه‌تنها از خصوصی‌سازی دفاع نمی‌کنند بلکه دربرابر آن مقاومت می‌کنند.»
در این سخنان مشکلات خصوصی‌سازی به مقاومت برخی مدیران دولتی برابر واگذاری‌ها محدود شده است و حرفی از فساد و نفوذ دلالان در روند واگذاری صنایع به میان نیامده است. دراین گزارش تجربه یک کارگر متخصص از خصوصی‌سازی یک کارخانه مهم نساجی در جنوب تهران تشریح می‌شود و سپس دکتر ابراهیم رزاقی تجربه‌خصوصی‌سازی در ایران را تحلیل می‌کند.


اگر نمی‌خواهی اخراج شوی، باید بخندی

اگر نمی‌خواهی اخراج شوی، باید بخندی

کار کردن اغلب آزاردهنده و فرسایشی است. کلی‌تر بگویم، از همان روز اولی که آدم‌ها مجبور شدند برای پول کاری را که دوست ندارند انجام دهند، به این نتیجه رسیدند که کارکردن خوشایند نیست. اما امان از رئیس‌ها و کارفرماها که موجودات آب‌زیرکاهی‌اند و روز به روز هم باتجربه‌تر می‌شوند. ویلیام دیویس۱، جامعه‌شناس و اقتصاددان انگلیسی به تازگی کتابی با نام صنعت شادی۲ نوشته‌ است که بسیار جالب و البته تا حدودی هم ناراحت‌کننده است. او در این کتاب روش‌هایی را افشا می‌کند که طی آن‌ها کارفرمایان ما به علم و اندازه‌گیری روی‌آوردند تا روی میزان شادی کارکنانشان تأثیر بگذارند. شادی‌ای که مداوماً از عوامل نهادی (تعادل ناپایدار شغل و زندگی؛ رقابت شدید) آسیب می‌بیند. کتاب دیوید که عمیقاً محققانه است و بی‌جاروجنجال، جبران خوبی برای انبوه کتاب‌های شبه‌علمی شادی است که این‌روزها بازارشان در حوزه‌ی کسب‌وکار و مدیریت بسیار داغ شده‌است؛ کتاب‌هایی که بسیار بعید است نویسندگانشان با اهداف ایدئولوژیک مهم‌تری که شادی و رفاه در محل کار دارد، آشنا باشند. مجله‌ی ساینس آو آس۳، با مؤلف این کتاب درباره‌ی خطرات زندگی کمی‌شده، اهمیت مورد بدفهمی واقع‌شدن، و دوست خوب و خوشحال ۴ و البته موذی گوگل مصاحبه کرده‌ است.

سرمایه جایی می‌رود که کارگر ارزان باشد

سرمایه جایی می‌رود که کارگر ارزان باشد

یکی از اتفاقاتی که پیش بینی می‌شود پس از توافق هسته‌ای روی دهد، حضور شرکت‌های بین‌المللی و ورود سرمایه خارجی به ایران است. یک فعال کارگری باسابقه درباره تاثیر این اتفاق بر وضعیت صنفی و معیشتی کارگران ایرانی می‌گوید که با وضع فعلی کارگری این اتفاق تاثیر مثبت چندانی نخواهد داشت چرا که سرمایه خارجی استاندارد تشکل‌های کارگری را می‌خواهد.