یک کتاب مستهجن منتشر شد؟!

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

ادبیات داستانی

تعداد مطالب: 17

زندگی خودم داستان‌ دارد

زندگی خودم داستان‌ دارد

یک ایده کلی وجود دارد که داستان‌ها و نوشته‌های هر نویسنده برآمده از زندگی خودش هستند. اما این ایده تا کجا کار می‌کند و آیا می‌توان داستانی نوشت که برداشتی از زندگی نویسنده در آن نباشد؟
کشتن یک فیل

کشتن یک فیل

مقاله زیر (Shooting an Elephant) بازگوکننده خاطره‌ای است که به گفته خود اورول تاثیری زیاد و عمیق بر درک او از امپریالیسم و علاقه او برای پایان دادن به امپراتوری بریتانیا گذاشت. اورول که در ۱۹۲۷ به دلیل ابتلا به تب دِنگی در مرخصی در انگلستان به سر می‌برد، پلیس سلطنتی هند را ترک کرد تا به علاقه اصلی خود، نویسندگی، بپردازد.
در ستایش حاشیه‌ها

در ستایش حاشیه‌ها

در جامعه‌شناسی هنر، ادعای بحث‌برانگیز این است که بازار تا چه اندازه در شکل‌گیری فضاها و رویکردهای هنرمندان موثر بوده؟ آیا بازار را هم می‌بایست در کنار هنرمندان به عنوان خالق آثار در نظر بگیریم؟
خوانشی پسااستعماری از خودزندگینامه علی‌اشرف درویشیان

خوانشی پسااستعماری از خودزندگینامه علی‌اشرف درویشیان

نوشتن به زبان غالب به معنای یکسان شدن نیست. استراتژی‌های بینازبانی زیادی وجود دارند که نویسندگان جوامع حاشیه از آن برای متمایز ساختن خود از فرهنگ غالب استفاده می‌کنند. ماهیت ترکیبی متن بینازبانی مرکز یا حاشیه را برتری نمی دهد اما در عوض دیالکتیکی بین زبان‌های مرکز و حاشیه ایجاد می‌کند.
آنها نامرئی نیستند

آنها نامرئی نیستند

آنچه علی‌اشرف درویشیان از خود به جای گذاشته نه فقط داستان‌هایی از زندگی مردم فرودست که نگاهش به اهمیت روایت کردن آنها برای کودکان و نوجوانان است. چیزی که این روزها شاید کمتر کسی به آن فکر می‌کند.
خطا در ترجمه و بدفهمی در ترجمان

خطا در ترجمه و بدفهمی در ترجمان

حرف از ترجمهٔ رمان و شعر است نه متون فنی و غیرشخصی. بسیار دشوار بتوان بدون درس‌خواندن همراه و نزد کسانی که در یک زبان و با آن بزرگ شده‌اند تنها با فرهنگ لغت اثر ادبی ترجمه کرد. در غرب، پس از چندین قرن شرق‌شناسی و مطالعهٔ زبانهای خارجی، امروز مترجم اثر ادبی معاصری از فارسی به زبان مادری خویش نیازمند مشورت با فارسی‌دان‌هایی است که تازه‌ترین تحولات زبان مادری را در وطن خویش تجربه کرده باشند.
خواندن فراموش کردن است

خواندن فراموش کردن است

آیا خوانش یک متن واقعاً انباشتی تدریجی و همواره مثبت از کنترل و ابقای عظیم و طولانی اطلاعات و دانسته‌هاست یا بیشتر پروسه‌ای متزلزل که در هربار خواندن، قرائت قبلی را ملغی می‌کند و جانشین آن می‌شود؟ من هیچ‌وقت نمی‌توانم هیجانی که از خوانش نخست به‌ دست آورده‌ام، دوباره بازسازی کنم.
«بازگشت به گرامشی» و سنجش دموکراسی ادبی

«بازگشت به گرامشی» و سنجش دموکراسی ادبی

گرامشی وظیفه‌ای به وظایف روشنفکر می‌افزاید و خط بطلانی بر دوگانه‌ روشنفکر و غیرروشنفکر می‌کشد؛ همه می‌توانند روشنفکر باشند و وظیفه‌ روشنفکر علاوه‌ بر راهنمابودن این است که همگان را متقاعد سازد که روشنفکرند. در این میان «روشنفکر عام» پا به حیات می‌گذارد.