همین حالا به لیبرال‌-نازیسم پایان دهیم

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

لیبرالیسم

تعداد مطالب: 6

مایکل سندل، جماعت‌گرایی و مرزهای اخلاقی بازار

مایکل سندل، جماعت‌گرایی و مرزهای اخلاقی بازار

کتاب «آنچه با پول نمی‌توان خرید» کتاب مهم سندل که در سال 2012 درست چند سال پس از بحران اقتصادی بزرگ 2008 منتشر شده نقدی اخلاقی و فلسفی بر سیاست‌های اقتصاددانان بازار آزاد و طرح‌های نئولیبرالیستی در آن دوران است.
از زورو تا زامبی: ظهور و سقوط جنبشِ وام‌های خوداشتغالی

از زورو تا زامبی: ظهور و سقوط جنبشِ وام‌های خوداشتغالی

جنبشِ مدرنِ اعتباراتِ‌خُرد درواقع بر سوءتفاهمی بنیادین بنا شد. مبنای ادعاهای شوق‌انگیزِ دکتر محمد یونس، اقتصاددان بنگلادشی، فرضیاتی دور از دسترس و غلط بود. این فرض غلط این بود که افراد کم‌بضاعت، به ویژه زنان، می‌توانند به راحتی یک بنگاهِ خردِ غیررسمی ایجاد کنند تا بدین طریق اقلام ساده یا خدمات را به دیگر افراد کم‌بضاعت در همان جامعه بفروشند. عقیدۀ راسخ یونس این بود که مادامی که به افراد فقیر کمک می‌کنیم که تا چیزی تولید کنند، آن‌ها به راحتی می‌توانند آن را بفروشند.

مهندسی رضایت با صنعت روابط عمومی

مهندسی رضایت با صنعت روابط عمومی

نوام چامسکی را اکنون یکی از بزرگ‌ترین فیلسوف های دنیا می‌دانند که آرا و نظرات او همواره مورد توجه کانون‌های تئوریک و محافل سیاسی جهان قرار دارد. چامسکی در این گفت‌وگو، از جدیدترین و پیچیده‌ترین صنایع سرمایه‌داری معاصر، یعنی «صنعت روابط عمومی»، سخن گفته و لایه‌های پنهان و کارکردهای عملی این صنعت را برای «مهندسی رضایت» در عامه مردم واکاوی نموده است. او می‌گوید از منظر لیبرال‌ها «باید مردم را طوری منحرف کرد که در حد بیننده باقی بمانند.»

سیاست مردمی و انتخابات

سیاست مردمی و انتخابات

مطلب پیش رو هم‌زمان با انتخابات اخیر ریاست جمهوری و در سه قسمت مجزا، در وبلاگ گاهنامه جامعه‌شناسی انتشار یافته بود. بهرنگ صدیقی به بهانه انتخابات، از سیاست مردمی سخن می‌گوید. از حامیان دوآتشه عدم شرکت در انتخابات که یک شبه به حامیان دوآتشه شرکت در انتخابات تبدیل شدند. و این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا سیاست مردمی می‌تواند از مسیر انتخابات بگذرد؟
آزادی و برابری برای چه کسی؟

آزادی و برابری برای چه کسی؟

اختلاف جماعت‌گرایان با لیبرال‌ها تنها به وظیفه حکومت، آزادی، خیر عمومی و رابطه فرد و جامعه خلاصه نمی‌شود و حتی فراتر، در مبادی انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و اخلاق نیز اختلافی جدی میان آنها وجود دارد. جماعت‌گرایان به‌عنوان گفتار و دیدگاهی منسجم و سازمان‌یافته به نقد جریان لیبرالیسم می‌پردازند و همان‌طور که از نام‌شان برمی‌آید بیش از هرچیز دغدغه «اجتماع» دارند. به این اعتبار که هریک از ما در جایگاه فرد تنها به میانجی زیست در یک اجتماع است که استعدادها، شیوه زندگی و هویت فردی خود را می‌یابیم. پس برخلاف لیبرال‌ها، آنها زندگی سیاسی را در دلبستگی به یک اجتماع تعریف می‌کنند نه فرد. در این گفتار تنها جماعت می‌تواند طبیعت انسان را معین سازد و به آن شکل دهد.