پنجاه سال سینمای آزاد

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

سینمای ایران

تعداد مطالب: 23

پنجاه سال سینمای آزاد

پنجاه سال سینمای آزاد

جنبش سینمای آزاد ایران در سال 48 و در مهدکودکی در تهران متولد شد. با این که بیشتر از ده سال تداوم نداشت اما در طول یک دهه تبدیل شد به تجسم رویاهای جوانان سینه‏ فیلم دهه‏‌های 40 و 50 شمسی.
شهرهای بی‌تصویر

شهرهای بی‌تصویر

سینما بود که به شهرهای گوناگون، مردمان مختلف و داستان‌های زندگی‌شان تصویرشان را داد. برخلاف این‌ اما شهرستان‌های ایران هنوز تصویری برای خود ندارند. آن‌ها شهرهای بی‌تصویرند.
بوسه‌شوئی

بوسه‌شوئی

نخستین بوسه در سینمای ایران را به اشتباه در سکانسی از ویدا قهرمانی و ناصر ملک مطیعی می‌شناسند. اما پیش از آن هم بوسه‌ای در سینمای ایران بوده است. بوسه‌ای که برای بازیگرش خوش یمن نبود.
متری شیش و نیم و «اگزوتیسم اجتماعی»

متری شیش و نیم و «اگزوتیسم اجتماعی»

چند سالی است مفهوم «سینمای اجتماعی» سهم صدای بیشتری در نوشته‌ها و گفتگوهای سینمای ایران دارد. اما مراد از سینمای اجتماعی چیست؟ فیلمی مانند متری شیش و نیم چه نسبتی با این مفهوم  دارد؟
ماری-کاترین، سلیا، هستی، رعنا و دیگران

ماری-کاترین، سلیا، هستی، رعنا و دیگران

در سینما از همان آغاز فیلم‌های پر‌شماری براساس خود حکایت‌ ریش‌آبی یا واریاسیون‌هایی از مسئله آن ساخته شده‌اند. در سینمای ایران این مضامین از سال‌های پایانی دهه هفتاد و بازنمایی متفاوتی از حضور زنان در سینمای ایران آغاز شد.
از نفس افتاده‌ها، غریبه‌ها و قصه‌بافان

از نفس افتاده‌ها، غریبه‌ها و قصه‌بافان

سینمای ایران در پیش از انقلاب تا چه حد موضوعاتی را بازنمایی می‌کرد که در انقلاب ۵۷ نمایان شد؟ تصور ایده‌های جامعه انقلابی ایران در سینما چه تصاویری را پیش می‌کشید؟
مواظب بودم تا نابود نشوم

مواظب بودم تا نابود نشوم

نام «امیر نادری» با موج نوی سینمای ایران پیوند خورده؛ درس‌خوانده سینما نیست و فیلم‌سازی را خودجوش در آشوب‌های درون خود یافته است؛ به قول خودش سمج‌بودنش عامل مؤثری در شناخت سینما، مهاجرت و یادگرفتن زبان انگلیسی شد. او برای باقی‌ماندن در جهان سینما ریسک‌های زیادی انجام داد و در این راه دوستان، کشور و جوانی‌اش را از دست داد؛ امسال نیز «جشنواره ونیز» فیلم «چراغ جادو»، آخرین ساخته او، را نمایش داد. شور و ‌عشق بی‌پایان نادری به جهان سینما در این فیلم موج می‌زند. آخرین فیلم او به قول خودش شبیه بقیه آثارش نیست. اثری که ریشه در علائق او به سینماگران محبوبش «کنجی میزوگوچی» و «ماکس افولس» دارد، اما دلیل اصلی ساخت آن نگاهی دوباره به یکی از فیلم‌های قدیمی‌اش؛ «انتظار» است؛ فیلم کوتاهی که هیچ‌گاه فرصت نفس‌کشیدن پیدا نکرد، اما سرانجام این انتظار 43 ساله با فیلم «چراغ جادو» به ثمر نشست. در خلال جشنواره فرصتی شد تا گفت‌وگویی خصوصی درباره دنیای این سینماگر بزرگ صورت گیرد. مردی که ناگهان با گفتن «کات» مکالمه را تمام می‌کند.