در جستجوی قاتل غیرخودی

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

روزنامه شرق

تعداد مطالب: 7

در جستجوی قاتل غیرخودی

در جستجوی قاتل غیرخودی

صفحه حوادث روزنامه‌ها مملو از خبرهای هولناک است. خبرهای هولناکی که به شکلی جذاب روایت می‌شوند؛ روایت داستان‌گونه قتل، تجاوز و سرقت مسلحانه. روایتگر این قصه‌ها در جایگاه کارآگاه، سعی می‌کند با پشت هم آوردن وقایع، روایتی یک‌دست و قابل فهم از اتفاق رخ‌داده به دست بیاورد و از این طریق راز جنایت را بر ملا کند. از سوی دیگر نویسنده صفحه حوادث گاه در جایگاه قاضی، تکلیف پرونده را مشخص می‌کند و در لابلای سطور نوشته‌اش حکم لازم را صادر می‌کند. علاوه بر این دو جایگاه، نویسنده صفحه حوادث نقش سومی هم دارد. در این یادداشت با بررسی صفحه حوادث روزنامه شرق در روز پنجشنبه ۲۳ فروردین ۹۷ به این جایگاه نویسنده صفحه حوادث نگاه می‌کنیم.
بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

رویکرد نشریاتی که محمد قوچانی سردبیری ‌آن‌ها را بر عهده دارد بارها و بارها از سوی چهره‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و فکری مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری از این نقدها نیز نوشته‌های خود قوچانی را هدف قرار داده‌اند. سایرا رفیعی در یادداشت پیش رو به شیوه استدلال مورد استفاده قوچانی در نوشته‌هایش پرداخته است. او با بررسی یکی از مقالات اخیر قوچانی در مجله مهرنامه با عنوان «نئومارکسیسم و بحران جامعه‌نشناسی» شیوه استدلال قوچانی را بررسی می‌کند. نویسنده کار قوچانی را شبیه کابینت‌سازی می‌داند که مدام مشغول طبقه‌بندی است. طبقه‌بندی‌ای که در آن نویسنده مجبور است اطلاعات غلط بدهد،‌ بخشی از واقعیت‌ها را نادیده بگیرد، تحریف کند و یا دست و پای مفاهیم و اتفاقات را طوری ببرد که در طبقات کابینت جا شوند.
۳۶ میلیون «برده مدرن» در جهان

۳۶ میلیون «برده مدرن» در جهان

برده‌داری زنده است؛ حتی حالا و پس از گذشت بیش از 30‌سال از زمانی که آخرین کشورها، به‌استثنا کره‌شمالی نیز برده‌داری را غیرقانونی اعلام کرده‌اند. این همان حقیقت هراس‌آوری‌ است که «شاخص جهانی برده‌داری» در سال 2014 به ما گوشزد می‌کند. بله، شاید دیگر خبری از برده‌داری سنتی نباشد، ادعایی که آن‌هم توسط کشور موریتانی به چالش کشیده می‌شود، اما شماری نزدیک به 36میلیون برده در سرتاسر جهان نشان از آن دارد که این پدیده باستانی امروز نقابی مدرن بر چهره زده است.
«ناسازه‌های دُم‌گزانه» در ترجمه‌های قابل‌قبول

«ناسازه‌های دُم‌گزانه» در ترجمه‌های قابل‌قبول

یادداشت پیش‌رو نقد دیگری است از صالح نجفی به ترجمه‌های فلسفی در ایران. او این بار با نقدی کم‌تر بی‌رحمانه به بررسی و نقد ترجمه‌ی کتاب «خیلی کم...تقریباً هیچ» نوشته‌ی سایمون کریچلی می‌پردازد که توسط لیلا کوچک منش ترجمه شده است.
روشنفکران مسلمان و چالش «داعش»

روشنفکران مسلمان و چالش «داعش»

داعش امروز دیگر در خاورمیانه به یک مسئله تبدیل شده‌ است؛ اما پیش از آنکه تبدیل به مسئله شود خود چارچوب دیگری را برای پرسش‌گری پیش می‌کشد؛ اینکه چطور بهار عربی به وضعیت سوریه‌‌ی در حال جنگ داخلی، لیبی دچار هرج‌و‌مرج و مصر در دستان نظامیان رسید؟ آیا این وضعیت ذاتی خاورمیانه‌ست یا باید پیچیدگی‌های بیشتری را برای فهم آنچه در جریان است لحاظ کرد؟ فاطمه صادقی در گفتگوی پیش رو بخشی از این پرسش‌ها را پاسخ داده یا ادامه می‌دهد.
زنان، کار می‌کنند پس هستند

زنان، کار می‌کنند پس هستند

مطلب پیش‌رو گزارش روزنامه شرق از سخنرانی «محمد مالجو» اقتصاد‌دان و «زهره ارزنی» حقوق‌دان در نشستی دانشجویی تحت عنوان «مشارکت اقتصادی زنان، راهکارها و چالش‌ها» است. در این نشست، ارزنی با مرور قوانین حاکم بر اشتغال در سه دهه گذشته وضعیت کنونی استخدام و اشتغال زنان را بررسی کرد. مالجو نیز در سخنرانی خود به ریشه‌یابی علل افزایش «مشارکت اقتصادی زنان در بازار کار» پرداخت.

قصه هوموساکرهای مکتوب

قصه هوموساکرهای مکتوب

ارنستو لاکلائو، متفکر- نظریه‌پرداز- فعال سیاسی بزرگ پست‌مارکسیست آرژانتینی، چندی پیش از دنیا رفت. در 78 سالی که زیست، پست و بلند کم ندید: از آرژانتین تا فرانسه، از جنبش‌های پوپولیستی تا خیزش‌های دانشجویی، از ساخته‌شدن و فروریختن انواع و اقسام هویت‌های سیاسی تا بربادرفتن بسیاری امیدها برای تغییر واقعی و ریشه‌ای جهان، از خلق «دال‌های تهی» تا تشکیل «زنجیره‌های هم‌ارزی»، از کندوکاو در سیاهه مطالبه‌های برزمین‌مانده تا واکاوی پتانسیل‌های به خاک سپرده… باری، لاکلائو در چندین دهه پیکار پیگیر در پهنه نظریه و سیاست از حیث دست‌و‌پنجه نرم کردن با فاجعه‌ها کم و کسری نداشت، اما بی‌گمان در واپسین سال عمرش از وقوع یک فاجعه بی‌خبر ماند- فاجعه‌ای در کسوت خبری «خوب»: پس از نزدیک سه‌دهه از نخستین انتشار شاید مهم‌ترین کتابی که او همراه با «رفیق» ‌دیرینش در سال 1985 به سنت چپ و نظریه سیاست رادیکال هدیه کرد، سرانجام «هژمونی و استراتژی سوسیالیستی» ‌به زبان فارسی برگردانده شد. کتاب لاکلائو و شانتال موف آغازی کوبنده داشت: «تفکر چپ امروز بر سر دوراهی ایستاده است.» «حقایق بدیهی» گذشته زیر سؤال رفته‌اند- زمینی که آن حقایق در آن ریشه داشتند دستخوش شقاق شده و پاره‌پاره گشته؛ انبوهی از ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها چونان بهمنی ویرانگر بر سر پویندگان و کوشندگان چپ فرود آمده ــ از بوداپست تا پراگ و کودتای لهستان، از کابل تا عواقب پیروزی کمونیست‌ها در ویتنام و کامبوج و … علامت سوال بزرگی که در دهه 80 – چند سال پیش از فروپاشی بلوک شرق – در برابر دیدگان نظریه‌پردازان و مبارزان چپ خودنمایی می‌کرد به معنا و مفهوم سوسیالیسم و راه‌های منتهی به آن مربوط می‌شد. البته لاکلائو و موف در کنار این شکست‌ها فهرستی از پدیده‌های مثبت جدید هم می‌آورند.