زنگ خطری برای صنعت روان‌درمانی کشور

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

روانشناسی

تعداد مطالب: 4

زنگ خطری برای صنعت روان‌درمانی کشور

زنگ خطری برای صنعت روان‌درمانی کشور

نویسندگان این متن از طریق مصاحبه اینترنتی با ۳۵۰ نفر تلاش کرده‌اند که بفهمند پشت در اتاق‌های روان‌درمانی در کشور چه می‌گذرد. نتایج کار آن‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مراجعین تجربه‌های عجیب و غیرحرفه‌ای در فرایند درمان روانی داشته‌اند.
بازی‌های ویدئویی؛ مخرب یا سودمند؟

بازی‌های ویدئویی؛ مخرب یا سودمند؟

از ابتدای ظهور پدیده‌ی بازی‌های ویدئویی، پژوهش‌های بسیاری در رابطه با تاثیرات این تکنولوژی به‌روی افراد مختلف به ویژه کودکان صورت گرفته است. این متن هم بر اساس تحقیقات نویسنده، سعی در بررسی این موضوع از دیدگاه‌های مختلف روان‌شناختی دارد.
روانشناسی ِ کرمِ خود درخت

روانشناسی ِ کرمِ خود درخت

افشای تجربه‌ی خشونت خانگی آزاده نامداری مجری تلوزیون ایران و پخش تصویر چشم کبودش در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌ها و نظرات مختلفی را در دنیای مجازی به همراه داشت؛ از جمله نوشته‌ها و اظهار نظرهایی که در بحث‌های روانشناسی، جامعه‌شناسی و فمینیستی به عنوان عارضه‌ی «سرزنش قربانی» (1) شناخته می‌شوند. مورد آزاده نامداری تنها نمونه‌ای نیست که در آن قربانی به دلایلی مانند ضعف در انتخاب همسر، یا عدم خروج فوری‌ از رابطه (و در این مورد خاص وابستگی‌های سیاسی و مذهبی) در مسئولیت وقوع خشونت فیزیکی شریک است. در واقع همین نگرش رایج است که در پرونده‌ی تجاوز سابقه‌ی روابط جنسی قربانی را کنکاش می‌کند، ابتلا به بیماری‌های جسمی و روحی را به سبک زندگی فرد مرتبط می‌کند، و معتقد است دلیل فقر و بی‌کاری، تنبلی و بی‌انگیزگی انسان‌ها است. هدف من از نوشتن این یادداشت بازخوانی ماجرا و حواشی مجازی‌اش نیست بلکه قصد دارم به بهانه‌ی موردِ نه چندان عجیب آزاده نامداری به عارضه‌ی سرزنش قربانی از منظر روانشناسی بپردازم.

نولیبرالیسم چگونه زشت‌ترین خوی ما را بیدار می‌کند؟

نولیبرالیسم چگونه زشت‌ترین خوی ما را بیدار می‌کند؟

نویسنده: پل ورهاگه | یادداشت مترجم: بسیاری تصور می‌کنند مبارزه با نولیبرالیسم (یا تاکید بر سازماندهی اجتماعی متفاوت) یک انتخاب سیاسی صرف است. آن‌ها از این غافل‌اند که نظامِ حاکم بر اقتصاد جهان عاملِ تخریب‌های روانی و شناختی است که به واسطه نظام رقابتی بازار آزاد در زیست اجتماعی بشر ایجاد می‌شود. امروز بیش از گذشته می‌توانیم این تخریب‌ها را با ابزارهای مختلف پژوهشی ببینیم و بسنجیم.
یادداشت پل ورهاگه - روانکاو و روان‌درمانگر برجسته- در روزنامه گاردین نشان می‌دهد که موتور محرک این عقیده که «انسان گرگِ انسان است» حاصل نظمی بازار-محور است و نه خلق و خویِ طبیعی بشر، بر این اساس بسیاری از تخریب‌های روانی رایج جزئی از نهاد بشر نیست اند بلکه بخشی از نظام سیاسی-اقتصادی فعلی اند. این عقیده ورهاگه امروز در علوم شناختی و روانشناسی اجتماعی دلایل تجربی بسیاری دارد. دلایلی که بر اساس آن‌ها طبیعتِ ذهنِ اجتماعی بشر را می‌توان فارغ از استثمار و بهره‌کشی از دیگری تصویر کرد و توضیح داد. در واقع امروز دلایل تجربی بسیاری داریم که بگوییم مشخصه‌ی ویژه‌ی ذهن بشر همکاری و تشریک مساعی است و نه رقابت تخریبی با دیگران. این مشخصه دیگرخواهانه نخستین بعدن در رُشد کودک تحت سیطره ارزش‌های نظام بازار آزاد، تباه می‌شود (در این زمینه همچنین مطالعه اثر ارزشمند روانشناس شناخت مایکل توماسلو تحت عنوان «چرا همکاری می کنیم؟» جوانبِ بیشتری از خویِ تعاون‌گرای بشر را آشکار می‌کند). پس بر این اساس، روان بشر استعداد تحقق بخشیدن به جهان دیگری را دارد، بلکه آن جهان دیگر با خویِ تعاون گرای مهربان‌تر و کم آسیب‌تر و آَشناتر است.
مبنای روانی چنین جهانی در ما وجود دارد و با بهره‌کشی ‌و آسیب به دیگری برای ارتقاء خود، فرق‌های اساسی می‌کند.