از فوتبال روز

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

ادبیات

تعداد مطالب: 56

جنونِ نقد

جنونِ نقد

کریستیَن کیثلی در کتاب «سینه‌فیلیا و تاریخ یا وزیدن باد بین درخت‌ها» که ترجمه فارسی‌اش به تازگی منتشر شده است، از ضرورت احیاء شیوه‌ای از ادراک و نقد فیلم سخن گفته که از مکاشفه، هیجان، لذت و حسانیت نیرو می‌گیرد.

در سیزدهمین سالمرگِ شاهرخ مسکوب در آینه خطیر خود

در سیزدهمین سالمرگِ شاهرخ مسکوب در آینه خطیر خود

«داستانِ ادبیات و سرگذشت اجتماع» از معدود آثاری است که در سنتِ نقد و تاریخ‌نگاری ادبیات ما جانبِ تتبع و تنقیب خلاق را گرفته است. شاهرخ مسکوب، ادیب و اندیشمندِ معاصر در این اثر با «ایده»ای سیاسی- تاریخی سراغ تکه‌ای از ادبیات ما می‌رود و بازه‌ زمانی ١٣٠٠ تا ١٣١٥ را برمی‌رسد تا به‌تعبیر خودش «نشانی از خاستگاه اجتماعی ادبیات» به‌دست دهد.

شعر ما به خشونت احتیاج دارد

شعر ما به خشونت احتیاج دارد

متن پیش‌ رو بخش دوم از مقدمه کتاب «گزینه اشعار فروغ فرخزاد» است، به قلم خود او. فروغ در این مقدمه از درکش از شعر و نقدهایش به آن و به خود می‌گوید. در روزهای آتی بخش‌ بعدی این مقدمه در «میدان» منتشر خواهد شد.
الیف شفق: فراموشی جمعی مردم کشورم را افشا می‌کنم

الیف شفق: فراموشی جمعی مردم کشورم را افشا می‌کنم

الیف شفیق از نویسندگان نامدار ترکیه است. او به تازگی رمان جدید منتشر کرده است. شفیق می‌گوید همیشه تلاش کرده صدای آدم‌های خاموش باشد و از ورای چشمان شخصیت‌های بعید؛ مردمی که به حاشیه رانده شده‌اند، فراموش شده‌اند و دیده نمی‌شوند، داستان‌ها را روایت کند.
لابه‌لای خطوطِ بیگانه

لابه‌لای خطوطِ بیگانه

زبان شکاف اصلیِ میان نگاه استعمار به دیگر سرزمین‌ها، و نگاه مردم همان سرزمین‌ها را بازنمایی می‌کند. و این نقطه شروع داستانِ «مورسو، بررسی مجدد» است: صدای ما شنیده نشده، چون به زبانی دیگر حرف زده‌ایم؟ خب حالا با زبان خودتان حرف می‌زنیم. صدایمان را می‌شنوید؟
به یاد رولان بارت

به یاد رولان بارت

متن پیش‌رو یادداشتی است که ایتالو کالوینو، نویسنده‌ی ایتالیایی تبار، در یادمان مرگ رولان بارت، نویسنده‌ و فیلسوف فرانسوی نوشته است. در این متن، کالوینو خاطره‌ی خواندنِ کتاب بارت؛ «اتاق روشن» را با واقعه‌ی مرگ این نویسنده درهم می‌تند.
چرا می‌نویسم

چرا می‌نویسم

اورول در مقاله زیر (Why I Write) زندگینامه‌ ادبی کوتاهی از خود ارایه می‌دهد و به حلاجی سبک ادبی و موضوعات مورد علاقه خود می‌پردازد. عمده مطالب مطرح شده در این مقاله به احتمال برای خواننده جالب خواهد بود، ولی شاید مهمترین قسمت مقاله چندین جمله است که اورول در آنها به وضوح مواضع سیاسی خود را بیان می‌کند: "جنگ اسپانیا و اتفاقات دیگر در ۳۷-۱۹۳۶ کفه ترازو را تکان داد و بعد از آن می‌دانستم کجا ایستاده‌ام. هر خط کار جدی که از ۱۹۳۶ نوشته‌ام، مستقیم یا غیرمستقیم، در مخالفت با تمامیت‌خواهی و در حمایت از سوسیالیسم دموکراتیک، آنگونه که من می‌شناسمش، نوشته شده است." البته این صراحت بیان دلیلی بر عدم تحریف این چند جمله در جریان جنگ سرد نشد. نظام سرمایه‌داری، در رقابت خود با نظام کمونیستی، بارها از نسخه کوتاه شده این جملات (اشاره به سوسیالیسم دموکراتیک همیشه حذف می‌شد) برای افزودن اعتبار به ایدئولوژی مورد پسند خود استفاده کرد. شاید همانطور که اورول خود در مقاله‌ای دیگر بیان می‌کند "مهمترین هدف تبلیغات اثرگذاری بر افکار معاصر است ولی آنها که به بازنویسی تاریخ مشغولند احتمالا در گوشه‌های فکرشان به چپاندن حقایق در گذشته هم اعتقاد دارند."