در نهایت همه چیز باید از هم بپاشد

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

آدورنو

تعداد مطالب: 7

کافکا مقلدان را پشت در گذاشت

کافکا مقلدان را پشت در گذاشت

سعید رضوانی درباره خوانشِ آدورنو از كافكا می‌گوید؛ در پیوند با وضعیت كنونی ما که رضوانی معتقد است بهطرز غریبی بهدستِ راستگرایانی افتاده است كه از موضع روشنفكری بهصراحت ترویج ناسیونالیسم ميكنند؛ آنهم ناسیونالیسمِ پرخاشگری كه بهتر است آن را شووینیسم خواند.
این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

در بخش دوم سخنرانی، باتلر پرسش زندگی خوب را تا بن بست اخلاقی آن دنبال می‌کند (این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد)؛ تا جایی که با نظم سیاسی موجود در تضاد قرار می‌گیرد، و نشان می‌دهد که حتی «بی‌ثباتی» در مقام اشکال مختلف «زیست‌ناپذیری» نمی‌تواند پرسش از زندگی نیک را محو کند. این تناقض برای آرنت با دوگانه‌ی خصوصی / عمومی حل و فصل می‌شود، و در ادامه باتلر به مشکلات این دوگانه و نسبت آن با امکانِ سیاست (یا بهترین شکل زیستن) می‌پردازد.
آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

آدم چطور می‌تواند زندگی خود را به درستی پیش ببرد، به گونه‌ای که بتوانیم بگوییم در جهانی که برای انبوهی از مردم محرومیتِ ساختاری و نظام‌مند به همراه دارد، ما به نیکی زیسته‌ایم. این سوالی است که جودیت باتلر در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه آدورنو به پیش می‌کشد و تلاش می‌کند پاسخ دهد.
بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

رویکرد نشریاتی که محمد قوچانی سردبیری ‌آن‌ها را بر عهده دارد بارها و بارها از سوی چهره‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و فکری مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری از این نقدها نیز نوشته‌های خود قوچانی را هدف قرار داده‌اند. سایرا رفیعی در یادداشت پیش رو به شیوه استدلال مورد استفاده قوچانی در نوشته‌هایش پرداخته است. او با بررسی یکی از مقالات اخیر قوچانی در مجله مهرنامه با عنوان «نئومارکسیسم و بحران جامعه‌نشناسی» شیوه استدلال قوچانی را بررسی می‌کند. نویسنده کار قوچانی را شبیه کابینت‌سازی می‌داند که مدام مشغول طبقه‌بندی است. طبقه‌بندی‌ای که در آن نویسنده مجبور است اطلاعات غلط بدهد،‌ بخشی از واقعیت‌ها را نادیده بگیرد، تحریف کند و یا دست و پای مفاهیم و اتفاقات را طوری ببرد که در طبقات کابینت جا شوند.
تاملات ‌کتابی

تاملات ‌کتابی

نویسنده: تئودور آدورنو |‌ تجربه مواجهه با كتاب به مثابه شيئي كه ظاهرش در انطباق با نيازهاي خوانندگان تغيير مي‌يابد و ديگر واجد آن «سادگي فروتنانه»اي نيست كه «آدورنو» آن را در تقابل با زرق‌وبرق بازاري بخش اعظم كتاب‌ها مي‌داند، امري است كه گويي امروزه حتي بيش از زمانه خود او در كار تداوم و تحكيم خويش است. تقديس بيمارگونه اشعار كلاسيك در هيات كتاب‌هايي با قطع‌هاي عجيب‌وغريب، طرح جلدهاي گل‌وبلبلي و حاشيه‌نويسي‌هاي طلاكوب، قلع‌وقمع كردن همين اشعار در قالب كتاب‌دستي‌هايي كه صرفا به درد كادوي شب «والنتاين» مي‌خورند، نمونه‌اي از پيامدهاي رويه كالايي‌شدن همه چيز در عصر ما است كه، در نمونه خاص كتاب، سعي در از ميان‌بردن و رفع آن سويه حقيقي ‌و كلي‌اي ‌دارند كه كتاب‌هاي راستين حامل آنند. براي آدورنو، كتاب نه شيئي در ميان ديگر اشيا بلكه تجسد مطلق ايده هگلي است. قطعات زير برگرفته از مقاله «تاملات كتابي» است كه در مجموعه يادداشت‌‌‌‌هاي آدورنو در باب ادبيات آمده است.