آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

آدورنو

در نهایت همه چیز باید از هم بپاشد

در نهایت همه چیز باید از هم بپاشد

بعضی از اندیشمندان سرنوشت غریبی در میدان اندیشه‌ی ایران پیدا می‌کنند. آدورنو بی‌شک یکی از همین اندیشمندان است. البته که از برخی آثار مهم آدورنو ترجمه‌هایی خواندنی در دسترس است. با این همه و با وجود این‌که بیشتر افراد به مدد خواندن چند مقدمه و شرح دست‌چندم خود را عالم...
کافکا مقلدان را پشت در گذاشت

کافکا مقلدان را پشت در گذاشت

شیما بهره‌مند:«کافکا را شاید تاکنون هیچ‌کس به گستردگی آدورنو تفسیر نکرده باشد. فارغ از آن‌که تا چه اندازه با گفته‌های او درباره نویسنده نامور آلمانی‌زبان موافق باشیم، وسعت پهنه‌ای که وی در آن، معنا و تا حدودی صورت آثار کافکا را شرح می‌دهد تحسین‌برانگیز است.» نُه...
این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

این زندگی هم به من تعلق دارد هم ندارد

[ بخش اول؛ آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟ ] زندگی من همین زندگی است، همینی که اینجا زندگی می‌شود، در افق مکانی و زمانی که توسط بدنم تثبیت شده است. اما همزمان آن بیرون هم هست، در هم پیچیده با تمام زندگی‌هایی که من فقط یکی از آنها هستم. افزون بر آن، در هم تنیده...
آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

آیا می‌توان زندگی بد را به خوبی زیست؟

وقتی در سال ۲۰۱۲ جودیت باتلر برندهٔ جایزهٔ آدورنو شد (جایزه ای که پیش از آن به نوربرت الیاس، ژاک دریدا، هابرماس، گدار و تعدادی دیگر تعلق یافته بود)، دولت و رسانه‌های اسرائیل به شدت نسبت به این انتخاب واکنش نشان دادند. علت آن هم فعالیت باتلر در کمپین تحریم آکادمیک...
بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

بازی با فلسفه، شوخی با تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

محمد قوچانی بی‌شک یکی از تاثیرگذارترین روزنامه‌نگاران اکنون ایران است. او در انتشار بسیاری از روزنامه‌ها و مجلات نقش داشته و از زمان انتشار همشهری ماه، سردبیر نشریات متعددی بوده است. اما اهمیت او در سال‌های اخیر به رویکردی برمی‌گردد که در نشریات زیر نظر او به جد...