امروزه معنای ۱۹۸۴ چیست؟

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

هنر

تعداد مطالب: 41

امروزه معنای ۱۹۸۴ چیست؟

امروزه معنای ۱۹۸۴ چیست؟

وزارت حقیقت: زندگی نامه‌ی کتاب ۱۹۸۴ نوشته‌ دوریان لینسکی و شرحش از همه‌گیرشدن ۱۹۸۴ مملو از بصیرت است. داستان همانند خود برادر بزرگ حضوری خفقان‌آور پیدا کرده است:« ۱۹۸۴ دارد شما را می‌پاید.»
نه‌ونیم تز دربارۀ هنر و طبقه

نه‌ونیم تز دربارۀ هنر و طبقه

مقدمۀ ترجمۀ فارسی


چند سالی از انتشار کتاب نه‌ونیم تز دربارۀ هنر و طبقه[۱] (۲۰۱۳) گذشته است و کمی بیش از آن (۲۰۰۹) از پخش متن حاضر در قالب جزوه در مقابل یک گالری هنری می‌گذرد. گذر زمان تا حدودی معنای این متن را برایم تغییر داده است. اکنون کمی روشن‌تر از گذشته می‌بینم که صورت‌بندی‌هایش چقدر خاص است و چگونه متأثر از زمان و مکانی بسیار محدود و تاریخی مشخص شکل گرفته است: سنت آوانگارد و بانفوذ اروپایی-امریکایی؛ اقتصاد سیاسی ایالات متحده؛ حتی نگرانی‌های کاملاً محلی دربارۀ دنیای هنرِ بیش‌ازحد تجاریِ نیویورک در ابتدای دهۀ ۲۰۱۰.

اما اگرچه گذر زمان باعث شده این متن محلی‌تر به‌نظر برسد، معنایش را نیز گسترش داده است. متنی که در طول یک آخر هفته در قالب یک جزوه، بدون اندیشیدن به امتداد زندگیِ پس از خلقش نوشتم، حیات خود را یافته است. در طول سال‌هایی که از نخستین انتشار آنلاینش می‌گذرد، پیام‌هایی از مردم سراسر جهان دریافت کرده‌ام که این متن را سودمند یافته‌اند. زمینه‌های جدید معانی جدیدی بدان بخشیده‌اند.

برای خودم، نظریۀ محوری‌اش (تلاش برای فهم چگونگی اندیشیدنمان دربارۀ «هنر» از طریق لنز نظریه‌های مارکسیستیِ طبقه) همچنان شیوه‌ای بسیار کارآمد برای فهم معنای هنرمندبودن است. این متن به من کمک کرده است تا تمایز نوع خاص کار هنری را بدون توسل به اسطوره‌سازی‌های رمانتیک بفهمم، اهمیتش را دریابم در حالی که محدودیت‌هایش را درک می‌کنم.

اگرچه این متن اکنون خاص‌تر به‌نظر می‌رسد اما معنایش برای خودم هم گسترش یافته است: همچنان که جامعه تناقضات، معضلات و چالش‌های جدیدی برای اندیشیدن دربارۀ هنر و کنشگری اخلاقیِ متناسب با آن در جهان ساخته است، این متن به نوشته‌هایم به شیوه‌هایی جدید، در زمینه‌های جدید، شکل داده است. گسترش نظریه‌ای که اینجا ارائه شده، همچنان برایم مبنایی برای شیوه‌های جدید اندیشیدن دربارۀ نحوۀ ارتباط هنرمندان با اقتصادِ در حال تغییر، نحوۀ ارتباط آنان با فناوری‌های جدید و چگونگی ارتباطشان با (انواع مختلف) سیاست است.

باید اعتراف کنم نمی‌دانم نه‌ونیم تز در ایران، با سنت‌های متمایزش در هنرهای تجسمی و مبارزات بسیار خاص خودش، چگونه خوانده خواهد شد. با این حال، عمیقاً به هم‌نشینی و گفت‌وگو در مبارزه باور دارم: در زمانه‌ها و فرهنگ‌های مختلف، می‌توانیم از یکدیگر تکنیک‌ها، ایده‌ها و استراتژی‌های جدیدی بیاموزیم که در مبارزه‌مان هدایتگرمان خواهد بود. اگر این متن که در جایی دور و شرایطی غریب نوشته شده است، به هر طریقی، به‌نظرتان مناسب می‌رسد، عمیقاً خوشحالم و کمی به آن افتخار می‌کنم. با ادای احترام به همۀ هنرمندان، اندیشمندان و سازمان‌دهندگانی که در آشفتگیِ کنونی تلاش می‌کنند راهی به جهانی مشترک و بهتر بسازند.
مارتین فرانک و تلاش برای برابری

مارتین فرانک و تلاش برای برابری

مارتین فرانک یکی از مشهورترین عکاس‌های زن قرن بیستم بود. او که یکی از بنیانگذاران آژانس ویوا بود، به اندازه‌ای پیشرفت کرد که عضو تمام‌وقت مگنوم شد. کارهای او شامل پرتره، عکاسی از منظره و رپورتاژ می‌شدند و از لحاظ سوژه نیز، سوژه‌های او از تلاش زنان برای برابری تا پرتره‌های دلسوزانه از بزرگسالان متفاوت بودند.
در عصر اینستاگرام، مونالیزا به ما چه می‌گوید؟

در عصر اینستاگرام، مونالیزا به ما چه می‌گوید؟

جان برجر (John Berger)، منتقد بریتانیایی، در کتاب تأثیرگذار «شیوه‌های نگریستن» در سال ۱۹۷۲ نوشت: «در عصر بازتولید دیجیتالی، معنای نقاشی‌ها دیگر به آن‌ها متصل نیست؛ معنایشان قابل ‌ارسال می‌شود.»

 
عکاسی در عصر سرمایه‌داری ارتباطی

عکاسی در عصر سرمایه‌داری ارتباطی

فرهنگِ نمایش و به‌ اشتراک‌گذاری آنلاین عکس در اینستاگرام حداقل از دو جهت پاسخی است به مقتضیات اقتصادی-اجتماعی نئولیبرالیسم. سرمایه‌داری شبکه‌ای‌شده از نظر جامعه‌شناسانی چون لوک بولتانسکی  و ایو چیاپلو واکنشی است به «نقدی هنری»‌ که فوردیسم اواسط قرن بیستم را زیر سوال می‌برد. امری که طالب استقلال بیشتر، تجربه‌ی اصیل و رهایی از قید و بند تک‌صدایی فرهنگ مصرفی تولیدانبوه و کار سخت روزانه بود. سرمایه‌داری از طریق آزاد کردن نیروی کار؛ تفکیک تولید کالایی و تولید فرهنگی، به این وضعیت واکنش نشان داد تا ظرایف ترجیحات فردی را برآورده کرده و جهانی به لحاظ زمانی منعطف پدید آورد که در آن موفقیت نه از طریق پیمودن سلسله مراتب ترقی بلکه از طریق حرکت میان پروژه‌های مختلف و در دورن شبکه‌های جهانی حاصل می‌شد. پس آزاد بودن چنین حسی دارد؟
هنرشویخانه: زمین‌هنرخواریِ تراژیک در سالن شهر

هنرشویخانه: زمین‌هنرخواریِ تراژیک در سالن شهر

لازم به توضیح نیست که از اوایل دهه ۷۰ بورژوازی مستغلات (بسازبفروش‌ها) چگونه شهرهای ما را به کالایی برای کسب سود تبدیل کرده‌اند تا جایی که نه‌تنها تاریخ و فرهنگ و امنیتی برای ساکنان شهر باقی گذاشته‌اند و نه مجالی برای نفس کشیدن. بنابراین دور از انتظار نیست که زیستن در تهران به قیمت گرو گذاشتن تن آدمی تمام می‌شود به طوری‌که دیه یک انسان به اندازه ۱۰ مترمربع آپارتمان است. آیا در این وضعیت هنر می‌تواند میانجی مناسبی برای تغییر این فرآیند باشد؟ یادداشت حاضر با پیش کشیدن رویداد پروژه یوسف‌آباد که اخیراً برگزار شد و حاشیه‌های مهم‌تر از متن آن در تلاش است تا بتواند رابطه موجود میان هنر و سرمایه را تحلیل کند و از خلال آن بر اهمیت مسئولیت‌های اجتماعی هنرمندان تأکید ورزد.

حراج‌های خیریه: هنر در جست‌وجوی مشروعیت؟

حراج‌های خیریه: هنر در جست‌وجوی مشروعیت؟

عادت کرده‌ایم که هنرمندان هنگام بحران‌های طبیعی و اجتماعی به کمک آسیب‌دیدگان بشتابند. اما به راستی چرا آنها، متفاوت با دیگر افراد در حرفه‌های مختلف، نه به عنوان شهروند، که از موضع هنرمند بودن خود به فعالیت می‌افتند؟ این تفاوت از کجاست؟