پشت بلوک بتنی

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

داستان

تعداد مطالب: 10

راه‌های رفتن / راه‌های آمدن

راه‌های رفتن / راه‌های آمدن

و گفت: اگر پیش از تو مُردم

تو را به ناممکن‌ها وصیت می‌کنم

پرسیدم: مگر ناممکن دور نیست؟

گفت: به اندازه یک نسل

پرسیدم: و اگر من قبل از تو مُردم چه؟

گفت: به کوه‌های «جلیل» تسلیت خواهم گفت

(محمود درویش)

این متن را روز چهارم فروردین 96 نوشته‌ام.

شب سوم مادرم دخترها را برای شام دعوت کرده بود. بعد از شام، شوهرهایشان رفتند و جز پسر بزرگ خواهر بزرگم، خودشان و بچه‌ها، ماندند. ساعت دو و نیم نیمه‌شب بود که پدرم و خانم همسایۀ بالایی دعوایشان شد و کار دعوا بیخ پیدا کرد. مهمان‌های آنها هم تا آن‌وقت شب مانده بودند، پای آنها هم به دعوا کشیده شد و خلاصه ولوله‌ای. علت و شرح دعوا بماند. پس از این ماجرا، خواهرهایم، هوار شدند سر پدرم؛ طوری که نمونه‌اش را به خاطر ندارم. داد می‌زدند که: «تو درست نمی‌شوی»، «یک روز خوش ندیدیم در این خانه»، «آن از پدر و مادرهای مردم...»؛ که اِل می‌کنند، که بِل می‌کنند، «هر کار خواستی کردی»، «از وقتی یادمونه هر روز مشغول جنگیدن با این و اون بودی، جلوی بچه‌ها دیگر این کارها را نکن. ما را روانی کردی بس نیست، حالا می‌خواهی آنها را هم روانی کنی؟»، «ما غلط کنیم دیگر اینجا بیاییم»، «از همان بچگی هر بلایی خواستی سرمان آوردی» و... . دلشان پُر بود و صدای فریادشان نمی‌افتاد.

بی‌ربط یا باربط با موضوع دعوای آن‌شب و اتفاقات پس از آن، یاد گذشته افتادم و متن پایین را نوشتم.
خواندن فراموش کردن است

خواندن فراموش کردن است

آیا خوانش یک متن واقعاً انباشتی تدریجی و همواره مثبت از کنترل و ابقای عظیم و طولانی اطلاعات و دانسته‌هاست یا بیشتر پروسه‌ای متزلزل که در هربار خواندن، قرائت قبلی را ملغی می‌کند و جانشین آن می‌شود؟ من هیچ‌وقت نمی‌توانم هیجانی که از خوانش نخست به‌ دست آورده‌ام، دوباره بازسازی کنم.
زندگی با قهرمان

زندگی با قهرمان

خیلی از ما تصور می‌کنیم این کلیشه‌ای نخ‌نماست که یک رمان می‌تواند زندگی را دگرگون کند، اما نتیجه‌ی تحقیقات دانشگاه دورهام نشان می‌دهد یک‌پنجم خواننده‌های ادبیات چنان با داستانی که می‌خوانند درگیر می‌شوند که زندگی روزمره‌شان دستخوش تحول می‌شود.
هر داستان داستانی دارد

هر داستان داستانی دارد

عزیز حکیمی نویسنده افغانستانی در این متن شکل‌گیری یکی از داستان‌هایش را روایت می‌کند. از دریچه این روایت وی توضیح می‌دهد که چگونه نوشتن باید چیزی فارغ از اجر و پاداش باشد.

تغزل‌شدن زوزه

تغزل‌شدن زوزه

آثار رضا براهنی بعد از سال‌ها در نوبت چاپ و تجدید چاپ قرار گرفته‌اند و بدین ترتیب فرصت بازخوانی و نقد و بررسی این آثار فراهم شده است. آنچه در پی می‌آید حاشیه‌نویسی «خلیل درمنکی» است بر «چاه به چاه» رضا براهنی که این روزها تجدید چاپ شده است.

آقای سلینجر لطفا توی صف

آقای سلینجر لطفا توی صف

سالی ۴۷ بار منتشر می‌شود، در وانفسای تعطیلی نسخه‌های کاغذی مجلات این یکی حسابی جاپایش سفت است، یک نسخه‌ی اینترنتی دارد که هر روز کلی یادداشت و تحلیل خواندنی به‌روز می‌کند و یک نسخه‌ی کاغذی که هفته‌ای یک‌بار درمی‌آید. دسامبر ۲۰۱۳، ناشر مجله اعلام کرد که تیراژ نسخه‌ی کاغذی‌شان یک میلیون و  ۵۵ هزار و ۵۴۲ است، مجله‌ای که برای یک داستان کوتاه حدود هشت‌هزار دلار می‌پردازد، به حساب ما می‌شود ۲۴ میلیون تومان و سالی هم به پنجاه و چند نویسنده این رقم را می‌دهد، بعضی شماره‌های مجله هست که بیشتر از یک داستان در آن چاپ می‌شود. اهمیت مجله‌ی نیویورکر برای حق‌التحریری که به داستان‌نویسان می‌پردازد نیست، هرچند رقم کلمه‌ای یک دلار و پنجاه سنت پول کمی نیست ولی نان «نیویورکر» به نام آغشته است. 

نگاهی به «ماهی‌وگربه» ساخته شهرام مکری

نگاهی به «ماهی‌وگربه» ساخته شهرام مکری

ماهی‌وگربه» ‌فیلمی فرم‌گرا و تجربه‌ای جدید در سینمای ایران است؛ البته نه در کارنامه کارگردانش، چراکه این فرم را در آثار کوتاهش تجربه کرده است. شهرام مکری به گواهی نخستین آثار کوتاهش، فیلمسازی است تجربه‌گرا با ایده‌های خاص در فرم و روایت و دغدغه‌های منحصربه‌فرد در فیلمسازی. کارگردانی که در دهه80 با آثار کوتاه «برق‌گرفتگی و مگس»، «طوفان سنجاقک»، «محدوده دایره»، «آندوسی» و «خام، پخته، سوخته» بر این ویژگی خود صحه گذاشت. مکری در مسیر فیلمسازی خود، حرکتی از مضمون و محتوا به سمت فرم داشت و با کمرنگ‌شدن داستان به تدریج اجرا و فرم واجد اهمیت بیشتری در آثار او شدند.
نمی‌خواستم نویسنده باشم

نمی‌خواستم نویسنده باشم

نویسنده: ساموئل بکت | متن پيش روی شما، گزيده‌ای از مصاحبه‌هایی است كه جيمز نولسون با ساموئل بكت انجام داده و در كتابي به نام «بكت به ياد مي‌آورد/يادمان بكت: يك قرن بزرگداشت» منتشر شده است. اين گزيده‌ی بخشی از خاطرات نويسنده با جيمز جويس است كه در جوانی رابطه‌ی بسيار نزديك و دوستانه‌ای با او داشته است.
جعفر و پیتر و گلی

جعفر و پیتر و گلی

امیلی امرایی گزارش‌های کوتاه و هفتگی‌اش از بازار کتاب را برای وبلاگ ماهنامه شبکه آفتاب می‌نویسد، گزارش‌هایی که احتمالا به خاطر حرفه‌ی نویسنده، بر کتاب‌های مرتبط با «ادبیات داستانی» تمرکز دارد.