خرداد ۶۷:‌ دفترچه ذخیره آخرت

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

بانک

تعداد مطالب: 12

مدرسه‌فروشی قانونی شد

مدرسه‌فروشی قانونی شد

مجلس روز گذشته موافقت خود را با طرح تنظیم برخی از مقررات مالی، اداری و پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش اعلام کرد. این طرح مجموعه‌ای از اقدامات را در قالب یک ماده واحده ارائه می‌کند و مجموعه‌ای از تصمیمات را به دولت و آموزش‌وپرورش تکلیف می‌کند که شاید مهم‌ترین و البته بحث‌برانگیزترین بخش آن، تکلیف تأسیس بانک تازه‌ای به نام فرهنگیان باشد. نکته جالب دیگر درباره این طرح، ارائه مجموعه‌ای از بایدهاست که ارتباط چندانی با هم ندارند و البته یکی از ایرادهای مرکز پژوهش‌های مجلس به این طرح نیز همین بوده است. اگرچه این طرح ابتدا در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رد شد و مرکز پژوهش‌های مجلس نیز واکنش مثبتی به آن نشان نداد، اما در صحن مجلس با موافقت نمایندگان روبه‌رو شد و علی لاریجانی، رئیس مجلس هم گفت این طرح به کمیسیون بازخواهد گشت تا اعضای کمیسیون اصلاحات لازم را روی آن انجام دهند.
بانکداری سایه و گرسنگی جهانی

بانکداری سایه و گرسنگی جهانی

تاکنون هیچ پژوهش چشمگیر و قابل اعتمادی از سوی یک سازمان جهانی درباره‌ی وضعیت واقعی گرسنگی در جهان صورت نگرفته است. اگرچه برخی با تکیه بر اشکال مختلف پژوهش ادعاهایی دارند ولی هیچ پژوهش قابل‌اعتمادی درباره‌ی شمار واقعی گرسنگان که همگان بر سرش توافق داشته باشند نداریم.

آیا دوران سکه و اسکناس به پایان رسیده است؟

آیا دوران سکه و اسکناس به پایان رسیده است؟

واقعاً اَشکال جدید پول، کارآمدترند؟ واقعیت این است که اغلبِ آنها در نهایت نقصان‌هایی دارند. معنای کارآمدی چیست؟ کارآمد برای چه هدفی و در چه زمانی؟ کارت‌های اعتباری بسیار بی‌دردسر و سریع هستند و استفاده از آنها آسان است؛ مگر اینکه جایی گیر بیفتید که فقط پول نقد قبول می‌کنند یا وقتی‌که دستگاه کارت‌خوان فروشنده خراب باشد. می‌توان گفت کارآمدی به‌معنای سرعت است؛ اما چه بسیارند زمان‌هایی که نیاز داریم معامله را به تأخیر بیندازیم تا بتوانیم قبل از خریدی شتاب‌زده، فرصت بازاندیشی داشته باشیم یا بتوانیم مزۀ هدیه‌دادن و هدیه‌گرفتن را بچشیم.
از زورو تا زامبی: ظهور و سقوط جنبشِ وام‌های خوداشتغالی

از زورو تا زامبی: ظهور و سقوط جنبشِ وام‌های خوداشتغالی

جنبشِ مدرنِ اعتباراتِ‌خُرد درواقع بر سوءتفاهمی بنیادین بنا شد. مبنای ادعاهای شوق‌انگیزِ دکتر محمد یونس، اقتصاددان بنگلادشی، فرضیاتی دور از دسترس و غلط بود. این فرض غلط این بود که افراد کم‌بضاعت، به ویژه زنان، می‌توانند به راحتی یک بنگاهِ خردِ غیررسمی ایجاد کنند تا بدین طریق اقلام ساده یا خدمات را به دیگر افراد کم‌بضاعت در همان جامعه بفروشند. عقیدۀ راسخ یونس این بود که مادامی که به افراد فقیر کمک می‌کنیم که تا چیزی تولید کنند، آن‌ها به راحتی می‌توانند آن را بفروشند.