بسط تدریجی مفهوم «کار عاطفی»

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

کار خانگی

تعداد مطالب: 7

بسط تدریجی مفهوم «کار عاطفی»

بسط تدریجی مفهوم «کار عاطفی»

«کار عاطفی» مفهومی رایج در ادبیات فمینیستی‌ست؛ اما اینکه چه کاری عاطفی محسوب می‌شود و چه کاری نه، محل بحث است. آرلی هوکسچایلد مبدع این اصطلاح، نظر خود را درباره بسط آن به حوزه‌های مختلف مطرح می‌کند.
فضا، مکان و جنسیت

فضا، مکان و جنسیت

فضا و مکان‌ها به اشکال مختلف و متنوعی در فرهنگ‌ها و در طی زمان جنسیتی می‌شوند. این فضا و مکان‌ها نه تنها چگونگی شکل‌گیری جنسیت در جوامع را نشان می‌دهد بلکه متقابلا بر آن تاثیر می‌گذارند.

کالیبان، یک خوانش سیاسی

کالیبان، یک خوانش سیاسی

با خواندن «کالیبان و ساحره» درمی‌یابیم تا پیش از مواجهه با اثر فدریچی، چقدر کم درباره ساحره‌کشی می‌دانسته‌ایم. حکایتی که بسیاری از ما با آن آشنایی داریم، یعنی همان که حاکی از چگونگی تفوق نهایی خردگرایی و علم بر تفکر جادویی و سحرآمیز آن دوران است، عاری از تاریخچه خشونتی است که در این کتاب با آن رودررو می‌شویم. خواندن «کالیبان و ساحره» به ما یادآور می‌شود در کنار بسیاری از دانشمندان عالی‌رتبه که مشوق ساحره‌کشی بودند، مقامات هم خواهان سرکوب تفکرات جادویی فرودستان بوده‌اند.

کار بی‌مزد زنان در محاسبات تولید ناخالص داخلی: درس‌هایی از تاریخ

کار بی‌مزد زنان در محاسبات تولید ناخالص داخلی: درس‌هایی از تاریخ

در مناسبات اقتصادی حاکم، فعالیتی به‌عنوان «کار» در نظر گرفته می‌شود که مزدی به آن تعلق بگیرد؛ کارهایی که در خانه به دوش زنان افکنده شده- برای نمونه آشپزی، بچه‌داری، نظافت و..- هیچ‌گاه به‌عنوان «کار» به رسمیت شناخته نشده و مزدی به آن تعلق نگرفته است. بدون انجام این کارها اما نه نیرویی برای کار مزدی پرورش می‌یابد و نه اساسا مردان امکان حضور در بازار کار را پیدا خواهند کرد. زنان اگر از خانه‌داری و کارهای مراقبتی دست بکشند، اقتصاد حاکم به اغما فرو خواهد رفت.

بازتولید اجتماعی: در میانه‌ی دستمزد و امور اشتراکی

بازتولید اجتماعی: در میانه‌ی دستمزد و امور اشتراکی

پرسش اساسی این است که چگونه خودگرانی را گسترش دهیم، چگونه روابط همبستگی تازه‌ای شکل دهیم و چگونه بخشی از ثروتی که خود آفریده‌ایم را دوباره به کنترل خود در آوریم.
مانیفستی علیه آن زن*

مانیفستی علیه آن زن*

آیا صحبت کردن در مورد «زنان» یک جامعه منطقی است؟ آیا «زنان» یک گروه یکدست هستند که از موضوعاتی یکسان-همچون پدرسالاری- به یک اندازه رنج می‌برند و راه‌های مشابهی را برای الغای این روابط و دستیابی به برابری می‌پیمایند؟ یا بهتر است در مورد «زن» و «گروههای مختلف زنان» صحبت کنیم، چراکه آنها تفاوت‌هایی اساسی با یکدیگر دارند؟ در مطلب زیر و شعر همراه آن، مونا کریم (۱) به نقد یک‌کاسه کردن زنان می‌پردازد و معتقد است مناسبات نابرابرانه همان‌قدر که در بین زنان و مردان دیده می‌شود، در مورد رابطۀ بین خود زنان نیز مصداق دارد. مورد خطاب او بخصوص زنان طبقات نخبۀ هر جامعه‌ای هستند که برای رسیدن به شهروندی کامل و حرکت دوشادوش مردان، از هر ابزاری استفاده می‌کنند، حتی اگر این ابزار، زنان طبقات فرودست و کار آنان باشند. گرچه ارجاع مونا کریم به روابط منزجرکنندۀ قدرت میان زنان کارگر و کارفرما در جوامع عربی است، اما یافتن چنین روابطی در جامعه امروز ایران، با حضور زنان کارگر و زنان افغان، چندان دشوار نیست.