آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

روایت

کار من، زندگی من؛ روایت زوال و بقای یک شعله

کار من، زندگی من؛ روایت زوال و بقای یک شعله

همکار بغل دستی‌ام مرجان، هر بار که فرصتی پیدا می‌کرد با حال متعجبی می‌پرسید چرا بعد از دو سال هنوز عکس منظر‌ه‌ای، آدمی، سگی، گربه‌ای یا تصویری از هر چیزی یا هر جایی که دوست دارم را به دیوار کنار یا پشت سرم نمی‌زنم؟ «من اینجا بمون نیستم» این جواب همیشگی‌ام بود. من و...
سرخوشی منثور

سرخوشی منثور

تاآنجاکه به مستند پرتره‌نگار مربوط می‌شود، یعنی همان ژانری که بناست نیم‌رخی از به‌اصطلاح مشاهیر به‌دست دهد، شکلِ غالب در تجربۀ ایرانی کمابیش قرینۀ بصریِ سنت دیرپای تذکره‌نویسی در ادبیات است. ایدۀ «چهره‌های ماندگار»، به‌عنوان ترفندی رسمی برای درآمدن از خجالت «بزرگان»...
راه‌های رفتن / راه‌های آمدن

راه‌های رفتن / راه‌های آمدن

… و آنها (خواهرهایم) راست می‌گفتند. یادم می‌آمد چند بار پس از آن بلاها که پدرم سرمان ‌آورد با آن فضاحت به سوی خانه عموهایم روان بودیم. سه دختر و من – که شش هفت سالم بود – پای پیاده و برادر کوچکم بغل مادرم، در آن ده‌کورۀ افسریه، بر و بیابان. هرچه بود...
نوشتنِ یک نسل

نوشتنِ یک نسل

دانشگاه در زندگی بسیاری از ما نقشی فراتر از یک محیط تحصیلی یا مکان تولید دانش ایفا کرده است. نخستین خاطراتی که مادرم هنگام صبحانه‌های کشدار جمعه تعریف می‌کرد، به توانایی یادگیری بالای او و مقارن شدن زمان کنکورش با انقلاب فرهنگی بر می‌گشت. دو سال بعد، همسر، پسر نوزاد،...
نگاهی به «ماهی‌وگربه» ساخته شهرام مکری

نگاهی به «ماهی‌وگربه» ساخته شهرام مکری

«ماهی‌وگربه» ‌فیلمی فرم‌گرا و تجربه‌ای جدید در سینمای ایران است؛ البته نه در کارنامه کارگردانش، چراکه این فرم را در آثار کوتاهش تجربه کرده است. شهرام مکری به گواهی نخستین آثار کوتاهش، فیلمسازی است تجربه‌گرا با ایده‌های خاص در فرم و روایت و دغدغه‌های منحصربه‌فرد در...