skip to Main Content
گفتگو با حسین اکبری، کارگر بازنشسته، درباره‌ی تبعات افزایش نرخ ارز، و مسیرهای پیش روی کارگران
گرانی‌ها چگونه فقر را عمومی کرد؟
۱۲ آبان ۱۳۹۷
باید یک تصمیم نهایی گرفته شود. اگر این را بپذیریم که دشمن خارجی بحران و تورم ایجاد می­‌کند، ناگزیر از توجه به نیروی کار و مردم و اصلاح جامعه خواهیم بود. ما برای این التماس نمی‌کنیم، دولت‌ها برای بقای خودشان باید این کار را بکنند. باید جلوی فساد و اختلاس گرفته شود، رانت محدود شود و از بین برود. اقتصاددان‌­های دولت باید راهکارها را ارائه دهند، و اگر نمی‌­توانند، به اقتصاددان­‌های مردمی روی آورند.
بیشتر بخوانید
«وحدت» کارگران از «دستمزد» کارگران مهم‌تر است
نقدی بر عملکرد نمایندگان کارگری در تعیین دستمزد ۹۷
۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
نمايندگان تشکل‌های کارگری موجود در مذاکرات شواری عالی كار در ايران برای تعیین دستمزد «منصفانه و رضایت بخش» چه عملکردی دارند؟ آیا روند رسیدن به دستمزدی منصفانه، روندی رضایت‌بخش تلقی می‌شود؟ در متن زیر فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر حقوق کار و تامین احتماعی، در جستجوی بررسی عملکرد روند این چانه‌زنی و جنبه‌های گوناگون آن است. 
بیشتر بخوانید
جهانی بدون کار چه شکلی خواهد بود؟
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
به پرسش کشیدن کار، همچون تمام موجودیت‌های عمده نهادی - قانون، زندان، آموزش - به معنای مداخله کردن در خودِ واقعیت است. مثلاً در مورد قانون، زندان و آموزش تقریباً هرگز «زمان مناسبی» برای صحبت از اصلاح یا برچیدن ساختارهای موجود نیست.
بیشتر بخوانید
مشکلات معدن‌چیان البرز شرقی روی زمین
حکایتی که گوش شنوا می‌خواهد
۲۷ بهمن ۱۳۹۴


سه شنبه ۲۷ بهمن ماه، جمعی از کارکنان شرکت معدن البرز به نمایندگی از سوی معدن‌چیان معادن این شرکت در خیابان پاستور مقابل نهاد ریاست جمهور برای ارائه مطالبات خود تجمع کردند. این افراد خواستار رسیدگی به وضعیت شرکت پس از واگذاری در راستای اصل ۴۴ هستند، این در حالی است که بنابه گفته آنها، تاکنون هیچ پاسخ قانع کننده ای از سوی مسئولان نهادریاست جمهوری به آنها ارائه نشده است. این روزها از عمق معادن شرکت البرز شرقی به‌عنوان تأمین‌کننده بخش عظیمی از زغال‌سنگ کشور، صدای خوشی به گوش نمی‌رسد و مشکلات معدن‌چیان به روی زمین آمده است. مشکلاتی که در گزارش زیر به آن‌ها پرداخته شده است.

بیشتر بخوانید
اینجا هر نفس مُمِد حیات نیست
۲۱ دی ۱۳۹۳

در مخزن را که باز می‌کنند، صدای سرفه هم بلند می‌شود، سرفه پشت سرفه. نفسش بالا نمی‌آید. برایش آب می‌آورند، روی لبه سکو می‌نشیند. کمی که می‌گذرد، اسکناس‌ها را دوباره دستش می‌گیرد و می‌رود سراغ مشتری. آن ساعت از روز پمپ‌بنزین شلوغ است، بوی بنزین امانش را بریده، نه فقط بوی تند و تهوع‌آور بنزین که دود ماشین‌ها. ماشین‌هایی که یک لحظه خاموش نمی‌شوند. از ٨ صبح تا ٤ بعد از ظهر که شیفت‌اش تمام می‌شود، ماجرا همین است.

بیشتر بخوانید
Back To Top
🌗