سیریزا؛ از پیروزی در رفراندوم پنجم ژوئیه تا تسلیم سیزدهم ژوئیه

هنگامی که آلکسیس سیپراس نخست وزیر یونان در سیزدهم ژوئیه پس از 17 ساعت مذاکره مداوم تسلیم خواسته‌های اتحادیه اروپا و مجبور به پذیرش بسته نجات مالی سوم یونان شد بسیاری با تعجب می‌پرسیدند که داستان چیست؟ یک هفته قبل اکثریت مطلق یونانیان در رفراندوم پنجم ژوئیه به ریاضت اقتصادی «نه» گفته بودند و کمتر کسی انتظار چنین عقب نشینی‌ای از حزب حاکم چپ رادیکال یونان را داشت. برنامه نجات مالی سوم یونان شامل برنامه ریاضت اقتصادی سختی است که حزب حاکم چپ رادیکال سیریزای یونان چند ماه قبل با وعده باطل کردنش به قدرت رسیده بود. از پیروزی در رفراندوم 5 ژوئیه تا قبول شکست در مذاکرات 17 ژوئیه چه گذشت؟

 

سیریزا؛ از پیروزی در رفراندوم پنجم ژوئیه تا تسلیم سیزدهم ژوئیه

از پیروزی تا شکست

تا پیش از رفراندوم پنجم ژوئیه، دولت یونان و وزیر دارایی کاریزماتیک‌اش یانیس واروفاکیس درگیر مذاکراتی سخت با مثلث کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول (ترویکا) بودند. یونان خواهان بخشودگی قابل توجه بدهی و عقب‌گرد از ریاضت اقتصادی بود، با این توجیه که این حجم از بدهی ملی قابل بازپرداخت نیست و یونان کشوری ورشکسته است. خواسته‌ای که بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی و حتی صندوق بین المللی پول نیز با آن ابراز همدلی می‌کردند. در این مدت این خواسته بارها و بارها از جانب اتحادیه اروپا به رهبری آلمان رد شد. مقاومت در برابر درخواست یونان دو دلیل اصلی داشت. نخست برای سیاست‌مداران کشورهای شمال اروپا به لحاظ سیاسی غیرممکن بود که توضیح دهند که چگونه میلیاردها یورو از پول رای دهندگان در دو بسته نجات مالی اتلاف شده است. پولی که همانطور که پیشتر نوشتم بخش عمده آن صرف بازخرید بخش بزرگی از بدهی یونان تحت تملک بانک‌های مهم اروپایی شده بود. دلیل دوم و مهم‌تر ترس از سرایت طغیان مردم یونان به رهبری سیریزا به دیگر کشورهای بدهکار جنوب اروپا بود. الیت‌های اتحادیه اروپا می‌خواستند نشان دهند که تصمیمات مهم در حوزه پولی یورو نه با انتخابات ملی، که توسط اتحادیه اروپا و در راس آنها آلمان گرفته می‌شود و هیچ گونه نافرمانی‌ای هرچقدر هم به لحاظ اقتصادی معقول باشد، تحمل نخواهد شد. هنگامی که دولت یونان در انتهای ژوئن متوجه شد که امیدی به عقب‌نشینی ترویکا نیست حربه آخر خود را رو کرد و پیشنهاد نهایی ترویکا را در معرض رای یونانیان گذاشت، به این امید که ترویکا در برابر خواست مشخص دمکراتیک یونانیان تسلیم خواهد شد. امیدی که بی‌پایه بودنش پس از چند روز مشخص شد.

هنگامی که دولت یونان در انتهای ژوئن متوجه شد که امیدی به عقب‌نشینی ترویکا نیست حربه آخر خود را رو کرد و پیشنهاد نهایی ترویکا را در معرض رای یونانیان گذاشت، به این امید که ترویکا در برابر خواست مشخص دمکراتیک یونانیان تسلیم خواهد شد. امیدی که بی‌پایه بودنش پس از چند روز مشخص شد.

 

چرا سیپراس تسلیم شد؟

پس از اعلام برگزاری رفراندوم از جانب دولت یونان، بانک مرکزی اروپا از فراهم کردن نقدینگی اضطراری به بانک‌های یونانی که با کمبود نقدینگی روبرو بودند سرباز زد. عدم تزریق نقدینگی از یک سو و هجوم سپرده‌گذاران به بانک‌ها برای برداشت پول به دلیل هراس از خروج یونان از حوزه پولی یورو باعث شد دولت یونان برای جلوگیری از متلاشی شدن سیستم بانکی برنامه کنترل سرمایه را به اجرا گذارد. بر اساس سیاست کنترل سرمایه برداشت مجاز روزانه یونانیان از بانک‌ها به ۶۰ یورو در روز کاهش یافته و ورود و خروج پول از کشور تنها با مجوز دولت مجاز بود. سیپراس در دوازهم ژوئیه در شرایطی به بروکسل رفت که بانک مرکزی اروپا سیستم بانکی یونان را به لبه پرتگاه برده و برنامه کنترل سرمایه پروسه واردات و صادرات کمپانی‌های یونانی را مختل و موجب رکود شده بود. امید دولت یونان به برگ برنده رفراندوم بود و اینکه آلمان و فرانسه تا اخراج یونان از منطقه پولی یورو پیش نخواهند رفت. اما هنگامی که ولگانگ شوبه وزیر دارایی آلمان طرح اخراج موقت یونان را در نشست سیزده ژوئیه ارائه داد، سیپراس میان دو انتخاب قرار داده شد: تسلیم شدن و پذیرفتن برنامه نجات مالی سوم با شرایط سخت ریاضت اقتصادی، و یا خروج از منطقه پولی یورو، ورشکستگی بانک‌ها و بازگشت به دراخما. انتخاب سیپراس و اکثریت سیریزا مشخص بود؛ تسلیم شدن.

سیپراس در دوازهم ژوئیه در شرایطی به بروکسل رفت که بانک مرکزی اروپا سیستم بانکی یونان را به لبه پرتگاه برده و برنامه کنترل سرمایه پروسه واردات و صادرات کمپانی‌های یونانی را مختل و موجب رکود شده بود. امید دولت یونان به برگ برنده رفراندوم بود و اینکه آلمان و فرانسه تا اخراج یونان از منطقه پولی یورو پیش نخواهند رفت.

انتخابی سخت: یورو یا دراخما؟

از ابتدای شکل گیری سیریزا تا به قدرت رسیدنش دو گرایش با مواضع متضاد نسبت به یورو در آن وجود داشتند. اکثریت سیریزا به رهبری سیپراس که بر ایده «اروپای خوب» و لزوم باقی ماندن در پروژه یورو و اصلاح آن تاکید داشتند و اقلیت سیریزا به رهبری پانایوتیس لافازانیس که به ایده «اروپای بد» و اتحادیه اروپا به عنوان موتور استثمار در اروپا باور داشته و خروج از منطقه یورو و رواج دراخما را تبلیغ می‌کردند. گروه دوم به پلتفرم چپ معروف شدند. هنگامی که سیریزا به قدرت رسید سیاست آن در مذاکرات با ترویکا توسط اکثریت دیکته شد. یانیس واروفاکیس وزیر دارایی دولت جدید و معمار استراتژی اصلاح یورو به عنوان مذاکره کننده اصلی سیریزا انتخاب شد. هنگامی که سیپراس با اولتیماتوم خروج از منطقه‌ی پولی یورو، یا بسته‌ی نجات مالی سوم مواجه شد آشکار گردید که ایده «اروپای خوب» و اصلاح آن نادرست و ناشی از تلقی اشتباه از روابط قدرت و ساختار اتحادیه اروپا بوده است. پلتفرم چپ سیریزا از ابتدا به درستی به DNA نئولیبرال و ساختار متمرکز و غیردمکراتیک منطقه پولی یورو اشاره کرده و ایده «اروپای خوب» را نتیجه رسوخ ایدئولوژی یورو در میان اکثریت سیریزا دانسته و استراتژی مذاکراتی سیریزا را اشتباه توصیف می‌کردند. اما  آیا سیپراس می‌توانست آلترناتیو پیشنهادی پلتفرم چپ مبنی بر خروج از یورو، تغییر واحد پول به دراخما و ملی کردن بانک‌ها و مطبوعات جریان اصلی را به اجرا گذارد؟

تمام نظرسنجی‌ها در هفته‌های قبل و پس از رفراندوم پنجم ژوئیه اشاره دارند که نزدیک به هفتاد درصد یونانیان میان ریاضت اقتصادی بیشتر و باقی ماندن در حوزه پولی یورو دومی را انتخاب می‌کنند. برای اکثریت یونانیان و مردم جنوب اروپا حتی پس از شش سال ریاضت اقتصادی، هنوز یورو مترادف است با پیشرفت و رفاه. قدرت ایدئولوژی یورو به اندازه‌ای ست که بیش از ۲۵% کاهش درآمد و ۶۰% بیکاری در میان جوانان یونانی هنوز منجر به کاهش قابل توجه حمایت از آن نشده است. رای «نه» در رفراندوم پنجم ژوئیه رای به انتخاب دراخما در برابر یورو نبود. رهبران سیریزا برای برنده شدن در رفراندوم تاکید داشتند که رای «نه» منجر به خروج یونان از منطقه‌ی پولی یورو نخواهد شد و تنها دولت را در مذاکرات قوی‌تر خواهد کرد. رفراندوم پنجم ژوئیه به سیپراس برای انتخاب گزینه‌ی بازگشت به دراخما مشروعیت دمکراتیک نداد.  

تمام نظرسنجی‌ها در هفته‌های قبل و پس از رفراندوم پنجم ژوئیه اشاره دارند که نزدیک به هفتاد درصد یونانیان میان ریاضت اقتصادی بیشتر و باقی ماندن در حوزه پولی یورو دومی را انتخاب می‌کنند. برای اکثریت یونانیان و مردم جنوب اروپا حتی پس از شش سال ریاضت اقتصادی، هنوز یورو مترادف است با پیشرفت و رفاه. قدرت ایدئولوژی یورو به اندازه‌ای ست که بیش از ۲۵% کاهش درآمد و ۶۰% بیکاری در میان جوانان یونانی هنوز منجر به کاهش قابل توجه حمایت از آن نشده است.

از سوی دیگر سیریزا به لحاظ لجستیکی و سازمانی تنها پس از چند ماه در بدنه‌ی دولت قرار گرفتن توان اجرای پروژه‌ای همانند رواج واحد پولی جدید، دوباره‌نویسی قراردادهای اقتصادی به دراخما، برقراری کنترل سرمایه طولانی و بستن مرزها را نداشت. همانطور که واروفاکیس اشاره می‌کند تنها چاپ اسکناس‌های جدید در عراق پس از اشغال نیاز به شش ماه برنامه‌ریزی قبلی، چاپ میلیون‌ها اسکناس و توانایی لجستیکی‌ای در حد ارتش آمریکا را داشته است. عمده بحث موافقان خروج یونان از پل کروگمن گرفته تا رادیکال‌های پلتفرم چپ سیریزا همانند کوستاس لاپاویتساس از دید اقتصاد کلان و اثرات مثبت خروج از منطقه پولی یورو برای یونان بوده است و نه چگونگی این خروج. در نبود حمایت عمومی برای دراخما، اعلام واحد پولی جدید منجر به هجوم مردم برای فروش هرچه دارند به یورو، مخفی کردن و خروج هرچه که بتواند از کشور خارج شود، خواهد شد. دولت برای کنترل چنین شرایطی ناگزیر از استفاده از پلیس و نیروهای نظامی خواهد بود. فراموش نباید کرد که سیریزا برخلاف احزاب سنتی کمترین نفوذ و قدرتی در میان نیروهای امنیتی و نظامی ندارد و در اغتشاش پسادراخمایی بیشتر از انتظار کمک باید نگران کودتا و کارشکنی نیروهای امنیتی باشد.

درک پلتفرم چپ از ساختار یورو اگرچه از ابتدا درست بود اما در فقدان باور عمومی به چنین درکی پروژه پیشنهادی پلتفرم چپ برای خروج از یورو اجراپذیر نخواهد بود. سیریزا و هر حزب رادیکال دیگری در اروپا برای اجرای پروژه‌ی بی‌سابقه‌ی خروج از منطقه‌ی یورو نیاز به ظرفیت‌سازی درونی در میان کادرهای جوان فاقد تجربه‌ی حکومتی و حمایت جدی اکثریت مردم خواهد داشت. سیپراس در مذاکرات ۱۷ ژوئیه فاقد هر دو عامل بود و میان خودکشی سیاسی و ادامه حیات، سازماندهی برای آینده و مقابله با اولیگارشی داخلی یونان دومی را انتخاب کرد. محبوبیت بی سابقه‌ی ۶۰ درصدی سیپراس در هفته‌های اخیر نیز حاکی از حمایت اکثر یونانیان از این تصمیم است.

در کنار برنامه پلتفرم چپ برای اتخاذ دراخما، باید اشاره کرده که یانیس واروفاکیس با وجود هم عقیده بودن با سیپراس در مورد امکان‌ناپذیری رواج موفقیت‌آمیز دراخما، معتقد بود که ادعای آلمان برای اخراج یونان از منطقه یورو بلوفی بیش نیست. واروفاکیس در شرح وقایع قبل از تسلیم سیپراس اشاره می‌کند که هیاتی مخفی در وزارت دارایی یونان برنامه‌ای برای اتخاذ واحد پولی موازی طرح‌ریزی کرده بود. بر اساس این برنامه چنانچه بانک مرکزی اروپای تهدید خود برای ورشکسته کردن بانک‌های یونانی را به اجرا در می‌آورد دولت کنترل بانک‌ها را به دست گرفته و واحد پولی موازی به شکل کوپن در کنار یورو به راه می‌انداخت که نقش واسطه مبادله کالا را در اقتصاد یونان ایفا می‌کرد و به دولت آزادی عمل بیشتری در مذاکرات می‌داد. واروفاکیس قبل و پس از رفراندوم تلاش کرد که سیپراس را قانع کند که بلوف آلمان برای اخراج یونان از یورو را رد کرده و واحد پول موازی را به حرکت اندازد. ایده‌هایی که سیپراس هر دو را حاوی ریسک جدی دانسته و رد کرد و به دنبال آن واروفاکیس روز فردای رفراندوم استعفا داد. اینکه آلمان در طرح خود برای اخراج یونان بلوف می‌زد یا نه تاییدش امکان‌پذیر نیست. سیپراس پس از ماراتن مذاکرات سیزدهم ژوئیه به این نتیجه رسید که طرح آلمان برای اخراج یونان از یورو جدی ست.

واروفاکیس قبل و پس از رفراندوم تلاش کرد که سیپراس را قانع کند که بلوف آلمان برای اخراج یونان از یورو را رد کرده و واحد پول موازی را به حرکت اندازد. ایده‌هایی که سیپراس هر دو را حاوی ریسک جدی دانسته و رد کرد و به دنبال آن واروفاکیس روز فردای رفراندوم استعفا داد. اینکه آلمان در طرح خود برای اخراج یونان بلوف می‌زد یا نه تاییدش امکان‌پذیر نیست. سیپراس پس از ماراتن مذاکرات سیزدهم ژوئیه به این نتیجه رسید که طرح آلمان برای اخراج یونان از یورو جدی ست.

مسیر پیش رو

پس از بازگشت از بروکسل دربرابر طغیان نمایندگان پلتفرم چپ سیریزا، سیپراس تنها با حمایت اپوزیسیون یونان توانست برنامه‌ی ریاضت اقتصادی درخواستی اتحادیه اروپا را به تصویب پارلمان یونان برساند. رای منفی نمایندگان پلتفرم چپ که بیش از ۳۰% نمایندگان حزب را تشکیل می‌دهند تحت رهبری پانایوتیس لافازانیس وزیر کاریزماتیک سابق انرژی و زوئی کونستانتوپولو رئیس پارلمان، دولت سیپراس را از اکثریت پارلمانی ساقط نمود. در چنین شرایطی سیپراس با تکیه بر محبوبیت عمومی‌اش و با هدف تشکیل دولتی یکدست در بیستم اوت اعلام انتخابات پارلمانی زودرس کرد. اعلام انتخابات زودرس بیستم سپتامبر مصادف شد با انشعابی تلخ در سیریزا که طی آن نمایندگان پلتفرم چپ و رئیس پارلمان از سیریزا جدا شده و حزب وحدت مردمی را تشکیل دادند. حزبی که برنامه‌ی اصلی آن خارج کردن یونان از منطقه‌ی یورو، پایان ریاضت اقتصادی و درهم شکستن اولیگارشی یونانی است. اگر نظرسنجی‌ها درست باشند و تغییر محسوسی نکنند سیریزا در انتخابات پیش رو با حدود  ۳۰% آرا همچنان حزب اول خواهد بود و دولت تشکیل خواهد داد. حزب وحدت مردمی، راستگراهای دمکراسی نو، نئونازی‌های طلوع طلائی و حزب کمونیست یونان اپوزیسیون دولت جدید خواهند بود. ملغمه‌ی سیاسی‌ای که به تنهایی نشانه‌ای از شرایط بحرانی یونان است.

با گذشت زمان امید بر این خواهد بود که یونانیان و دیگر مردم جنوب اروپا هرچه بیشتر درک کنند که یورو جز تحقیر و فقر نتیجه‌ای برایشان نداشته است. درک و آگاهی‌ای که بیش از پیش ایدئولوژی یورو را ترک خواهد داد. تنها چنین آگاهی عمومی‌ای به همراه سازماندهی و نهادسازی جدی خواهد بود که در هنگام ورشکستگی برنامه‌ی تحمیلی اتحادیه اروپا، حزب اتحاد مردمی، سیریزا و یا ائتلافی از این دو را آماده‌ی پروژه‌ی اتمام یورو خواهد کرد. پروژه ای که اگر چپ آنرا در یونان به عهده نگیرد، در نهایت ملی‌گراهای افراطی و نئونازی‌های طلوع طلائی آن‌ را انجام خواهند داد.

در میان اقتصاددانان کمتر کسی است که باور داشته باشد بسته نجات مالی سوم یونان سرنوشتی بهتر از دو نجات مالی قبلی‌اش داشته و بسیاری پیشاپیش آن را شکست‌خورده می‌دانند. خوش‌بین‌ترین پیش‌بینی‌ها حکایت از سقوط قابل توجه تولید ناخالص ملی یونان به دنبال اعمال دور جدید ریاضت اقتصادی و افزایش دوباره‌ی نسبت بدهی به تولید ناخالص ملی دارند. با توجه به شکست محتمل برنامه‌ی نجات مالی سوم و ساختار صلب و غیرقابل اصلاح منطقه‌ی یورو به سختی می‌توان آینده‌ای برای یونان در منطقه‌ی یورو متصور بود. با گذشت زمان امید بر این خواهد بود که یونانیان و دیگر مردم جنوب اروپا هرچه بیشتر درک کنند که یورو جز تحقیر و فقر نتیجه‌ای برایشان نداشته است. درک و آگاهی‌ای که بیش از پیش ایدئولوژی یورو را ترک خواهد داد. تنها چنین آگاهی عمومی‌ای به همراه سازماندهی و نهادسازی جدی خواهد بود که در هنگام ورشکستگی برنامه‌ی تحمیلی اتحادیه اروپا، حزب اتحاد مردمی، سیریزا و یا ائتلافی از این دو را آماده‌ی پروژه‌ی اتمام یورو خواهد کرد. پروژه ای که اگر چپ آنرا در یونان به عهده نگیرد، در نهایت ملی‌گراهای افراطی و نئونازی‌های طلوع طلائی آن‌را انجام خواهند داد.