ما دزد نیستیم، فرهنگی هستیم

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

نوستالژی

تعداد مطالب: 5

رضاخان و روح ناشاد نوستالژی

رضاخان و روح ناشاد نوستالژی

اگر ما روایت‌های تاریخ‌نگاران حکومتی را نمی‌پذیریم، چرا باید به افسانه‌های رضاخانی اعتماد کنیم؟ چرا باید بپذیریم تمام نیروهای مردمی دمکراتیک که در دوران مشروطه آزاد شده بود، یک‌شبه دود شد و به هوا رفت؟ آیا تنها به دولت‌سازی، مردان نظم و ابزارهای قهری نیاز بود تا مدرنیزاسیون برپا شود؟  یا آنچه در دوران پهلوی جریان داشت تنها سرکوب سیاست از پایین مردمان عادی بود که سال‌ها پیش از این برای آزادی، برابری جان‌ها فدا کرده بودند؟
قصه‌های شب

قصه‌های شب

در اواخر دهه شصت موجودات و فیگورهایی در سینمای ایران سربرآوردند که تا پیش از آن به ندرت اثری از آن‌ها به چشم می‌خورد: غول‌ها، هیولاها...دیوار واقعیت در فضای اجتماعی آن سال‌ها به حدی استوار و مستحکم است که برای شکستن و عبور از آن باید از متحدان فراواقعی کمک گرفت.
لطفا لامپ‌های اضافی‌ را خاموش کنید

لطفا لامپ‌های اضافی‌ را خاموش کنید

یحیی الخنسا نوازنده‌ی درام و یکی از اعضای گروه ۱۲۷ است که به طور مستقل در گروه‌های موسیقی مختلف به عنوان نوازنده‌ی مهمان ساز می‌زند. یحیی فارغ التحصیل رشته‌ی نوازندگی از مدرسه‌ی دکالکتیو نیویورک بوده و در حال حاضر نیز در همین مدرسه مشغول به کار است‌. از آغاز شروع کار ۱۲۷، چهارده سال می‌گذرد، و اعضای این گروه در نقاط مختلف ایران و آمریکا زندگی می‌کنند. این مصاحبه تلاشی است برای بازنگری و بازخوانی ۱۲۷، یکی از گروه‌های تاثیر‌گذار موسیقی زیرزمینی ایران، از منظر یحیی الخنسا. در این گفتگو، او از بزرگ‌ شدن، پخته‌تر شدن، کار کردن در فضای زیرزمینی، مجوز نداشتن، فارسی خواندن و فضای نوستالژی غالب در موسیقی امروز می‌گوید.

ساعدی در برزخ

ساعدی در برزخ

در دهه ٤٠ و به‌خصوص بعد از اصلاحات ارضی ١٣٤٢ نویسندگان بسیاری درباره روستا مطلب نوشته و آن را از ابعاد مختلفی بررسی کردند. اکثر آنان نوعی نوستالژی به روستا دارند و حتی آن را آلترناتیو واقعی در نظر می‌گیرند. در این میان البته ساعدی موقعیتی ویژه دارد و آن اینکه با وجود نوشتن فراوان درباره روستا،‌ فاقد هر توهمی نسبت به آن است. به بیانی دیگر اهمیت رئالیسم ساعدی در آن است که روستا و اساسا محرومیت را «تقدیس» نمی‌کند و در آن متوقف نمی‌شود و از این‌رو پتانسیل عبور از آن را دارد.