آرشیو یادداشت‌های

ترانه بنی‌یعقوب

قصه‌هایی که از جاده‌ها می‌رسند

قصه‌هایی که از جاده‌ها می‌رسند

«خانقاه» و «نوی» مقصد اصلی‌اند؛ دو روستای کردنشین در استان آذربایجان غربی، حوالی ارومیه. دقیق‌تر بگویم کردهای کرمانج مرز ترکیه. جاده‌های پرپیچ و خم منطقه پر است از درختان سیب و هلو و مزارع نخود و گندم… دو روستا در دو جهت مخالف هم. خانقاه در «ترگور» و نوی در...
معلم می‌خواهید یا کماندو؟

معلم می‌خواهید یا کماندو؟

«وقتی شرایط آزمون استخدامی آموزش و پرورش را می‌خوانی با خودت می‌گویی نکند دارند تکاور و کماندو استخدام می‌کنند، نه معلم. آیا مسئولان نمی‌دانند که با این شرط‌ها تعداد زیادی از کسانی را که با نقص مادرزادی به دنیا آمده‌اند یا هر مشکل جسمانی دیگری دارند از بازار کار خارج...
دستفروشان تشکل صنفی می‌خواهند

دستفروشان تشکل صنفی می‌خواهند

بساطش را زیر درخت تنومندی پهن کرده. زیر سایه همین درخت روزهای تلخ و شیرین زیادی را گذرانده. از روزهایی که شاهد برخورد تند مأموران شهرداری بوده تا روزهایی که با شهروندان همکلام شده. برای بعضی‌هایشان کنار بساطش یا رو به رو، جایی باز کرده، با برخی هم باب گفت‌و‌گو و دوستی...
سقفی برای هیچ کس

سقفی برای هیچ کس

به ازای هر کارتن‌خواب پایتخت ۲۰ خانه خالی در استان تهران وجود دارد. همین جمله شاید کافی باشد که به تعداد خانه‌های خالی که هر روز در گوشه و کنار شهر می‌بینید بیشتر توجه کنید. خانه‌های خالی، بدون سکنه. برخی می‌گویند سرمایه‌های حبس شده. گفته می‌شود فقط در استان تهران ۴۹۰...
روشنا از خاکستر برخاست

روشنا از خاکستر برخاست

داستان با ازدواجش شروع شد؛ ازدواج دختر بچه‌ای ۱۳ ساله که دردهایش پایانی نداشت. آنقدر کتک خورد و درد کشید که جانش با آن اخت شد. روشنای خاکستر داستان زندگی اوست و زندگی شمار زیادی از زنان هموطنش. این کتاب در افغانستان خیلی زود به چاپ دوم رسید، اتفاقی کم نظیر در این...

Send this to a friend