در مناسبات اقتصادی حاکم، فعالیتی به‌عنوان «کار» در نظر گرفته می‌شود که مزدی به آن تعلق بگیرد؛ کارهایی که در خانه به دوش زنان افکنده شده- برای نمونه آشپزی، بچه‌داری، نظافت و..- هیچ‌گاه به‌عنوان «کار» به رسمیت شناخته نشده و مزدی به آن تعلق نگرفته است. بدون انجام این کارها اما نه نیرویی برای کار مزدی پرورش می‌یابد و نه اساسا مردان امکان حضور در بازار کار را پیدا خواهند کرد. زنان اگر از خانه‌داری و کارهای مراقبتی دست بکشند، اقتصاد حاکم به اغما فرو خواهد رفت.

نزدیک به ۸۰ سال از زمانی می‌گذرد که جیمز مید و ریچارد استون، اقتصاددان‌های بریتانیایی، روشی برای محاسبه درآمد ملی طراحی کردند که تبدیل به استاندارد جهانی شد. ما امروزه آن‌را تولید ناخالص داخلی (GDP) یک کشور می‌نامیم.

روش مورد نظر این دو نفر بر آن بود که تصویری جامع و به‌روز از کلیت اقتصاد ملی ارائه دهد؛ با ارزیابی ارزش پولی تمامی تولید «اقتصادی» که در یک سال معین در یک کشور انجام می‌شود. هم‌چون اغلب آماردان‌های اقتصادی امروز دنیا، مید و استون تقریبا کل تمرکز خود را بر اندازه‌گیری ارزش کالاها و خدماتی گذاشتند که در عمل خرید و فروش می‌شدند.

اما به لطف آزمون‌ها و مشاهدات زنی ۲۳ساله به نام فیلیس دین، یک مشکل به‌سرعت پدیدار گشت. او در سال ۱۹۴۱ توسط مید و استون استخدام شد تا روش آنها را در تعدادی از مستعمره‌های بریتانیا در عمل به‌کار ببندد. در سرزمین‌های امروزین مالاوی و زامبیا، فیلیس دین دریافت که لحاظ نکردن کار خانگی بی‌مزد در محاسبات GDP اشتباه است.

در مقاله‌ای تحقیقاتی که اخیرا در باب تاریخ GDP منتشر کردم، نوشتم که فیلیس دین معتقد بود چنین قراردادی برای اندازه‌گیری تولید ناخالص داخلی، سهم بزرگی از فعالیت مولد را نادیده می‌گیرد- به‌ویژه در مناطق روستایی آفریقا. او استدلال کرد که مستثنی کردن ارزش اقتصادی تهیه و پخت مواد غذایی و جمع کردن هیزم اجاق، امری «غیرمنطقی»ست. او ادعا می‌کرد که چنین کارهایی از نظر تاریخی نادیده گرفته شده بودند، چرا که در عرف به‌عنوان کار زنان نگریسته می‌شدند.

برای تعیین اینکه چه فعالیت‌هایی باید در محاسبات GDP در نظر گرفته شوند، فیلیس دین ماه‌ها زمان صرف انجام پیمایش‌های روستایی کرد تا به‌ویژه فعالیت‌هایی شاق هم‌چون جمع کردن هیزم اجاق را اندازه‌گیری و در ارزیابی‌های GDP لحاظ کند.

او به این نتیجه رسید که اگر دولت‌ها می‌خواهند خط‌مشی‌هایی را فرموله کنند که مجموع درآمد ملی را افزایش داده و توزیع منصفانه آن‌را تضمین کند، سهم تمامی تولیدکنندگان- از جمله زنان روستایی- باید به حساب آورده شود.

در طول هفت دهه پس از آن، محاسبات GDP عموما دربرگیرنده کار بی‌مزد (و عمدتا زنانه) نبوده‌اند. اما کار فیلیس دین به ما نشان داد که این تنها راه اندازه‌گیری تولید اقتصادی نیست. با انتقادات فزاینده‌ای که نسبت به شیوه محاسبه GDP صورت می‌گیرد، نگاهی به پژوهش او راهی رو به جلو می‌گشاید.

نامرئی بودن کار زنانه

ریچارد استون توجه چندانی به توصیه‌های فیلیس دین نداشت. او در سال ۱۹۵۳ مسئول نشر نخستین سیستم حسابداری ملی در سازمان ملل بود. این گزارش استانداردهایی پر طول و تفصیل برای محاسبه GDP ارائه می‌کرد.

این سیستم درخواست فیلیس دین برای لحاظ کردن کار خانگی بی‌مزد را نادیده گرفت.

و از آنجایی‌که برنامه‌های مساعدت فنی سازمان ملل در پی آن بود که مطمئن شود کشورهای با درآمد پایین و متوسط از استانداردهای این سیستم پیروی می‌کنند، روش استون پیامدهایی جهانی داشت. فعالیت‌هایی که در زندگی هر روزه در کشورهای کم‌درآمد آفریقایی نقشی محوری داشتند- مانند طی طریق برای تهیه آب، آسیاب کردن غلات و حصیربافی- در حساب‌های ملی لحاظ نشدند.

این نامرئی بودن کار زنانه در محاسبه درآمد ملی، برانگیزاننده واکنشی متقابل بود. در عین تقاضا برای اندازه‌گیری اقتصادی میزان کار خانگی زنانه، پژوهشگران اکتیویست هم‌چون فیلسوف ایتالیایی سیلویا فدریچی که سال‌ها در نیجریه تدریس می‌کرد، استدلال می‌کردند که تولید «اقتصادی» مردانه بدون وجود کار بی‌پاداش «غیراقتصادی» زنانه امکان‌پذیر نیست.

مثلا بدون همسری که مراقب کودکان و خانه باشد، چگونه یک کارگر مرد در کارخانه زمان و انرژی دارد تا به ایفای نقش کلیشه‌ای خود به‌عنوان نان‌آور خانواده بپردازد؟

زمان به‌جای پول

برخی اقتصاددان‌های فمینیست نگرشی متفاوت اتخاذ کرده‌اند. در سال ۱۹۹۹مرلین وارینگ اقتصاددان نیوزلندی، دلمشغولی‌هایش در خصوص لحاظ کردن کار بی‌مزد در حساب‌های ملی را مطرح کرد. وارینگ خواستار این شد که در عوض استفاده از فعالیت اقتصادی برای اندازه‌گیری ارزش کار، یک شاخص اندازه‌گیری متفاوت به‌کار گرفته شود: زمان.

او تشریح کرد که زمان «آن یکه سرمایه‌گذاری‌ست که همه ما ناچار به آنیم». وارینگ با الهام از پژوهشی که در مناطق روستایی کنیا انجام داده بود، استدلال کرد که پیمایش‌های صورت گرفته با سنجه‌ی زمان نشان می‌دهند که «کار نامرئی بدون مزد، با شأن پایین، ملال‌آور و نوکرمآبانه نصیب کدام جنس است».

چنین پیمایش‌هایی نشان می‌دهند که اقدامات هدفمند، مانند دسترسی به آب بهداشتی و اجاق‌های آشپزی کارآمد، چگونه می‌توانند از مشقت کار خانگی بکاهند و به میلیاردها زن امکان دهند که آزادی بیشتری در چگونه سپری کردن ایامشان داشته باشند.

در سال ۲۰۰۸، نویسندگان سیستم حسابداری ملی که به‌تازگی به‌روزرسانی شده، به شیوه‌ای سازشگرانه به انتقادهای فمینیستی پاسخ دادند. آنها پذیرفتند که تولید تمامی کالاها- فارغ از اینکه به فروش برسند یا نه- را در محاسبه GDP لحاظ کنند، به این ترتیب فعالیت‌هایی مانند حصیربافی یا آبجوسازی در آن به حساب آمده‌اند.

با این‌همه، آنها هنوز هم بخش اعظم خدمات بی‌مزد خانگی را مستثنا کرده‌اند، کارهایی هم‌چون آشپزی و نظافت. و این سیستم که در آن تجدید نظر شده، خواست‌های فیلیس دین و مرلین وارینگ برای گردآوری اطلاعات بیشتر در مورد توزیع زمان صرف شده بر حسب جنسیت را نادیده گرفته است. امری که حتی موجب انتقادهای بیشتر به این سیستم شده است.

در دهه‌های اخیر، علم اقتصاد فمینیستی نشان داده که چگونه شیوه‌های محاسبه GDP موجب نامرئی شدن بخش اعظم کار زنان شده است. در عین حال، پیمایش‌ها و مطالعات با سنجه‌ی زمان، بیانگر هزینه‌ایست که این امر بر زندگی‌های زنان تحمیل کرده، به‌ویژه در جنوب جهانی. یافته‌های گزارشی متاخر به ما می‌گوید که صدها میلیون زن در سرتاسر جهان مجبورند روزانه بیش از ۳۰دقیقه طی طریق کنند تا به آب بهداشتی برای خانواده‌هایشان دست یابند.

آینده‌ی GDP

گزارشی مربوط به سال ۲۰۰۹که توسط رئیس‌جمهور فرانسه، نیکولا سارکوزی، جنبه عملیاتی به خود گرفت، بیان می‌کرد که از آنجایی‌که GDP «به مثابه سنجه‌ای از رفاه اقتصادی تلقی شده است»، پس «می‌تواند به شاخص‌هایی گمراه‌کننده درباره چگونگی رفاه افراد و سیاست‌گذاری‌های اشتباه منجر شود».

همین اواخر بانک جهانی اشاره داشته که GDP صرفا جریان‌های درآمد را اندازه‌گیری می‌کند، اما به ما نمی‌گوید که آیا مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و ثروتِ جهان طبیعی تقویت شده‌اند یا به یغما رفته‌اند. مجله اکونومیست خواهان «معیاری جدید» برای پیشرفت اقتصادی شد که دربرگیرنده‌ی «کار بی‌مزد در خانه، از جمله مراقبت از خویشاوندان» باشد.

هیچ‌کدام از این بینش‌ها نو نیستند، اما از درکی مجدد نسبت به شاخص‌هایی‌ خبر می‌دهند که برای مدت‌های طولانی مورد حمایت پژوهشگران فمینیست بوده‌اند. برای نمونه، پافشاری سیلویا فدریچی بر اینکه مزد کار خانگی باید پرداخت شود، دستکم به‌شکل جزئی در رواج برنامه‌های نقل و انتقال پول در آفریقا تحقق یافته‌اند.

اگر در پی آنیم که به‌راستی کار زنان از سایه برون آید و آن نقش‌های کلیشه‌ای جنسیتی برانداخته شوند که کار خانگی را بیش از سهمی منصفانه بر دوش زنان می‌اندازند، لازم است با چشمانی گشوده به GDP بنگریم.

متن اصلی در هرالد