ما کافى نیستیم

نتایج جستجو برای سیل

تعداد نتایج: 748
ما کافى نیستیم

ما کافى نیستیم

در جامعه سرمایه‌دارى، چیزها فقط تا آنجا (به منزله کالا) وجود دارند که چیزى بیش از خودشان باشند: موبایل براى آنکه یک موبایل باشد، باید درعین حال به دوربین هم مجهز باشد، باید بازى‌هاى کامپیوترى هم داشته باشد، در غیر این صورت هر چند هنوز «موبایل» نام دارد، اما رفته رفته از دور خارج مى‌شود. به عبارت دیگر، یک موبایل فقط تا آنجا یک موبایل است که چیزى بیش از موبایل باشد. این نکته در مورد بسیارى از چیزها/کالاهاى دیگر نیز صادق است: خودکارى که فندک هم دارد، دستگاه تلفنى که ساعت را هم نشان مى‌دهد و کوک هم مى‌شود، یا یک کارت اعتبارى اینترنت که چند ساعت اضافه هم دارد و البته وجود انواع جایزه‌ها و بخت آزمایى‌هایى که درون کالاها است نیز پیرو همین منطق است.

وقتی سخن منطقه‌بندی شده است

وقتی سخن منطقه‌بندی شده است

نویسنده: سارا وايتينگ - شبکه متعلق به فضای مجازی است و تا ان جا که سخن را در شکستن محذوراتی که بر آزادی‌اش اعمال می‌شود یاری رساند ابزاری مغتنم است، اما در هر حال راه حلی همه جانبه نخواهد بود، منطقه سخن آزاد ما نیاز به شمایلی نو دارد، شمایلی واجد مرزبندی کمتر و آزادی عملی وسیع‌تر. اگر این شمایل نوستالژیای گنگ و دور از دسترس رویای کافه‌های سیاسی باشد، تعلل و غفلتی است عامدانه در زمانه‌ای که گفت‌وگو و مباحثه، بیرون از دموکراسی‌هایمان منطقه‌بندی شده‌اند.

سرمایه‌‌داری؛ داستان اشباح

سرمایه‌‌داری؛ داستان اشباح

نویسنده: ارونداتی روی - آن‌‌چه در نوشته‌­ی زیرمی­‌آید شاید از دید برخی به‌­نوعی نقدی بی‌­رحمانه باشد. از سوی دیگر، بنا به‌­سنت حرمت نهادن به­ دشمنان خود، می‌­توان آن را به ­چشم تصدیق ­بصیرت، ظرافت، و عزم راسخ کسانی خواند که زندگی خود را وقف امن نگه‌­داشتن جهان برای سرمایه‌­داری کرده‌­اند.
من اینجا نیستم

من اینجا نیستم

عمر تقلب در عکس اگر هم‌اندازه‌ی عمر عکاسی‎ نباشد چندان کمتر نیست. حذف بطری‌های نوشیدنی از روی میز مذاکره‌ی برژنف روس و ویلی برنت آلمانی برای جدی‌تر جلوه ‌دادن گفت‌وگوی آنها در 1971، حذف کلمنتیس از عکس سخنرانی مشهور گوتوالد در 1948 پس از متهم شدن‌ به خیانت و به دار آویخته شدنش، و اصلاح کتابی که جورج بوش در 2002 در بازدید از مدرسه‌ای برعکس در دست گرفته ‌بود، از نمونه‌های مشهور تقلب در عکس‌های دنیای سیاست هستند. اما یادداشت پیش‌رو به گونه‌ی دیگری از این جنس تقلب‌ها می‌پردازد؛ فراوانی آن‌ها در زندگی روزمره.

دموکراسی رادیکال هوشنگ گلشیری

دموکراسی رادیکال هوشنگ گلشیری

فرقی نمی‌کند گلشیری در باب انقلاب چه در سر داشت، نثر او تجسم لحظه گسست انقلابی است، تجسم موقعیتی است که در آن منطق برابری بر جمع حاکم می‌شود و به جای تکثر، سیاست (در این‌جا زبان) به همگان صدای واحد می‌بخشد. همین ایراد به منتقدان کنراد و ناباکوف و سلین نیز وارد است. آنان به محتوای اثر و حرف‌های خالقش متوسل می‌شوند، از سخنرانی ناباکوف درباره‌ی لنین یا متنی که سلین در دفاع از یهودستیزی نوشت مدد می‌گیرند و فاشیسم و نژادپرستی را در ادبیات کشف می‌کنند. این‌ها به نقد ربطی ندارد

صاحب‌خانه‌های بی‌خانمان

صاحب‌خانه‌های بی‌خانمان

زلزله‌ی مرداد که ایلام را شخم زد، خوب و بد را ریخت روی دایره تا مردم جسم و جان خانه‌هایشان را بی‌واسطه‌ی نگاه بنگاهی ببینند و بفهمند که چه سقفی برایشان سرپناه بوده. حالا در کوچه‌پس‌کوچه‌های آبدانان که راه می‌روی، کارنامه‌ی خانه‌های قدیمی شهر در دست راستشان است و کارنامه‌ی مسکن مهر در دست چپ. روز زلزله، مردم با بهت به ترک خانه‌ها، فروریختن سقف‌ها، شکستن شیشه‌ها و افتادن پنجره‌ها خیره مانده بودند و امروز در تلاش خانه‌ای هستند که اندک خواسته‌هایشان را برآورده کند.
نوار غزه و کرانه‌ی باختری: دو برخورد اسراییل و دو حق انتخاب غم‌انگیز فلسطین

نوار غزه و کرانه‌ی باختری: دو برخورد اسراییل و دو حق انتخاب غم‌انگیز فلسطین

در گذشته دو منطقه‌ی غزه و کرانه‌ی باختری، به‌رغم تفاوت‌های جغرافیایی، از نظر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مشابه هم بودند. اما طی یک روند طولانی و زندگی تحت اشغالگران مختلف به‌تدریج از هم متمایز شدند. بعد از نخستین جنگ اعراب و اسراییل و استقرار دولت اسراییل، دو منطقه‌ی غزه و کرانه‌ی باختری از سرزمینِ تحت قیمومیت انگلستان جدا شدند و تحت اشغال دو دولت عربی یعنی مصر و اردن درآمدند، و این سرآغازی بود که وجوه تمایز بین این دو منطقه را تشدید کرد.
از موسیقی کردی الهام می‌گیرم

از موسیقی کردی الهام می‌گیرم

نه به معرفی نیاز دارد و نه معرفی او به مثابه مقدمه کوتاه این مصاحبه می‌تواند «حسین علیزاده» را آنگونه که هست، معرفی کند. اهالی موسیقی او را استاد مکتب نوگرایان تار در کنار سنت‌گرایانی چون استاد «محمدرضا لطفی» می‌شناسند. تار را به چیره‌دستی تمام می‌نوازد، برای اجرای کنسرت موسیقی به شهرستان‌ها می‌رود و نگران تغییر ذایقه موسیقایی مردم است. موسیقی ایرانی را می‌شناسد و می‌گوید موسیقی کردی را الهام‌بخش بسیاری از آثار خود می‌داند. هنرمند 63ساله برای اجرای کنسرت دو روزه دونوازی و سه نوازی به همراه فرزندش (صبا) و «پژمان حدادی» به سنندج آمد و فرصتی پیش آمد تا با او گفت‌وگو کنیم. سوال‌ها با موسیقی نواحی آغاز شد و در نهایت به کنسرت‌های او رسیدم.
من  ِگذشته؛ امضا و لبخند

من ِگذشته؛ امضا و لبخند

متن پیش‌رو به بهانه‌ی اجرای این روزهای «بر پهنه‌ی دریا» به کارگردانی «پارسا پیروزفر» در مجموعه‌ی ایرانشهر تهران، پرسش‌های بنیادینی را درباره‌ی وضعیت مخاطبان هنر در ایران پیش می‌کشد، و به خاطر پیش‌کشیدن این پرسش‌هاست که به رغم کوتاه بودن مهم است؛ مهم نه به این دلیل که این پرسش‌ها را پاسخ می‌دهد، یا می‌تواند آن‌ها را تعمیق ببخشد و پیش ببرد و تا انتهای منطق‌شان پیش‌ببرد. مهم به این دلیل که سوال‌هایی طرح می‌کند که این روزها طرح نمی‌شوند؛ چرا مخاطبان هنر بیش از هر چیز می‌خواهند بخندند؟ حتی وقتی چیزی که بشود بدان خندید در اثر وجود ندارد.