چیزی تغییر نمی‌کند، ولی ما می‌خندیم!

نتایج جستجو برای سیل

تعداد نتایج: 821
چیزی تغییر نمی‌کند، ولی ما می‌خندیم!

چیزی تغییر نمی‌کند، ولی ما می‌خندیم!

پیشتر در میدان یادداشتی با عنوان عنوان «جام زهر در ماه عسل» منتشر شد که نقدی بر برنامه ماه عسل در ماه رمضان از صدا و سیما بود. حمیدرضا یوسفی اینبار در یادداشتی دیگر به برنامه خندوانه پرداخته است. برنامه‌ای که این روزها به نظر مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است. آنچه در این دو برنامه مشترک است، احساساتی کردن مخاطب و به غلیان انداختن هیجانات درونی به طور مصنوعی و اغراق‌آمیز است؛ یکی با بازنمایی فلاکت و بدبختی و دیگری با نشان دادن موفقیت و خوشبختی. رویکرد هر دو برنامه نیز یکسان است. بدبختی و خوشبختی شخصی است و نه تابع پیچیدگی عوامل ساختاری. هر دو برنامه یک پیام را به دو شیوه منتقل می‌کنند. برای رهایی از مشکلات به خود رجوع کن و به این بیندیش که از تو بدبخت‌تر هم وجود دارد و یا به سیاق خندوانه به دردهات بلند بلند بخند. و نهایتا اثر هر دو سرپوش‌گذاشتن بر روی واقعیت‌های تلخ اجتماعی و اقتصادی از نابرابری تا فقر و تشویق کردن افراد به غرق‌شدن در زندگی روزمره و بی‌توجهی به آن چه که در اطرافشان هر روز از صبح تا شب می‌گذرد.

روبات‌های سرباز

روبات‌های سرباز

آیا ما در حال وارد شدن به دوران جنگ‌های روبوتیک هستیم؟ تصویرهای داستان‌ها و فیلم‌های علمی‌تخیلی روز به روز بیشتر رنگ واقعیت می‌گیرند و به نظر می‌رسد پیش‌بینی‌های تاریک داستان‌های فانتزی آخرالزمانی مربوط به دنیای خیال نبوده‌اند. داستان وقتی به راستی هولناک می‌شود که بدانیم یکی از بزرگترین مراکز نظامی دنیا اصلی‌ترین حامی مالی این تکنولوژی‌های جدید، به خصوص در حوزه هوش مصنوعی، روبوتیک و ماشین‌های خودمختار است.در این مقاله درباره جنبه‌های مختلف فنی، نظامی، مالی و از سوی دیگر اخلاقی و سیاسی آنچه که می‌توان روبات-سرباز نامید بخوانید.
توسعه بی‌پناهی

توسعه بی‌پناهی

نوشتار حاضر کوششی‌ است برای ترسیم خطوط عمده دلایل اتخاذ دو استراتژی کلی سکوت و فشار توسط دولت ایران در سال‌های پس از انقلاب در قبال مهاجران، پناهجویان و پناهندگان افغانستانی. دولت ایران پس از انقلاب، تا اواخر دوران سازندگی، برنامه مشخصی در قبال مردم افغانستانی ساکن ایران نداشت و سیاست سکوت را در پیش گرفته بود و پس از آن نیز، به صورت دوره‌ای به صورت مستقیم و غیرمستقیم محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های فراوانی را به این مردم تحمیل‌کرده است که همچنان شاهد آن هستیم. اما این ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها و تهدید‌ها هیچ گاه از حدی بیش‌تر نشده است که خروج گسترده کارگران افغانستانی از ایران را در پی داشته باشد. دلیل این امر را می‌توان در نیاز تقریبا همیشگی کشور از سال‌های پیش از انقلاب تا امروز به نیروی کار یدی جست‌وجو کرد. لازم به ذکر است که نسخه کوتاه‌تری از این مطلب پیش‌تر در سایت کانون فرهنگی بینش منتشر شده است.
قصه‌ی جنگل سیمان شده

قصه‌ی جنگل سیمان شده

آخرین تصاویر از تخریب‌ جنگل‌های گیلان در پروژه‌ی ساخت سد شفارود نشان‌دهنده‌ی تلاش پرشتاب برای به‌جا گذاشتن حجم عظیمی از ویرانی است.

جنگل سیمانی لقبی است که به شهرهای بزرگ می‌دهند، اما اگر شنیده شود که در گوشه‌ای از ایران جنگلی چندمیلیون‌ساله را زیر سیمان دفن می‌کنند، چه نامی می‌توان بر آن گذاشت و چه عبارتی را می‌توان به آن نسبت داد؟

ساخت سد شفارود، پروژه‌ای که سال‌ها بر زمین مانده بود، در یکی از ذخیره‌‌گاه‌های جنگلی ایران در نزدیکی شهر پونل و در جاده‌ی پونل به خلخال در دست اجراست. اهمیت منطقه‌ای‌ جنگلی که سد در آن در دست ساخت است، تا حدی است که صحبت از ثبت جهانی این میراث تاریخی و طبیعی است اما حفظ جنگل هیرکانی چندان اهمیتی برای سدسازان ندارد. این جنگل زیستگاه خرس قهوه‌ای و جنگلی باستانی است.
چطور زایمان طبیعی از زنان دریغ شد

چطور زایمان طبیعی از زنان دریغ شد

مطلبِ زیر نوشته‌ی پَت توماس1 روزنامه‌نگار و نویسنده‌‌ی چندین کتاب در حوزه‌ی بارداری و زایمان است. او معتقد است که «در نظامِ پزشکیِ امروز، حتی در جوامع پیشرفته‌ مانند انگلستان، زنان به مثابه بیمار و نه کسی که به زودی مادر می‌شود معاینه، ارزیابی و درمان می‌شوند؛ بنابراین تعجبی ندارد که از زایمانِ طبیعی وحشت کنند.» او این پرسش را مطرح می‌کند که آیا فرایندِ بارداری و زایمان به کسب‌ و کاری شدیداً پزشکی‌شده تبدیل نشده است؟
هرگز وضعیت زمین چنین نبوده است

هرگز وضعیت زمین چنین نبوده است

در تاریخ دانسته حیات انسان بر سیاره زمین هرگز وضعیت چنین بحرانی نبوده است. هشدارها جدی‌ است. بر اساس آمارهای دانشمندان تولید دی‌اکسیدکربن به انتهای سطح مجاز خود نزدیک می‌شود. به نظر می‌رسد اگر به همین منوال پیش برویم بسیاری از ما در طول عمر خود شاهد نابودی و سوختن زمین خواهیم بود. نائومی کلاین نویسنده و فعال سیاسی در آخرین کتاب خود به بررسی بحران آب و هوا می‌پردازد. او نشان می‌دهد که برخلاف نظر بسیاری از سیاست‌مداران و فعالان محیط‌زیست اصلاح در روند تولید چاره بحران کنونی نخواهد بود. بلکه تنها راه تغییر بنیادین در میزان مصرف و تولید، به خصوص در آمریکای شمالی و اروپا است. در مطلب پیش‌رو الیزابت کولبرت نظرات کلاین را در این کتاب بررسی کرده و در انتها نقدی، هرچند ناواضح، بر آن وارد می‌کند.


چگونه فیفا فوتبال را به خاک سیاه نشاند

چگونه فیفا فوتبال را به خاک سیاه نشاند

رسوایی مالی اخیر سران فیفا که به استعفای سپ بلاتر انجامید، سر و صدای رسانه‌ای فراوانی به پا کرده است. این در حالیست که فساد مالی در فیفا امر تازه‌ای به شمار نمی‌رود. بیل کرین در این یادداشت، چگونگی رشد ساختار فیفا را مرور کرده و نشان می‌دهد که فساد مالی اخیر در مقایسه با بهره‌کشی درازمدت این نهاد از کشورهای در حال توسعه و کارگران بسیار ناچیز است. کشور قطر که در ارتباط با کسب میزبانی جام‌جهانی ۲۰۲۲ در مظان اتهامِ پرداخت رشوه قرار دارد، نمونه اعلای بهره‌کشی از کارگران مهاجر برای پیشبرد پروژه‌های موردنظر فیفا به حساب می‌آید. طبق آمارهای رسمی تاکنون ۱۰۰۰ کارگر مهاجر جان خود را بر سر آماده‌سازی این کشور پادشاهی برای میزبانی جام‌جهانی از دست داده‌اند و تخمین زده می‌شود تا زمان آغاز مسابقات، این تعداد به ۴۰۰۰ نفر افزایش پیدا کند. بیل کرین از ارتباط مدل رشد سرمایه‌دارانه فیفا با چنین روندهای مرگباری پرده برمی‌دارد.‌


جُرم‌های هنری

جُرم‌های هنری

وب سایت «هایپراَلِرژیک» که تمرکز ویژه‌ای بر مسائل روز دنیای هنر دارد، به‌تازگی ستونی با گرایش هنر خیابانی منتشر می‌کند. «جرم‌های هنری» عنوان این ستون است و به مفهوم ضدفرهنگ هنر خیابانی می‌پردازد. هنرمندان خیابانی که با گرایش شدید وندالیسم به آثار موزه‌ها، دیوارِ پاسگاه پلیس و یا باغ سلطنتی هجوم می‌برند؛ در برنامه‌ریزی‌ها و نظم سیستماتیک اشکالی به وجود می‌آورند و هنرمند با مسئله بازداشت، زندان یا ضرب‌و‌شتم باید به فکر ادامه پیاده‌کردن تفکر وندال خودش در جایی دیگر و به شکلی دیگر باشد. هر کنش هنرمندی که بدون هیچ گرایش مشخصی یک اثر هنری را می‌دزدد و یا نظم عمومی را خدشه‌دار می‌کند، نمی‌تواند دال بر هنر خیابانی یا چیزی شبیه به آن باشد. این فرد به دادگاه فراخوانده و محکوم می‌شود؛ با توجه به محکومیت قضایی هنرمند و پی‌گیری او در اجرای ایده پس از محکومیت می‌توان از این‌گونه کنش‌های هنرمندان خیابانی که دوست ندارند با این برچسب شناخته شوند، دفاع کرد.

نویسنده ستون جرم‌های هنری «بنجامین ساتن» اهل بروکلین و فعال در زمینه‌های خبرنگاری هنری، تهیه‌کنندگی و مقاله‌نویسی است. همچنین تهیه‌کنندگی نمایشگاه‌های جداگانه‌ای را در طول چند سال بر عهده داشته که از جمله می‌توان به فیلد پروجکت، اسپرینگ بریک آرت شو، گوآنوس لافت و دیگر اکسپوهای هنری اشاره کرد.


کیفیت نه چندان خوب بعضی از تصاویر استفاده‌شده به ویژگی این پروژه‌ها برمی‌گردد که سبب شده از دوربین‌های مداربسته و یا با دوربین‌های موبایلی گرفته شود.


چهره اخراجِ مهاجران غیرقانونیِ افغان از ایران

چهره اخراجِ مهاجران غیرقانونیِ افغان از ایران

روزانه تعداد زیادی از افغان‌های ساکن ایران تحت عنوان «غیرقانونی» از کشور اخراج می‌شوند. افرادی که ممکن است برای سال‌های طولانی ساکن ایران بوده باشند، اما کماکان از فردای خود بی‌خبر هستند. از جمله کودکانی که از خانواده خود جدا شده، از ایران اخراج می‌شوند و ممکن است تا پایان عمر موفق به دیدار دوباره آنها نشوند. غزل گلشیری در این گزارش به وضعیت افغان‌ها در اسلام قلعه می‌پردازد که نقطه مرزی ایران و افغانستان به شمار می‌آید؛ جایی‌که افغان‌ها برای اخراج شدن از ایران باید پولی نیز بپردازند؛ پول «استفاده از فضای سبز».