مقصر اصلی سیل شیراز، شهرداری است

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

سیل

تعداد مطالب: 29

سیل و نابرابری

سیل و نابرابری

طبقه فقیر، به ویژه در خوزستان با سطوح مختلف محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی در کنار محرومیت‌های کالبدی و محیطی و دسترسی‌های زیستی-رفاهی مواجه است. اما آیا سیل یک بلای طبیعی است؟
آق‌قلا دوباره زیر آب

آق‌قلا دوباره زیر آب

دوباره سيل و دوباره خانه‌به‌دوشی. هنوز ۴۰ روز از سيل اول نگذشته بود كه باز هم سيلاب شهرشان را درنورديد و خانه‌ و كاشانه‌شان زير آب رفت. تازه آب در همه محله‌ها فروكش كرده بود و مردم داشتند به زندگی عادی خود برمی‌گشتند که دو روز پيش مديريت بحران استان گلستان با اعلام سرريزشدن سد کيسه‌ای شمال «يلمه خندان» در نزديکی شهر آق‌قلا از آماده‌باش اين شهر خبر داد و بار ديگر هول‌ ‌و ‌ولا به جان مردم سيل‌زده اين منطقه افتاد.
زندگی در گلستان؛ جانکاه‌تر از همیشه

زندگی در گلستان؛ جانکاه‌تر از همیشه

نوروز امسال برای مردم استان گلستان با سیل همراه بود. سیل از شهر گنبد جاری شد و همان‌طور که پیش‌بینی شده بود به آق‌قلا و گمیشان رسید. ستاد بحران استان گلستان می‌گوید در این سیل ۱۸ هزار و ۶۶ واحد مسکونی شهری و روستایی آسیب دیدند و ۸۵۰۰ واحد کاملاً تخریب شدند.  ۳۱۲ مدرسه آسیب دیده و ۵۱۵ کلاس درس خراب شده است. ۳۱۰ هکتار از زمین‌های کشاورزی به زیر آب فرو رفته و ترکیب آب سیل با فاضلاب بیرون زده در کوچه‌ها، محله‌های آق‌قلا و گمیشان را شبیه باتلاق‌هایی بدبو کرده است. تقریبا یک ماه پس از این اتفاق صدها نفر هنوز به خانه‌هایشان برنگشته‌اند و تلاش می‌کنند خانه‌هایشان را دوباره به یک سرپناه تبدیل کنند. عکس‌های زیر تصاویر و زمزمه‌هایی از لحظه‌های یک زندگی دوباره است؛ زندگی جان‌کاه‌تر از روزهای قبل از آمدن سیل و تکیه مردم بر مردم.
۱۲ روستا قربانی می‌شود

۱۲ روستا قربانی می‌شود

سد سيمره كه به اعتقاد مردم محلي اگر قرار بود با بارش‌هاي عادي سال‌هاي خشك آبگيري شود حداقل ده سال ديگر زمان براي تكميل نياز داشت، يكباره با سيلاب‌هاي بهاره پر از آب شد. مسئولان تصميم گرفته‌اند سد سيمره را تا بالاترين حد ممكن آبگيري كنند. اين در حالي است كه خانه‌هاي روستايياني كه در مخزن سد قرار مي‌گيرند، با اين اقدام زير آب مي‌رود.

مرداب در گلستان

مرداب در گلستان

اینجا دیگه خونه‌ی من نیست. سرم را به هر طرفش می‌چرخونم، جای اشیا و خودم را قبل از امروز به یاد می‌آورم. هر قدمی که برمی‌دارم، صدای شلق‌و‌شلوق گل و لای می‌ره تا ته جونم. لجن انگار مکش داره، پایم را دو دوستی چسبیده. سه‌بار تمیز کردیم و هر بار، باز آب بالا میاد و همه جا بیشتر نم می‌کشه. من مار ندیدم ولی شنیدم تو خونه‌ی همسایه اومده بود. حتما اینجا هم می‌آد. با دست خالی و پای برهنه چطور می‌تونم این‌همه لجن را از اینجا بیرون ببرم؟ حالا بیرون هم بردم، کجا بریزم جز توی کوچه؟ از توی همین کوچه، خودم باید بروم و بیام. این خونه باید تمیز بشه، همه جا بوی گند می‌آد و ته مغزم را اگه ببینید، هیچی جز خشم پیدا نمی‌کنید.