آرشیو یادداشت‌های

زهرا چوپانکاره

تکرار آذر در شهریور

تکرار آذر در شهریور

«ما که داریم حرف می‌زنیم نمی‌خواهیم این جوری شود که تیتری برای روزنامه خودتان درست کنید و بعدش ما فراموش شویم. می‌خواهیم کارمان حل شود و می‌خواهیم آخرین باری باشد که اینجا جمع می‌شویم و داد می‌زنیم.» دفعه قبلی که به قول او این‌‌طور جمع شده بودند و داد می‌کشیدند آذر...
نام زندگان محفوظ است

نام زندگان محفوظ است

«کارگر معدن، کارگر معدن را با لباس کارش می‌شناسه. مهدی را هم از روی لباسش شناختم، روش نوشته بود نیک‌کالا.» دست‌هایش را دو پرانتزِ باز می‌‌کند و با فاصله از دو سمت شقیقه‌اش روی هوا نگه می‌دارد: «سرهای‌شان شده بود این هوا. شش روز از انفجار گذشته بود که بهشان رسیدیم، جز...
صدای خوزستان باشید

صدای خوزستان باشید

«خانم، آقا، من مرده‌ام. نگاه نکن که دارم حرف می‌زنم.» در میان جمعیتی که از خوف دوربین‌های مداربسته محوطه کارخانه نیشکر هفت‌تپه، چهره‌های‌شان را با چفیه بسته‌اند، مرد ۵۰ ساله با صورت باز و صدای بلند می‌گوید که مرده است، هم او و هم کسانی که فقط چشم‌های‌شان پیداست در...