از مصادره «زبان اشاره» دست بردارید

شبکه ملی سازمان‌های مردم نهاد ناشنوایان ایران در انتقاد از گسترش ویدئوهای نمایشی به «زبان اشاره» در شبکه‌های مجازی، بیانیه‌ای منتشر کرده است.

از مصادره «زبان اشاره» دست بردارید

در یکی دو سال اخیر و پس از رواج گستردۀ استفاده از شبکه‌های مجازی، شاهد انتشار روزانۀ ویدئوهایی با عنوان ترجمه به زبان اشاره هستیم. مخاطبی که نسبت به زبان و فرهنگ ناشنوایان ایرانی بی‌اطلاع باشد در نگاه اول گمان می‌برد یک ترانه، اغلب ترانه‌های پاپ فارسی، به زبان اشاره ترجمه شده و محصول آن برای ناشنوایان قابل درک و جالب خواهد بود. از بررسی نظرات افراد زیر اینگونه پست‌های اینستاگرامی حتی متوجه می‌شویم عدۀ زیادی این نوع فعالیت را به عنوان فعالیتی بشردوستانه تحسین و تقدیر می‌کنند. زیرا به گمان آنها جامعۀ ناشنوا در محرومیت از درک ترانه‌های پاپ فارسی به سر می‌برد و این ویدئوها این محرومیت را برطرف کرده است.

هدف از انتشار این بیانیه از سوی شبکه ملی سازمان‌های مردم نهاد ناشنوایان ایران آن است که مخالفت و اعتراض خود را نسبت به این رویکرد، که روز به روز گسترش بیشتری پیدا می‌کند، مطرح کرده و جامعۀ شنوا را از آزردگی و نگرانی خود آگاه کنیم.

برای بیان دلایل مخالفت خود، خوب است سؤالی که برای جامعۀ ناشنوا ایجاد شده است، بپردازیم. سؤال این است: این همه تمایل به استفاده از زبان اشاره در میان کسانی که کمترین آشنایی با فرهنگ و جامعۀ ناشنوا ندارند، و حتی متوجه اشتباه بودن اشاره‌ها و جملات خود نیستند، از کجا ناشی می‌شود؟ برای این سؤال چندین پاسخ می‌توان اندیشید:

اول- نگاه قیم‌مأبانه به جامعۀ ناشنوا باعث شده است که عدۀ زیادی از افراد شنوا گمان کنند هر آنچه برای فرهنگ شنوا جذاب و سرگرم کننده است لزوماً باید برای ناشنوایان نیز چنین باشد. درحالیکه ناشنوایان فعالیتهای فرهنگی و هنری جامعۀ خود را دارند و ترانه‌های پاپ عاشقانه جزء اولویت زندگی آنان نیست. برعکس، درک اخبار و گزارشهای مهم فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از اولویت‌های زندگی آنان است که به دلیل کمبود مترجم حرفه‌ای و نبود زیرنویس در بسیاری از رسانه‌های گروهی، جامعۀ ناشنوا از آنچه جزء حقوق شهروندی‌شان محسوب می‌شود محروم مانده‌اند. جالب اینکه افرادی که اقدام به تولید ویدئوهای ترانه به زبان اشاره می‌کنند اغلب از ترجمۀ ساده و درست اخبار و گزارشها ناتوانند و علاقه‌ای هم به این موضوع ندارند.

دوم- اغلب افراد صاحب این صفحات، درک ناصحیحی از زبان اشاره دارند و گمان می‎کنند صرف دانستن چند اشاره و جایگزین کردن واژه‌های فارسی با آن اشارات، مخاطب ناشنوا مفهوم جمله را متوجه خواهد شد. آنها از دستور زبان متفاوت زبان اشاره و فارسی اطلاعی ندارند. بنابراین حاصل کارشان برای مخاطب ناشنوا ملغمه‌ای از اشاره‌ها بدون ارتباط منطقی معنایی است. برای روشن‌تر شدن بحث شاید ارائۀ یک مثال مفید باشد: یک جمله از یک ترانۀ انگلیسی را در نظر بگیرید: «Shine on you crazy diamond». کسی که انگلیسی‌زبان باشد و فارسی خوب بلد نباشد ممکن است با کمک دیکشنری و مترجم گوگل آن را اینگونه ترجمه کند: «درخشش- روی- تو- دیوانه- الماس» یا حتی «درخشش-روی-شما- دیوانه- لوزی». بیشتر این ویدئوها برای مخاطب ناشنوا ترجمه‌هایی شبیه این دو جمله هستند و تنها قطاری از واژگان هستند که با دست اشاره می‌شوند.

سوم- خرداد ماه سال جاری در مصلای تهران از اجرای یک برنامۀ گروهی از سرودخوانی زنان ناشنوا جلوگیری شد. زیرا به نظر مقامات، حرکات زبان اشاره نوعی رقصیدن است و رقص در ایران ممنوع است. گرچه این خبر باعث استهزای مقامات شد که تفاوت زبان اشاره و رقص را متوجه نمی‌شوند، اما آنچه در ویدئوهای اینستاگرامی مورد بحث شاهد هستیم حاصل تفکری شبیه همان است. در واقع به نظر می‌رسد بسیاری از افراد که به رقصیدن علاقمند هستند ولی بنا به محدودیتهای کشور اجازۀ انتشار رقص ندارند، از زبان اشاره به عنوان دستاویزی برای بیان بدنی خود استفاده می‌کنند. بعضی از آنها بیان چهره و بدن خوبی دارند و صفحات آنها به همین دلیل پرمخاطب است. اما دلیل زیبایی حرکات، همراهی آواز و موسیقی است و فقط مخاطبان شنوا از آن لذت هنری می‌برند نه ناشنوایان. اینجا زبان روزمرۀ یک جامعۀ زبانی-فرهنگی دستاویزی برای هدف دیگری می‌شود و این هدف بی‌دلیل به اسم ناشنوایان گره خورده است.

چهارم- همانطور که پیشتر گفته شد، بسیاری از این افراد با انتشار چنین ویدئوهایی برای خود اعتباری اجتماعی کسب می‌کنند. بعضی مخاطبان ناآگاه آنان را افرادی خیـّر و نیکوکار تصور می‌کنند که در حال خدمت به جامعۀ ناشنوا هستند. و همچنین با وانمود کردن به دانستن زبان اشاره، خود را فردی آشنا به فرهنگ و زبان ناشنوایان معرفی می‌کنند. مخاطبان به هوش و ذکاوت آنها در یادگیری زبان اشاره آفرین میفرستند غافل از اینکه آنچه تولید می‌شود، شباهتی به زبان اشارۀ رایج و واقعی ندارد. این وضعیت شبیه نوعی مصادرۀ فرهنگی است. ناشنوایان در طول زندگی خود به دلیل استفاده از زبان اشاره انواع محرومیتها و تبعیضها را متحمل می‌شوند و همه از آنان انتظار دارند تنها به گفتار فارسی مسلط باشند ولی این جامعه در مقابل این تبعیضها مقاومت کرده و زبان اشاره را حفظ کرده‌اند. حالا با دیدن افرادی که هیچ از تاریخ و اجتماع ناشنوایان خبر ندارند و تنها با تکان دادن دستهای خود اعتباری کاذب کسب می‌کنند نوعی حس تبعیض مضاعف برای جامعۀ ناشنوا ایجاد می‌شود. اگر ناشنوا به جای فارسی از زبان خود استفاده کند تحقیر شده یا بی‌سواد دانسته می‌شود اما اگر یک ناشنوا ادای زبان اشاره را درآورد تحسین و تقدیر می‌شود.

در اینجا لازم است به یکی از استدلالها در حمایت از این نوع ویدئوها -که اغلب از سوی افراد شنوا ارائه می‌شود- اشاره کنیم. افرادی معتقدند گرچه این نوع ویدئوها فایدۀ چندانی برای ناشنوایان ندارد، و گرچه مشکلات مهمتری از ترجمۀ ترانۀ پاپ در جامعۀ ناشنوا حل نشده باقی مانده است، با این حال چنین ویدئوهایی باعث جلب نظر جامعۀ بزرگتر به اقلیت ناشنوا می‌شود و همین جلب توجه ممکن است در آینده اثرات مفیدی داشته باشد. در پاسخ به این استدلال باید گفت اثر مفید تنها از طریق آموزش صحیح زبان اشاره و افزایش تعداد مترجمان حرفه‌ای و بهبود وضعیت تحصیل و اشتغال ناشنوایان حاصل می‌شود. به هیجان آمدن مخاطبان از هماهنگی دست و موسیقی در یک ویدئو اثری گذرا و غیرکارآمد دارد. درست شبیه وضعیتی که افراد مرکزنشین در تعطیلات نوروزی با سفر به مناطق دورافتاده، یک عکس یادگاری با لباس محلی می‌گیرند و بعد از تعطیلات به زندگی خود بازمی‌گردند. عکس مزبور اگر مضحک و عجیب نباشد، فایده‌ای هم برای بهبود وضعیت مردمان صاحب آن لباس ندارد.

شبکه ملی سازمانهای مردم نهاد ناشنوایان ایران، از مردم و مسئولان علاقمند به زبان اشارۀ ایرانی خواهشمند است، پیش از اقدام به تولید و انتشار ویدئوهایی به زبان اشاره یا هر اقدام دیگری برای ناشنوایان حتماً با سازمانهای ناشنوایان مشورت کرده و نظر آنان را جویا شوید. همچنین اگر قصد خدمت به جامعۀ ناشنوا را دارید، ابتدا لازم است حداقل چندین سال با این جامعه زندگی کرده و مسائل و مشکلات واقعی آنان را دریابید. از این طریق به زبان اشارۀ واقعی نیز مسلط‌تر می‌شوید و آنوقت به عنوان فردی بین‌فرهنگی می‌توانید مانند پلی بین دو جامعۀ شنوا و ناشنوا خدمت کنید. دیگر اینکه، در کار ترجمه، از ترجمۀ واژه به واژه بپرهیزید زیرا نتیجه اغلب غیرقابل درک و گاه مضحک خواهد بود. هیچ جامعه‌ای علاقه ندارد فرهنگ، هویت و زبانش دستمایۀ استهزا و یا مصادرۀ دیگران شود.