مسئله زبان و دسترسی آزاد به پژوهش‌های دانشگاهی

نوشتن متون علمی به زبان انگلیسی، در خدمت قطبی بودن جهان و به ضرر تولید و انتشارِ دانش در زبان‌های غیرانگلیسی بوده است؛ آیا توزیع رایگان آنلاین این متون به زبان‌های محلی، می‎تواند راهگشای ما باشد؟

مسئله زبان و دسترسی آزاد به پژوهش‌های دانشگاهی

دو سال پیش کتابی دربارۀ دوزبانگی در ایران، به انگلیسی و در فضای آکادمیک انگلیسی‌زبان منتشر شد. امیر کلان، نویسندۀ کتاب، از ناشر انگلیسی کتاب اجازه گرفت تا کتاب به فارسی ترجمه و سپس به صورت رایگان و آنلاین منتشر شود. امیر کلان دلیل این اقدام را در یادداشتی در وبلاگ انتشارات تشریح کرده و انتشار رایگان کتاب برای دنیای غیر انگلیسی‌زبان را روشی برای مقابله با قطبی بودن دنیای دانش عنوان کرده است. متن زیر ترجمه و خلاصه‌ای از آن یادداشت است.

—-

گرچه نوشتن متون علمی به زبان انگلیسی باعث تسهیل ارتباط بین دانشمندان در نقاط مختلف جهان شده است، در عین حال به اَشکال پیچیدۀ امپریالیسم علمی-دانشگاهی کمک کرده است، که به ضررِ تولید و انتشارِ دانش در زبان‌های غیرانگلیسی است.

روند انتشار متون علمی به زبان انگلیسی، باعث ایجاد یک جامعۀ جهانی از دانشمندان شده است که افکار و تجربیات خود را در مورد طیف وسیعی از موضوعات به زبان انگلیسی با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. بخشی از این موضوعات شامل مسائل و موضوعاتی است که مربوط به دنیای غیر انگلیسی‌زبان است. افراد شاغل به کارِ دانشگاهی و پژوهشی در جهان انگلیسی-آمریکایی در مورد فرهنگ، زبان، ادبیات، هنر و آموزش و پرورش مردم دیگر مناطق دنیا می‌نویسند. محققان غربی حتی تاریخ مردمان غیر غربی را به زبان انگلیسی، که طبیعتاً زبان آکادمی است، می‌نویسند.

اضافه بر این، پژوهشگران غیرانگلیسی زبان در دنیا همیشه تحت فشار هستند که برای ارتقاء علمی و شغلی خود باید به زبان انگلیسی بنویسند و منتشر کنند و روش رده‌بندی و امتیازدهی به دانشگاه‌ها هم این روند را تقویت می‌کند. این روند، یک سویۀ مثبت دارد و آن این است که از طریق زبان انگلیسی از مسائل و بحث‌های بسیاری از نقاط جهان آگاه می‌شویم. با این حال، یک سویۀ تاریک هم دارد.

صنعت نشریات و چاپ و نشر علمی عملاً در خدمت ارتقاء نوعی آموزش عالی تجاری است که از کار پژوهشگران برای اهداف بازاریابی و توزیع دانش استفاده می‌کند. نشریات آکادمیک، به این معنی، به ویترینِ بازار آموزش عالی در غرب برای مشتریان بالقوه تبدیل شده‎اند. این رویکرد عواقب جدی برای تولید و مصرف دانش دارد. امروزه بیشترین دانشِ در دسترس را متون انگلیسی تشکیل می‌دهند و عملاً متون علمیِ غیر انگلیسی به عنوان منابعی کمتر قابل اعتماد دانسته می‌شود (۱). همچنین، مشتریان اصلی ناشران، اغلب، کتابخانۀ دانشگاه‎ها هستند؛ زیرا قیمت این کتاب‌ها بسیار بالاست و همین امر مخاطب عمومی، از جمله مخاطب غیرانگلیسی‌زبان را از دایرۀ مشتریان خارج می‌کند. این امر برای محققان، به این معناست که زندگی خود را وقف نوشتن کتاب‌ها و مقالاتی می‌کنند که تنها تعداد کمی از خوانندگان آنها را می‎خوانند. یا شاید بدون خواننده بمانند. در عین حال، دانشگاهیان تحت فشار هستند که بیشتر و بیشتر متون علمی منتشر کنند، و در نتیجه تمرکز بر مقدار و تکرار است، و نه کیفیت و اصالت.

در مورد پژوهشگران غیر غربی وضعیت حتی بدتر است. دانشگاه‌ها از پژوهشگرانی که تحقیقاتشان دربارۀ موضوعات منطقه‌ای فراتر از دنیای انگلیسی‌زبان است، می‌خواهند که به انگلیسی بنویسند. آنها  باید به زبانی غیر از زبان مادری خود بنویسند و با دانش‌پژوهان انگلیسی‌زبان رقابت کنند، یعنی کسانی که از قبل با صنعت نشریات علمی و چاپ و نشر آکادمیک انگلیسی آشنا و مرتبط بوده‌اند. مشکل دیگر اینکه، کار پژوهشگران غیر غربی اغلب مربوط به مسائل محلی و منطقه‌ای خودشان است، اما به دلیل اینکه یافته‌های پژوهشی آنها به زبان انگلیسی منتشر می‌شود، جامعۀ محلی به نتایج تحقیقاتی که برای مطالعۀ فرهنگ آنها انجام شده تقریبا هیچ دسترسی ندارد. در حقیقت، صنعت نشر دانشگاهی برای تعامل با جمعیت بومی- محلی طراحی نشده است و تنها جوامع انگلیسی‌زبان را مخاطب مفروض کرده است. این پدیده چالش‌های معرفت‌شناختی جدی در مورد نشر دانش و نقش و موضع پژوهشگر و همچنین بحث‌هایی مهم در مورد اخلاق نشر آکادمیک پیش می‌کشد.

مثلاً در ایران، به ویژه کسانی که در استان‌های محروم هستند، هرگز قادر نخواهند بود از کتاب انگلیسی استفاده کنند که دربارۀ آنان یا منطقۀ آنان نوشته شده است. در بعضی موارد قیمت یک نسخه از کتاب با درآمد ماهانۀ یک معلم ایرانی برابر است. حتی اگر یک معلم مشتاق تصمیم به پرداخت چنین هزینه‌ای داشته باشد، باز هم به کتاب دسترسی نخواهد داشت. ترکیبی از تحریم‌های غرب و سیاست‌های سانسور، عملاً توزیع کتاب را غیرممکن ساخته است. بیشتر ناشران خارجی حضور فعال در ایران ندارند. فروشگاه‌های آنلاین مانند آمازون در ایران خدماتی ارائه نمی‌دهند؛ و شرکت‌های کارت اعتباری غربی در داخل کشور و سیستم بانکی آن فعال نیستند. بنابراین خرید آنلاین غیر ممکن است. در این شرایط، جامعه‌ای که در حقیقت صاحب آن پژوهش است، به متن‌هایی که در مورد زندگی‌شان نوشته و منتشر شده است، دسترسی ندارد.

وقتی پژوهشی دربارۀ یک جامعۀ غیرانگلیسی‌زبان انجام می‌شود، ترجمۀ آن پژوهش به زبان منطقه‌ای، و سپس توزیع رایگان آنلاین می‎تواند تا حدی راهگشا باشد. به این ترتیب مخاطبان محلی که صاحبان واقعی محتوای کتاب‌ها هستند به آنها دسترسی پیدا می‌کنند و می‌توانند افکار خود را در مورد آن به بحث بگذارند. به عبارت دیگر، مکالمه دیگر «دربارۀ» آنها نیست، بلکه «با» آنهاست. علاوه بر این، توزیع رایگان آنلاین کتاب، دسترسی معلمان و مخاطبانی را فراهم می‌کند که اغلب از لحاظ مالی توان بالایی برای خرید کتاب ندارند. شایسته است که این تجربه را به عنوان نمونه‌ای از چگونگی دموکراتیک کردن صنعت چاپ و نشر دانشگاهی و شاید تعدیل برخی از اثرات استعمار دانشگاهی کنونی مطرح کنیم.

۱- منظور از غیرانگلیسی، در اینجا بیشتر متونی است که به زبان‌های غیر اروپایی نوشته شده است. (مترجم)