شهر تهران بیش از هر چیز نیازمند مدیریتی است که نگرش انسان‌مدارانه و مردم‌محور در اجرای پروژه‌ها و ارائه خدمات شهری داشته باشد و تا زمانیکه این نگرش اصلاح نشود یا مسیر اصلاح پیش نگیرد، حتی اقدامات مثبت و کارآمد نیز به دشواری قابل اجرا خواهند شد.

شهر تهران بیش از هر چیز نیازمند مدیریتی است که نگرش انسان‌مدارانه و مردم‌محور در اجرای پروژه‌ها و ارائه خدمات شهری داشته باشد و تا زمانیکه این نگرش اصلاح نشود یا مسیر اصلاح پیش نگیرد، حتی اقدامات مثبت و کارآمد نیز به دشواری قابل اجرا خواهند شد. مثال‌های زیر صرفا به منظور روشن‌کردن موضوع عنوان می‌شوند و محور اصلی بحث نیستند. هدف از بیان آنها آن است که نشان دهد عنصر «انسان» حلقه گمشده بسیاری  از پروژه‌ها و خدمات ارائه شده از طرق مدیریت شهری – به‌ویژه در سال‌های اخیر – بوده است و برای حرکت به سمت مدیریتی کارآمد این روند و نگرش حاکم بر آن می‌بایست اصلاح شود.

اولویت حرمت ماشین بر انسان در خیابان‌های شهر

نگاهی – ولو گذرا – به چگونگی تردد عابران پیاده در خیابان‌های سطح شهر به خوبی نشان می‌دهد که در پروژه‌های ساخت معابر شهری آنقدر که به تردد ماشین‌ها اهمیت داده شده به چگونگی عبور و مرور عابران پیاده که یکی از ارکان اصلی ترافیک و آسیب‌پذیرترین بخش آن هستند توجه چندانی نشده است. این در حالیست که در کشورهای پیشرفته نه تنها در مرحله طراحی و ساخت معابر (سخت افزار) که در زمان اجرا نیز با وضع قوانین مناسب (نرم افزار) ایمنی تردد کاربران آسیب‌پذیر (یعنی دوچرخه سواران در مقابل وسایل نقلیه موتوری و عابران پیاده در مقابل هر دو آنان) را به نحو شایسته‌تری تضمین می‌کنند.  به‌عنوان مثال می‌توان از وضع جرایم رانندگی بابت رعایت‌نکردن حق تقدم عابران پیاده در چهارراه‌ها از طرف ماشین و دوچرخه‌سواران (۱) و رعایت‌نکردن فاصله ایمنی – حداقل یک متری- از طرف ماشین‌ها در حین عبور از کنار دوچرخه‌سواران (۲) نام برد.

در پروژه‌های ساخت معابر شهری آنقدر که به تردد ماشین‌ها اهمیت داده شده به چگونگی عبور و مرور عابران پیاده که یکی از ارکان اصلی ترافیک و آسیب‌پذیرترین بخش آن هستند توجه چندانی نشده است.

ابعاد اسفناک بی‌توجهی به ترافیک آسیب‌پذیر معابر زمانی بزرگتر می‌شود که حتی در پروژه‌هایی که به نام ساماندهی عبور و مرور عابران پیاده طراحی می‌شوند نیز حرمت ماشین بیش از حرمت انسان در نظر گرفته شود. زیرگذر چهارراه ولیعصر یکی از مثال‌های بارز در این زمینه است. هدف از این پروژه هدایت عابران پیاده به زیرگذر برای عبور از چهارراه است – عمدتا به این دلیل که در آن چهارراه پر رفت و آمد تردد ماشین‌ها روان‌تر و سریع‌تر صورت بگیرد. البته امنیت و راحتی عابران پیاده نیز از جمله اهداف این پروژه عنوان شده است اما ایرادهای جدی ای که در کاربرد این زیرگذر به ویژه برای سالمندان، معلولین و افراد کم توان وجود دارد حاکی از آن است که اصولا در طراحی آن راحتی عابران پیاده نقش چندانی نداشته است. بی حرمتی به شهروند نیز آنجا نمود پیدا می‌کند که به جای آموزش یا ترغیب عابران پیاده به استفاده از زیرگذر با نصب نرده و قطع دسترسی فیزیکی آنها به خیابان به اجبار و روشی نه چندان محترمانه آنها را به استفاده از زیرگذر وادار می‌کنند. اما غیرقابل هضم‌ترین بخش این پروژه درباره نرده‌ها آن است که نصب آنها در شرایطی صورت گرفته که استفاده از زیرگذر فقط محدود به روز است و در ساعات شب به دلیل مشکلات امنیتی آن را به روی شهروندان می‌بندند. مایه بسی شگفتی است که با وجودی که این چهارراه به دلیل وجود مراکز فرهنگی اطراف آن – به‌ویژه تئاتر شهر واقع در ضلع جنوب‌شرقی آن – حتی در ساعات شب نیز پر تردد است تدبیری اندیشیده نشده که مردم در زمان تعطیلی زیرگذر با وجود آن نرده‌ها و قطع دسترسی به خیابان چگونه باید عرض آن را طی کنند؟ برای درک عمیق‌تر این موضوع در همین روزها که اتفاقا نمایش پرطرفدار اعتراف در تئاتر شهر هنوز بر صحنه است به اعضای شورای شهر و سایر دست‌اندرکاران مدیریت شهری پیشنهاد می‌شود حوالی ساعت ۱۱ شب که آخرین سانس نمایش تمام می‌شود سری به چهارراه ولیعصر بزنند و از نزدیک مشاهده کنند که وقتی سیل تماشاچیان از سالن تئاتر بیرون می‌آیند و با تعطیلی زیرگذر مواجه می‌شوند چه صحنه‌های بدیعی در آنجا اتفاق می‌افتد.

پیاده‌روها در اسارت عملیات ساختمانی

حقوق عابران پیاده حتی در پیاده‌روها نیز سلب می‌شود. اشغال مسیرهای پیاده توسط کارگاه‌های ساختمانی یکی از مشکلاتی است که از دیرباز وجود داشته و با رشد ساخت و ساز در تمامی سطح شهر اعم از خیابان‌های اصلی و فرعی دیده می‌شود. کمتر کسی است که در طول مسیر روزانه خود با یک یا چند مورد سد معبر از این دست مواجه نشود. از سوی دیگر تخریب پیاده‌روهای عمومی – به‌ویژه در مناطق مسکونی به دلیل قرار داشتن برخی ساختمان‌ها در شیب – مسیرهای پیاده را تا جایی ناهموار می‌کند که استفاده از آنها حتی برای شهروندان عادی نیز با مشکل همراه است چه رسد به سالمندان، معلولین و افراد کم توان. از این روست که عابران بسیاری در سطح شهر – حتی اگر خودشان هم نخواهند – ناچارند به جای مسیرهای پیاده از خیابان برای عبور استفاده کنند.

سد معبر مسیرها توسط کارگاه‌های ساختمانی و آسیب‌های ناشی از ساخت و سازهای در جریان بر پیاده‌روها، درختان و سایر فضاهای عمومی مشکلاتی است که خاص تهران نیستند و اکثر کشورها اعم از پیشرفته و در حال رشد با آن سر و کار دارند. اما این نگرش حاکم بر سیستم مدیریت شهری آنها و اولویت‌های موجود در آن است که تفاوت در نحوه رفع این مشکلات را رقم می‌زند. در سیستم‌هایی که در آن حرمت انسان‌ها به‌عنوان اصل پذیرفته شده است – و بر ماشین و ساختمان اولویت دارد – پیش از هر چیز برای این دست مشکلات راه‌حل‌های مناسب و عقلانی پیدا می‌کنند و با نظارت صحیح آن را تحت کنترل در می‌آورند. در چنین سیستم‌هایی، در قوانین شهرداری و دستورالعمل‌های شهرسازی برای انواع حالت‌هایی که ممکن است پیاده‌روها در اشغال ساختمان‌سازی یا کارگاه‌های ساختمانی قرار بگیرد وظایف و مسئولیت‌های مالکان به روشنی تعریف و در صورت تخطی از آنها جرایم مالی مشخص تعریف شده است (۳و۴). به‌عنوان مثال زمانیکه سد معبر منجر به هرگونه اخلال در مسیر رفت و آمد وسایل نقلیه و/یا عابران پیاده می‌شود قانون حکم می‌کند که یک پلیس راهنمایی (یا فرد واجد شرایط) به هزینه مالک ساختمان می‌بایست در محل حاضر شود تا ترافیک را هدایت کند. به‌علاوه به منظور کاهش تخریب فضاهای عمومی ناشی از عملیات  ساختمانی، از همان ابتدای پروژه میزان آسیب‌های احتمالی به درختان، پیاده‌رو و سایر فضاهای عمومی اطراف محل توسط شهرداری برآورد و قبل از صدور مجوز ساخت مبلغ آن به‌صورت ودیعه یکجا از مالکان دریافت می‌شود. در انتهای پروژه – زمان صدور پایان کار – نیز میزان خسارت‌هایی که در عمل بر فضاهای عمومی – به‌ویژه درختان و پیاده‌رو – وارد آمده برآورد و با مالک تسویه حساب می‌شود و در صورت نبود خسارت، مبلغ ودیعه به مالک برگردانده خواهد شد. بدین ترتیب هزینه حفظ فضاهای عمومی اطراف عملیات ساختمانی تماما بر عهده مالکین ساختمان‌هاست و ضمانت لازم برای انجام آن نیز پیش از شروع هرگونه عملیات ساختمانی از آنها گرفته می‌شود.

حقوق عابران پیاده حتی در پیاده‌روها نیز سلب می‌شود. اشغال مسیرهای پیاده توسط کارگاه‌های ساختمانی یکی از مشکلاتی است که از دیرباز وجود داشته و با رشد ساخت و ساز در تمامی سطح شهر اعم از خیابان‌های اصلی و فرعی دیده می‌شود.

متاسفانه در شهر تهران به‌رغم خطرات جانیی که این مسئله برای شهروندان در بردارد رسیدگی به این موضوع و یافتن راه‌حل‌های مناسب برای مقابله و نظارت بر آن – به‌رغم آنکه حتی از سوی اعضای شورای شهر دوره گذشته به شهرداری تهران تذکر داده شده بود (۵) – در اولویت مدیریت شهری قرار نداشته و حداقل چنانچه از ظاهر شهر برمی آید آنطور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است.

پروژه‌های نمایشی: توهین به شعور شهروندان

انجام پروژه‌های نمایشی یا پروژه‌های بدون طراحی و امکان سنجی دقیق – صرفا با هدف اضافه‌کردن آنها به لیست افتخارات مدیریت شهری – توهین بزرگی به شعور شهروندان است. به‌عنوان مثال در این زمینه می‌توان از فعالیت‌های ایمن‌سازی پیاده‌روها برای افراد نابینا نام برد. در دنیای امروز، تامین رفاه معلولان و افراد کم‌توان در شهر یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی کشورها به شمار می‌آید. از این روست که این پروژه در ذات خود – اگر درست و با امکان‌سنجی دقیق انجام شود – می‌تواند به‌عنوان یکی از انسانی‌ترین و کارآمدترین پروژه‌های شهر مطرح شود و می‌بایست قویا مورد تشویق و حمایت هم قرار گیرد. اما مشکل جایی به‌وجود می‌آید که حتی چنین پروژه‌های مثبت نیز جنبه نمایشی پیدا کنند. به‌عنوان مثال می‌توان به پیاده‌روسازی‌هایی که در برخی خیابان‌های شرقی – غربی حد فاصل ولیعصر و بلوار آفریقا انجام شده اشاره کرد. همانطور که در بند پیش اشاره شد بسیاری از آنها به‌دلیل عملیات ساختمانی به‌ویژه ساختمان‌هایی که در شیب قرار دارند دچار تخریب و ناهمواری‌های فراوانند و عبور و مرور در آنها برای افراد سالم هم با دشواری صورت می‌گیرد. در چنین پیاده‌روهایی تا زمانیکه در وهله اول مشکلات زیربنایی‌شان هنوز حل نشده، سوال اینجاست که ایمن‌سازی آنها برای نابینایان با چه توجیهی صورت می‌گیرد؟ آیا نصب موزاییک‌های مخصوص نابینایان به آن صورت ناپیوسته – که در قسمت‌های تخریب شده یا جاهایی که پیاده‌رو با مانع برخورد کرده قطع شده‌اند – مسیر را برای نابینایان ایمن می‌کند؟

وضعیت اسف‌بار سرویس‌های بهداشتی عمومی در سطح شهر

یکی از زننده‌ترین صحنه‌های قابل مشاهده در تهران وضعیت به غایت غیربهداشتی و غیر قابل‌قبول سرویس‌های بهداشتی عمومی در سطح شهر است. کافیست که یک مقایسه اجمالی صورت بگیرد:

تجسم کنید وضعیت یک سرویس بهداشتی استاندارد و کاملا معمولی (غیر لوکس) در کشورهای پیشرفته را که ورای چشمه‌های تمیز و ضدعفونی شده، دستمال توالت و دستشویی‌های مجهز به صابون و خشک کن و …، در و دیوار آن نیز مزین به انواع پوسترهای آموزشی برای شهروندان در وصف فواید شستن دقیق دست و نقش آن در سلامت انسان است، و مقایسه کنید با سرویس های بهداشتی عمومی در تهران – با چشمه های بسیار کثیف و بعضا پر، بدون هیچگونه تجهیزات تمیز کننده اعم از دستمال و صابون و در بعضی موارد حتی شیرهای خراب آب. اولین سوالی که ذهن را به شدت آزار می‌دهد آن است که چرا حتی در این مورد – که یکی از ساده‌ترین خدمات پایه‌ای به شهروندان است و نیاز به دانش و فن‌آوری پیچیده‌ای هم ندارد – نیز چنین اختلاف قابل توجهی با سایر کشورها می‌بایست وجود داشته باشد؟

انجام پروژه‌های نمایشی یا پروژه‌های بدون طراحی و امکان سنجی دقیق – صرفا با هدف اضافه‌کردن آنها به لیست افتخارات مدیریت شهری – توهین بزرگی به شعور شهروندان است.

ساده‌ترین پاسخ آن است که با نسبت‌دادن این مشکلات به کم یا بی‌فرهنگی مردم صورت مسئله را پاک کنیم. اما در واقع مشکلات فرهنگی مردم تمام مسئله حتی بخش قابل توجهی از آن هم نیست. مشکل اصلی گم شدن عنصر «انسان» حتی در این انسانی‌ترین مقوله خدمات شهری است. قطعا برای مدیریت سازمان‌های بزرگی نظیر سازمان پارک‌ها یا بهشت‌زهرا یا معاونت‌های خدمات شهری مناطق برنامه‌ریزی و مدیریت برای تمیز نگه‌داشتن سرویس‌های بهداشتی کار پیچیده‌ای نیست. اما مشکل آنجاست که با نگرش فعلی مدیریت شهری تمرکز اصلی در مرحله ایجاد سخت‌افزار (ساخت چشمه‌ها و ساختمان مورد نیاز)  صرف می‌شود و تعداد چشمه‌های جدید احداث شده را با افتخار در آمار عملکرد خود نیز عنوان می‌کنند اما آنجا که به استفاده انسانی از این سرویس برمی‌گردد هیچ برنامه‌ریزی و نظارت شایسته‌ای صورت نمی‌گیرد و همین سرویس‌های به اصطلاح بهداشتی منشا نشر بسیاری از آلودگی‌ها و بیماری‌های واگیردار می‌شوند.

نتیجه‌گیری

اکنون که مدیریت شهری به دلیل تغییر شورای شهر و شهردار تهران در آستانه تحول قرار دارد، بهترین فرصت است که برای بازگرداندن این حلقه گم شده و دیده شدن عنصر «انسان» در تمامی پروژه‌ها و خدمات شهری– به‌عنوان بالاترین اولویت – برنامه‌ریزی شود. تنها در سیستم مدیریت شهری انسان‌مدار است که اعتماد شهروندان نیز جلب می‌شود و زمانیکه آنها دیگر در جای‌جای شهر و گذرهای آن احساس بی‌حرمتی نکنند می‌توان گامهای اساسی به سمت مشارکت‌های مردمی در مدیریت شهری نیز برداشت.

 

۱: http://www.mto.gov.on.ca/english/safety/pedestrian-safety.shtml

۲: http://ottawa.ca/en/news/new-road-safety-laws-ontario-affect-both-drivers-and-cyclists

۳:https://www1.toronto.ca/wps/portal/contentonly?vgnextoid=efe5a84c9f6e1410VgnVCM10000071d60f89RCRD&vgnextchannel=2bdb4074781e1410VgnVCM10000071d60f89RCRD

۴:https://www1.toronto.ca/city_of_toronto/parks_forestry__recreation/urban_forestry/files/pdf/TreeProtSpecs.pdf

۵: http://www.mehrnews.com/news/2060376

منبع: میدان

نظری بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *