شهر سبز
خواست عمومی و اراده جمعی میتواند آغازگر احیای شهری باشد که در آن زندگی میکنیم. رویای دور از دسترس نیست داشتن شهری که عنوانِ شهر سبز، برازندهاش باشد. کشاورزی شهری میتواند گامی اساسی در راه بهبود وضعیت شهرمان باشد.
شاخصهای مهم محیط زیستی نشاندهنده تهدید جدی نظامهای پشتیبان حیات بر سطح کره زمین هستند. این ناپایداری نمود خود را در بزرگترین دستاورد بشری یعنی شهرها آشکار میکند. با توجه به این که پیامدهای زیانبار توسعه، تابعی از متغیرهای جمعیت، سرانه و الگوی مصرف است، شهرنشینان عامل اصلی تعیینکننده این پیامدهای جهانی هستند(۱). شهرها در حالی که درگیر با معضلاتی در زمینههای گوناگون فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی هستند، مسئول بسیاری از مشکلات محیط زیست نیز به شمار میروند.
یک شهر سبز یک شهر زنده و با هویت است. در یک مفهوم، شهر سبز، شهری است که تکمیل کننده بقای زندگی است. هدف شهر سبز برنامهریزی انسانی و شهری است.شهر به عنوان نماد تمدن مدرن از مدرنیسم، جنبش عظیمی که متعاقب انقلاب صنعتی شکل گرفت و بر پایه خرد و قدرت تکنولوژی در پی سعادت انسانی بود، تحولات بزرگی پذیرفت(۲). مشکلات بیشمار جوامع شهری گویای شکست شهرهای مدرن است، شهرهایی که با نادیده گرفتن انسانها به عنوان ساکنان اصلی و طبیعت به عنوان بستر شکلگیری از هدف اولیه خود، یعنی سعادت انسانی فاصله گرفتهاند. اما آیا معضلات شهرها نشانهی به بنبست رسیدن شهرنشینی است و شهرهای امروز، تجلی تمام آنچه از شهر انتظار میرود؟ آیا مفاهیمی چون شهر سبز، بومشهر، شهر پایدار و … با تعاریفی که گاه به رویا میماند برای نجات شهرها از برزخی که در آن گرفتار شدهاند کارساز خواهند بود؟
مه یر میگوید: «یک شهر سبز یک شهر زنده و با هویت است. در یک مفهوم، شهر سبز، شهری است که تکمیل کننده بقای زندگی است. هدف شهر سبز برنامهریزی انسانی و شهری است. مبارزهای شگفتانگیز در برابر زشتیها، انواع بیماریها، تخریبها و استثمار مراکز شهری است که ما ایجاد کردهایم. این شهر، مسیری نو در جهت آیندهی تمدن فراهم می کند(۳).»
ریچارد رجیستر بنیانگذار مفهوم بومشهر معتقد است: «اگر بشر به بقای گونه انسانی بر روی زیست کره میاندیشد باید این حقیقت را بپذیرد که تمامی موجودات زنده در شهر به یک اندازه حق حیات دارند. او در مجموع شاخصه یک بومشهر را در پانزده مورد بیان میکند و برای هر یک از آن شاخصها معیارهایی تعیین میکند. این معیارها عبارتند از : کاربری مختلط و اختلاطی از مسکن جمعی و خصوصی، بافت فشرده و مرکزمحور به نحوی که بیشتر نیازها در فاصله قابل پیادهروی و دوچرخهسواری تأمین شود. شاخص بودن شبکههای حمل و نقل پیاده، دوچرخه، ریلی و حمل و نقل عمومی در تمامی نقاط شهر. افق دید واضح و رنگهای شفاف در روزی آفتابی. آسفالت زدایی، برداشتن آسفالت از فضای عمومی به منظور جایگزین کردن فضای سبز، پارک و درخت. استفاده از شیوههای کاشت و گونههای گیاهی بومی، باغسازی ارگانیک و کشاورزی شهری. کفسازی نفوذپذیر و کاشت متراکم که مانع هدایت سیلابها به نقاط دیگر شهر شود. سلامت منابع آبی، آبراههها و بدنههای آبی، استفاده بهینه از آب در منظرسازی و حفظ منابع آبی در داخل شهر. شاکله شهر در هماهنگی با بستر طبیعی با ارزشگذاری به حضور تکتک عوارض طبیعی. مشاهده نشانههای بازیافت، تعمیر و استفاده مجدد از مواد و مصالح در سطح شهر. نمود واضح استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در سطح شهر. وجود باغهای شهری، مزارع شهری، مسیرهای کاشت شهری و دیوارهای سبز. وجود بازارهای محلی برای کشاورزان جهت فروش محصولات خود در شهر. وجود بازارچههای خوداشتغالی هنری، فروش کتاب، موسیقی، صنایع دستی و تئاترهای محلی در سطح شهر. وجود نمادها و نشانههای واضح احیا آداب و سنن بومی. حس تعلق به مکان و وجود نماد و شاخصه شهری در ذهن شهروندان. مشهود بودن گونه های زیستی جانوری و گیاهی متنوع در سطح شهر. حفاظت از شبکه های حامل تنوع زیستی مانند رودخانهها، آبراههها، فضاهای سبز و بازی کودکان، پارک ها و شبکه های منظر شهری. مکان یابی صحیح ساختمان ها و توقفگاههای اتومبیل و محورهای حمل و نقل با توجه به سامانه زیستی(۴).
بنابراین شهر میتواند سبز باشد و در پیوند با طبیعت، حتی وقتی به تمامی طبیعی نیست، شهر دستساختهی هنرمندانهی بشر است در آغوش طبیعت. البته که این نوع نگاه به شهر با ذهنیتمان از آن متفاوت است. این بیت ها تعاریف نزدیکتری هستند به شهرهایی که می شناسیم: «شهر پیدا بود/ رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ/ سقف بیکفتر صدها اتوبوس…» و یا «من از سطح سیمانی قرن میترسم / بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاهشان چراگاه جرثقیل است…»(۵) صد البته که ساکنان شهرهایی چون تهران با ۱۶ روز هوای پاک در سال(۶) و سرانهی فضای سبز هفت تا دوازده مترمربع(۷) شهر را چون سهراب سپهری توصیف خواهند کرد، با درجات مختلفی از رضایت و یا نارضایتی از فضای که در آن زیست میکنند.
اما خواست عمومی و ارادهی جمعی میتواند آغازگر احیا شهری باشد که در آن زندگی میکنیم. رویای دور از دسترس نیست داشتن شهری که عنوانِ شهر سبز، برازندهاش باشد.
باغسازی ارگانیک، باغهای شهری، مزارع شهری، مسیرهای کاشت شهری و بامهای سبز از جمله مواردی است که تحت عنوان کلی، کشاورزی شهری با مزایای اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی بسیار می تواند گامی مهم و اساسی در راه بهبود وضعیت شهرمان باشد.
باغسازی ارگانیک، باغهای شهری، مزارع شهری، مسیرهای کاشت شهری و بامهای سبز از جمله مواردی است که تحت عنوان کلی، کشاورزی شهری با مزایای اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی بسیار می تواند گامی مهم و اساسی در راه بهبود وضعیت شهرمان باشد.کشاورزی شهری مفهوم جدیدی نیست؛ به طور مثال در آمریکا، در طول جنگ جهانی به دلیل محدودیت در حمل و نقل و کمبود نیروی کار جیرهبندی برخی از مواد غذایی به دست دولت اعمال شد، در این مدت دولت مردم را تشویق کرد که از طریق کشاورزی در محدودهی منازل خود سهمی از تولید محصولات غذایی داشته باشند؛ به مرور این باغ ها ۴۴% از سبزیجات تولیدی تازه را در ایالات متحده تولید کردند. شهروندان این محصولات را در حیاط منازل خود، زمینهای خالی و حتی در پشت بامها تولید کرده بودند، آنها محصولات تولیدیشان را با همسایهها مبادله میکردند ، دولت نیز بذر، کود و ابزارهای باغبانی ساده را در اختیار شهروندان قرار داده بود. پس از پایان جنگ، دولت دیگر توجه و اقبال قبل را به مسئله نداشت اما شور و اشتیاق شهروندان برای باغبانی شهری احیا شده بود (۸). طبق آمارهای جهانی، ۱۵ تا ۲۰٪ از مواد غذایی جهان به دست کشاورزان شهری تولید می شود(۹).
مزیت های کشاورزی شهری در زمینه های مختلف
[table id=2 /]True Consulting Group,2007))
تولید محصول کشاورزی در شهر در بستر شرایط بومی و الزامات خاص هر منطقه شهری تعریف و توجیه میشود. نکته مهم این است که مقصود از کشاورزی در شهر، زراعت و کشت و کار به معنای عمومی آن نیست، بلکه کاشت و تولید محصولات خرد غذایی با روشهای آسان و با حداقل امکانات مورد نظر است(۱۰).
کشاورزی شهری شامل طیف گستردهای از فعالیتها است، ماهیت این فعالیتها با توجه به شرایط محیط شهری به صورت عملیاتی متفاوت خواهد بود. کشاورزی شهری باید با در نظر گرفتن کاربریهای مجاور انجام شود، بدون ایجاد مزاحمتهایی از قبیل ایجاد سر و صدا، استفاده از نهادههای شیمیایی مضر و سایر مشکلات احتمالی. برخی از فعالیتهای مرتبط با کشاورزی شهری شامل ایجاد باغ های حیاط خلوت، پرورش زنبور عسل، کشاورزی گلخانهای، پرچینهایی با گیاهان خوراکی، باغ گیاهان دارویی، دامداری سبک، بام سبز و غیره است.
شاید راز داشتن شهرهای سبز و پایدار احترام به طبیعتی است که پذیرای آنها بوده، اینکه یادمان باشد «کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد»(۱۱). آرامش و امنیت روانی در سایهی باغهای شهری که پرندگان در میان شاخههای درختانش لانه کردهاند به ما نزدیکتر است تا در شهری که باغهایش را یک به یک درو میکند و پرندگانش را ناگزیر به کوچ.
پانوشتها
۱. ساسانپور، فرزانه. ۱۳۹۰. مبانی پایداری توسعه کلان شهرها با تاکید بر کلانشهر تهران. مرکز انتشارات و برنامه ریزی شهر تهران.
۲. پارسیپور، حسن و محمد حسن ضیا توانا. ۱۳۹۲. پست مدرنیسم و شهر با تاکید بر الگوها و طرحهای برنامهریزی شهری. مجله پژوهش و برنامهریزی شهری. سال چهارم، شماره ۱۳.
۳. ملکی، سعید. ۱۳۸۲. شهر پایدار و توسعه پایدار شهری. فصلنامه مسکن و انقلاب. شماره ۱۰۲.
۴. شریفیان، شفق و مجید مفیدی شمیرانی.۱۳۹۳. معیارهای شاکله بوم شهر از دیدگاه نظریه پردازان. باغ منظر. سال یازدهم،شماره ۳۱.
۵. سهراب سپهری
۶. گزارش سالانه کیفیت هوای تهران در سال ۱۳۹۳..QM94/02/02(U)/1 خرداد ۱۳۹۴.
۷. استاندارد پیشنهادی سازمان ملل برای سرانه فضای سبز ۲۰-۲۵ متر مربع است.
۸.
Hagey.A,Rice.S,Rebecca.F. 2012.Growing Urban Agriculture: Equitable Strategies and Policies for Improving Access to Healthy Food and Revitalizing Communities.Policy Link.
۹.
True Consulting Group. 2007. Best practices in urban agriculture : a background report for the City of Kamloops to support development of a urban agricultural strategy. ISBN 978-1-895984-23-1.
۱۰. صادقی،زهرا و مهدی شیبانی .۱۳۹۱. منظر مثمر،توجه به محیط(نقش کشاورزی در شکل گیری منظر شهری)، منظر، شماره ۲۱.
۱۱. «یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر بخورد» بخشی از شعر غربت از مجموعه شعر حجم سبز، سهراب سپهری
سلام
ساغ اولون، مقاله مفیدی بود.
سلام گرامی
ممنونم از ارائه ی مقاله خوبتون
به امید موفقیتهای بیشتر
You know I love your blog!!!