سهند ستاری
«جنبش تسخیر» ادبیات سیاسی آمریکا را تغییر داد

«جنبش تسخیر» ادبیات سیاسی آمریکا را تغییر داد

فردریک جیمسون، یکی از مهم‌ترین صدا‌های چپ، در این مصاحبه درباره گستره‌ای از موضوعات بحث می‌کند: نظریه سیاسی معاصر،راه‌حل‌های ممکن برای سیاست چپ و محدودیت‌های کنونی آن، اهمیت «جنبش‌ تسخیر»، برنی سندرز، و راه‌حل‌های ایدئولوژیک و عقلانی ممکن در زمانه‌ای‌ که به‌گفته جیمسون هنوز فاشیسم جدید در آمریکا برقرار نشده است.

دیگر در دموکراسی زندگی نمی‌کنیم

دیگر در دموکراسی زندگی نمی‌کنیم

هنری ژیرو در آخرین کتاب خود می‌نویسد «بسیارند مردمی که پذیرفته‌اند، صرف‌نظر از نقش نیروهای ساختاری گوناگون، سرنوشت‌شان کاملا در گرو مسئولیت فردی است. این ایدئولوژی که در بوق و کرنا می‌شود و مورد علاقه ثروتمندان است نشان می‌دهد روابط انسانی خلاصه شده در ستیز و رقابت».

آیا شهرها برای ثروتمندان ساخته شده‌اند؟

آیا شهرها برای ثروتمندان ساخته شده‌اند؟

در سال‌های گذشته میادین شهرها به مکان‌های مبارزه علیه نابرابری‌ها تبدیل شد؛ از نیویورک و لندن تا آتن و استانبول. دیوید هاروی، جغرافی‌دان مارکسیست، این قیام‌ها را از منظر «حق بر شهر» مهم می‌داند و مانعی در برابر افراط سرمایه‌داری و نولیبرالیسم. به اعتقاد او، نبردهای طبقاتی امروز بیش از پیش در شهرهای بزرگ رخ می‌دهد. هاروی در گفت‌وگوی حاضر با اشپیگل آنلاین نشان می‌دهد چگونه شهری‌شدن نقشی کلیدی در درگیری‌های اجتماعی آینده بازی می‌کند.

دژ مهلک اروپا

دژ مهلک اروپا

برخورد اروپا با بحران پناه‌جویان بیش از هر چیز تناقضاتی را درون اروپای متحد آشکار کرده است؛ با سیاست «عقب‌راندن مهاجران غیرقانونی» از مرزهای اروپا و یا گیر افتادن مهاجران در «اردوگاه‌ها» همراه با جیره ناچیز غذایی و ترس از حملات نژادپرستانه و یا با کنترل‌های مرزی که آمار مرگ‌و‌میر در منطقه مدیترانه را بالا برده است، چگونه می‌توان از همدلی و همراهی بشردوستانه اروپایی سخن گفت؟ اوضاع وخیم پناهجویان آن‌قدر بالا گرفته است که اروپا ناگزیر شعار «مقدم پناه‌جویان گرامی»را تکرار می‌کند. اما به نظر می‌رسد که این لحظه‌ای گذراست که توانایی تغییر ایدئولوژی مسلط بر اروپا را که سبب این بحران شده ندارد. در این وضعیت «نباید انتظار داشته باشیم شوک لحظه‌ای و زودگذر فاجعه و ویرانی به جای ما تصمیم بگیرد و بر وظیفه سیاسی ما سرپوش بگذارد.»

 

فرض کن فردا دست از کار بکشیم

فرض کن فردا دست از کار بکشیم

«در ستایش تن‌آسانی» عنوان کتابی است که از طرح جلد تا عنوان آن، همین وسوسه را داد می‌زند: تنبلی یا بهتر است بگوییم ناسازگاری و مزاحمت برای صاحبان کار. این کتاب شامل پنج‌مقاله است که یکی از آنها نوشته برتراند راسل با ترجمه سوسن نیازی است و چهارمقاله دیگر از پل لافارگ، فیلیپ گدار، رائول ونه‌گم و پلین واگنر را بهروز صفدری ترجمه کرده است. برای درک مفهوم تن‌آسایی و ارتباط آن با خلاقیت، مقالات این کتاب راهگشاست.

آزادی و برابری برای چه کسی؟

آزادی و برابری برای چه کسی؟

اختلاف جماعت‌گرایان با لیبرال‌ها تنها به وظیفه حکومت، آزادی، خیر عمومی و رابطه فرد و جامعه خلاصه نمی‌شود و حتی فراتر، در مبادی انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و اخلاق نیز اختلافی جدی میان آنها وجود دارد. جماعت‌گرایان به‌عنوان گفتار و دیدگاهی منسجم و سازمان‌یافته به نقد جریان لیبرالیسم می‌پردازند و همان‌طور که از نام‌شان برمی‌آید بیش از هرچیز دغدغه «اجتماع» دارند. به این اعتبار که هریک از ما در جایگاه فرد تنها به میانجی زیست در یک اجتماع است که استعدادها، شیوه زندگی و هویت فردی خود را می‌یابیم. پس برخلاف لیبرال‌ها، آنها زندگی سیاسی را در دلبستگی به یک اجتماع تعریف می‌کنند نه فرد. در این گفتار تنها جماعت می‌تواند طبیعت انسان را معین سازد و به آن شکل دهد.

فوتبال برای سیاست یا سیاست برای فوتبال

فوتبال برای سیاست یا سیاست برای فوتبال

فوتبال را باید با اجزایش دید. تماشاگران، بازیکنان، مربیان و مردم. بگذارید فوتبال را برای لحظاتی از بنگاه‌های تجاری، صنعتی‌بودن و سلطه رسانه‌ها جدا کنیم و آن را در کوچه پس‌کوچه‌های شهرهای جهان ببینیم: امروز در جهانی که سیاست نامی برای مردم است، فوتبال چنان به زیست- فضای همه مردم جهان گره خورده که در میان آنها وفاداری و ایمان پدید آورده است.