فرزندِ نیما بودن شرط صلاحیت نیست

آرشیو یادداشت‌ها با برچسب

نیما یوشیج

فرزندِ نیما بودن شرط صلاحیت نیست

فرزندِ نیما بودن شرط صلاحیت نیست

قصه رنگ‌پریده شراگیم یوشیج، فرزند نیما در مقدمه کتابش تکلیف را یکسره می‌کند و با تاختن به مصححانِ قدیم نیما می‌نویسد «بالاخره به فرصتی دست یافتم تا مجموعه‌ آثار نیمای بزرگ را منتشر کنم آن‌هم در هجوم نابهنگام سودجویان بازار کتاب». بعد، از نورسیده‌‌هایی می‌گوید که...
خانه «نیما» را سفره‌خانه می‌کنم

خانه «نیما» را سفره‌خانه می‌کنم

مردی که دیوار خانه «نیما یوشیج» را با قدم هایش اندازه می‌کند، خریدار است. او عصبانی است که «روز یکشنبه ١۵ نفر با لباس فرم، انگار که به مراسم ختم آدم بزرگی آمده‌اند، در را به زورِ چکش باز کرده‌اند» و حیاط و خانه را وارسی کرده اند. پیرمردِ همسایه دیوار به دیوار می‌گوید...
اگر می‌ترسیدم، می‌مردم

اگر می‌ترسیدم، می‌مردم

من از آن آدم‌هایی نیستم که وقتی می‌بینم سر یکنفر به سنگ می‌خورد و می‌شکند، دیگر نتیجه بگیرم که نباید به طرف سنگ رفت. من تا سر خودم نشکند، معنی سنگ را نمی‌فهمم. می‌خواهم بگویم که حتی بعد از خواندن نیما هم، من شعرهای بد خیلی زیاد گفته‌ام. من احتیاج داشتم به اینکه در...