آرشیو یادداشت‌های

مهتاب جودکی

خانه «نیما» را سفره‌خانه می‌کنم

خانه «نیما» را سفره‌خانه می‌کنم

مردی که دیوار خانه «نیما یوشیج» را با قدم هایش اندازه می‌کند، خریدار است. او عصبانی است که «روز یکشنبه ١۵ نفر با لباس فرم، انگار که به مراسم ختم آدم بزرگی آمده‌اند، در را به زورِ چکش باز کرده‌اند» و حیاط و خانه را وارسی کرده اند. پیرمردِ همسایه دیوار به دیوار می‌گوید...
«شادگان»؛ بی‌آب و بی‌پول

«شادگان»؛ بی‌آب و بی‌پول

وضع تالاب شادگان را در یک کلمه خلاصه می‌کنند: «بحران». تکرار مدام این کلمه، بحران را به چشم دیگران عادی کرده اما برای شادگان، تکرار بحران، قطعی‌شدن مرگ است. این وضع درحالی است که برنامه احیای «تالاب شادگان» متوقف شده است. تالاب شادگان در خوزستان با پساب‌های مزارع...
زندان‌هایی برای حیوانات

زندان‌هایی برای حیوانات

خرس‌ها در باغ‌وحش خرم‌آباد از گرسنگی زوزه می‌کشند. شیرها در باغ‌وحش شیراز زخم‌بستر گرفته‌اند؛ صورت‌هایشان زخمی است و بی‌حالند. ببرها در باغ‌وحش بابلسر در قفس کوچکی جاگیر شده‌اند و جای راه‌رفتن ندارند. درست عکس چیزی که صاحبان باغ‌وحش‌ها ادعا می‌کنند، اتفاق می‌افتد؛ این...
 معرکه تالاب‌خواران در انزلی

 معرکه تالاب‌خواران در انزلی

رسوبات، زباله، فاضلاب و گیاهان غیربومی برای گرفتن جان تالاب انزلی کم نبود، تالاب‌خواران هم بلای دیگری شده‌اند. آنها می‌گویند کاش تالاب خشک شود تا در زمینمان ویلا بسازیم. ته‌نشینی رسوبات، عمق تالاب انزلی را از ١٠متر به نیم‌متر رسانده، «آزولا» مثل سرطان در سطحش رشد کرده...
هنوز می‌خواهم محیط‌بان باشم

هنوز می‌خواهم محیط‌بان باشم

حتی ٣‌سال و ٢ماه و ٢٠روز حبس کشیدن اضافی هم باعث نشد «ماشاالله مهنایی»، محیط‌بان دنا از حرفش برگردد. «من عاشق کوه و دشت بودم. مگر می‌شود محیط‌بان باشی و با درخت و پرنده‌ها اخت نباشی.» او بعد از درگیری ۶‌سال پیش و ۴‌سال و ٢ماه و ٢٠روز و شبی که در چهاردیواری زندان سپری...