مهتاب جودکی
زندان‌هایی برای حیوانات

زندان‌هایی برای حیوانات

وضعیت نگهداری حیوانات در باغ‌وحش‌های ایران دردناک است و حیوانات در شرایط غیراستانداردی نگهداری می‌شوند و حتی غذای مناسبی به آنها داده نمی‌شود. غیر از دو باغ‌وحش ارم و باراجین بقیه باغ‌وحش‌ها غیراستاندارند.

 معرکه تالاب‌خواران در انزلی

 معرکه تالاب‌خواران در انزلی

رسوبات، زباله، فاضلاب و گیاهان غیربومی برای گرفتن جان تالاب انزلی کم نبود، تالاب‌خواران هم بلای دیگری شده‌اند. آنها می‌گویند کاش تالاب خشک شود تا در زمینمان ویلا بسازیم. ته‌نشینی رسوبات، عمق تالاب انزلی را از ١٠متر به نیم‌متر رسانده است.

«انتخابات برای ما چیزی ندارد»

«انتخابات برای ما چیزی ندارد»

«من تا به حال رأی نداده‌ام. اصلا نمی‌دانم شناسنامه‌ام کجاست. حق؟ رأی دادن حق است؟ از کی تا حالا حق ما مهم شده؟ یک زنی مثل من بیشتر باید فکر خانه باشد. من حقم این است که گشنه نمانم، که می‌مانم. وگرنه انتخابات برای من چیزی ندارد.»

هنوز می‌خواهم محیط‌بان باشم

هنوز می‌خواهم محیط‌بان باشم

درگیری محیط‌بانان با شکارچیان غیرمجاز که در مواردی به کشته شدن هز یک از طرفین منجر شده ست، بیش از هر چیز تصویب و لزوم اجرای قوانین حمایتی از محیط زیست را پیش می‌کشد. محیط بانان که وظیفه حفاظت از محیط زیست را دارند در بیشتر موارد در مقابل خاطیان تنها مانده‌اند.

گرد زوال بر چهره دارالفنون

گرد زوال بر چهره دارالفنون

دارالفنون محکم ایستاده است. نه غباری بر چهره دارد و نه آجری از هم گسسته. نخستین دانشگاه تاریخ مدرن ایران، یادگار امیرکبیر، صورتی آراسته دارد؛ پنجره‌هایی چوبی، گچ‌بری‌های رنگ به رنگ، درختان استوار. ظاهرش نقص ندارد اما دلش آشوب است، انگار که آدمی ناخوش‌احوال تظاهر کند به تندرستی.

بی‌بختگان چه بختی؟

بی‌بختگان چه بختی؟

نزدیک به 10 سال است که بخت از بختگان روگردانده و در این مدت کمتر صدای اعتراض مردم استان فارس شنیده شده. احداث سه سد روی منبع تغذیه تالاب کم نبود، هزاران حلقه چاه هم اضافه شد تا بختگان نفس‌های آخر را بکشد. اینها همه برای مرگ دومین تالاب بزرگ ایران کم نبود و پای جاده هم به منطقه باز شد تا تن پارک ملی بختگان دو نیم و فاتحه تالاب خوانده شود اما درد خشکیدن بختگان، نیمه جان‌شدن و مرگ دیگر تالاب‌های استان فارس کم‌کم جان مردم را به لب‌ آورد تا روی تن خیابان‌ها، جاده‌ها و گذرگاه‌های خاکی شهر و روستایشان نام بختگان را بنویسند، حقابه‌شان را طلب و به ساخت جاده در دل پارک ملی بختگان و در حاشیه تالاب اعتراض کنند. حالا عکس‌های بسیاری از شوره‌زار بختگان و  چهره کویرگون این تالاب در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ تصاویری که با هورالعظیم،میانکاله ، هامون، پریشان و شادگان مو نمی‌زند؛ آنها هم تشنه قطره‌ای آبند و سال‌هاست گذر قایق‌ها را  روی بستر خود از یاد برده و آواز پرواز پرندگان مهاجر را نشنیده‌اند. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در هفته‌های گذشته، عکس پروفایل خود را به این نوشته تغییر داده‌اند: «بی‌بختگان، چه بختی؟» این عنوان کمپینی است که چندی پیش در روز جهانی تالاب‌ها به راه افتاد تا فریاد این تالاب همچون صدای اعتراض دریاچه ارومیه، رودخانه کارون و زاینده رود به گوش مسئولان برسد.

اخراج دانش‌آموز افغان این‌بار در پاکدشت

اخراج دانش‌آموز افغان این‌بار در پاکدشت

چهار روز است که محمد را به مدرسه راه نداده‌اند. او افغان است و دانش‌آموز سوم راهنمایی یکی از مدارس پاکدشت. خانواده‌اش از 230 هزار تومان هزینه شهریه، فقط توان پرداخت صد هزار تومان را داشته‌اند. «پسرم را کتک زدند. گفتند تا باقی پول را نیاوردی مدرسه نیا. به خدا نداشتیم…» بغض در گلوی مادر می‌شکند و جمله‌اش با هق هق تمام می‌شود.

Röszke, 2015. szeptember 15.
Migránsok a határ szerb oldalán a magyar oldalon álló rendőrnőkkel szemben a magyar-szerb határon, Röszke térségében 2015. szeptember 15-én.
MTI Fotó: Ujvári Sándor

مسافر برگشتی

ترکیه مسیر گذر مسافران قاچاقی شده که از مرز زمینی، پنهانی خود را به آن سوی مرز می‌رسانند، ساعت‌های دراز در تاریکی پیاده می‌روند و اگر از دریا جان سالم به‌درببرند، بعد از روزها و ماه‌ها ماندن پشت مرزهای یونان، عاقبت از کمپ‌های پناهندگی در هلند یا آلمان سردرمی‌آورند.

مشقِ مرگِ خود‌خواسته

مشقِ مرگِ خود‌خواسته

مواردی از خودکشی دانش‌آموزان در سال جاری که در گزارش پیش‌ رو به آنها پرداخته شده، براساس آنچه در خبرها و از سوی مجریان قانون بیان شده، به ‌دلیل اضطراب ناشی از مدرسه، افت تحصیلی و ناکامی در واحدهای درسی و یا هراس از مورد بازخواست قرار‌گرفتن از سوی والدین و همچنین افسردگی و اختلافات دامنه‌دار خانوادگی رخ داده است.

کودکان کردستان از درخت گردو می‌ترسند

کودکان کردستان از درخت گردو می‌ترسند

گزارش پیش‌رو به وضعیت قربانیانی می‌پردازد که علارغم وجود قوانینی که حمایت آن‌ها را تضمین کرده‌اند، از حمایت‌های دولتی محروم شده‌اند؛ پیش از آن اما می‌توان به خود مسئله نیز پرداخت؛ به قربانیان انبوه مین‌های ضد نفر که نه تنها پاک‌سازی آن‌ها سرعت و همت لازم را ندارد، بلکه همچنان و علارغم قطع‌نامه‌های بین‌المللی ساخته و استفاده می‌شوند.