یکُم ماه می، به‌وقت اخراج

روز جهانی کارگر سال ۱۳۹۹ مصادف شده است با بیکاری لشکری از کارگران اخراج‌شده‌. در این گزارش روایت ۱۰ کارگر را می‌خوانید که بعد از شیوع کرونا اخراج شده‌اند.

یکُم ماه می، به‌وقت اخراج

بهار ۱۳۹۹ برای بسیاری از کارگران کشور با از‌دست‌دادن کارشان شروع شد. عده‌ای از کارگران قراردادشان تمدید نشد، برخی موقتا به صندوق بیمه بیکاری معرفی شدند، افرادی به مرخصی اجباری بدون حقوق رفتند، بعضی دورکار شدند با اضافه‌کاری‌های زیادِ بدون حقوق و تعداد بی‌شماری از کارگران نیز مستقیما اخراج شدند. ۷۶۰ هزار کارگر اخراجی تا پایان فروردین‌ماه ۱۳۹۹ در سامانه بیمه بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند. نزدیک به ۶۰ هزار کارگر فقط در شهر «تهران» بیکار شده‌اند. این اعداد و ارقام صرفا مربوط به کارگران‌ رسمی است؛ کارگرانی که دارای شرایط اولیه بهره‌مندی از مزایای بیمه بیکاری‌اند و کارفرما نیز حق‌بیمه آن‌ها را واریز کرده‌ است. لشکر عظیمی از کارگران غیر‌رسمی نیز پشت درِ قانون مانده‌اند.

سال‌هاست به کارگران، مشاوره‌های حقوقی در زمینه مسائل کاری‌شان می‌دهم. در این دو ماه با خیلی از مراجعه‌کنندگان بیکارشده به‌واسطه کرونا مواجه شدم که اکثرا هم سردرگم بودند. در این گزارش تلاش کرده‌ام به «کارگران‌ رسمی بیکارشده به دلیل همه‌گیری بیماری کرونا در شهر تهران» بپردازم. با ۱۰ نفر از کارگرانی که در این مدت برای مشاوره از طریق شبکه‌های اجتماعی به من مراجعه کرده‌اند، گفت‌و‌گو کرده و سوال‌هایی را پرسیده‌ام. در هنگام مصاحبه همه این ۱۰ کارگر صفحه توییتر و حساب تلگرام داشتند؛ برخی‌شان در توییتر با اسم مستعار، برخی با اسم مخفف و چند نفر هم با اسم و فامیل کامل فعالیت می‌کنند. درخواست مشاوره این افراد، پرسش‌ها، پاسخ‌ها و گفت‌وگوها از طریق این شبکه‌ها و در موارد لزوم از طریق تماس‌ تلفنی انجام شده ‌است. اطلاعات عنوان‌شده طبیعتا واقعی و بر اساس خود‌اظهاری کارگران بوده و نام‌های ذکرشده همگی مستعار هستند. از آنجایی که مجموع درخواست‌های مشاوره از شهرهای مختلف و به شکل‌های مختلف حضوری، تلفنی و از راه‌های مختلفی بوده‌، در این گزارش متغیر را متمرکز‌تر قرار داده و در میان تعداد بسیاری از درخواست‌دهندگان، ۱۰ کارگر در حوزه‌های مختلف کاری که در شهر تهران اشتغال داشته‌اند و در شبکه‌های اجتماعی فعال بوده و صرفا از این طریق نیز درخواست مشاوره داده بودند را برای گفت‌و‌گو انتخاب کردم.

 

شرکت با کار ما سرپا بود، اما سهمی از سرپا نگه‌داشتن استارت‌آپ نبردیم غیر اخراج

مریم ۳۱ سال دارد. در یک شرکت استارت‌آپی خدمات‌ گردشگری کار می‌کرده. علت اخراجش را کرونا و تاثیر آن بر گردشگری و سود شرکت می‌داند. او می‌گوید:

در دوران دور‌کاری در شرکت‌های استارت‌آپ رفتارها خیلی هیئتی می‌شود. این حق را برای خودشان قائل‌‌اند که چون دور‌کار شده‌ایم، می‌توانند ۱۲ شب هم کار ارجاع بدهند. انتظار دارند همکاران مجموعه هر کاری برای نگه‌داشتن استارت‌آپ بکنند و همه باید همه تلاششان را بکنند که استارت‌آپ سرپا بماند اما این‌جور مواقعی با کوچک‌ترین تلنگری این همه کارگر را به راحتی بیرون می‌کنند. انگار استارت‌آپ است که وضعیت متزلزلی دارد نه کارگران. در فضای استارت‌آپ سو‌استفاده از کارگران خیلی بیشتر است. نیم ساعت این‌ور و آن‌ور رفتن به سرکار شاید اهمیتی نداشته باشد اما حجم کار آن‌قدر زیاد است که وقت و بی‌وقت نمی‌شناسد. تشکیل سندیکاها در استارت‌آپ‌ها خیلی پیچیده‌تر شده است. ما چه سهمی از سرپا نگه‌داشتن این شرکت‌های استارت‌آپ بُردیم غیر اخراج!

مریم تا فروردین کار کرده اما حقوق فروردین را هنوز نگرفته. در دوران‌ اشتغال مشکل اصلی‌شان مرخصی‌های استحقاقی بوده که به قول خودش باید با التماس از مدیر مرخصی می‌گرفته‌اند. مریم می‌گوید غیر از خودش ۲۰۰ کارگر دیگر هم از شرکتشان اخراج شده‌اند. هیچ تشکل کارگری نیز در محل کار نداشته‌اند.


گفتند تا تیرماه بدون حقوق کار کن بعدا جبرانش می‌کنیم ولی تضمینی نبود

حسن ۳۰ سال دارد. شغلش را  contact center معرفی کرده و درباره علت اخراجش بعد از کرونا می‌گوید:

کارفرما تاکید داشت که تا پایان خرداد ۱۳۹۹ بدون حقوق کار کنیم و من هم چون عید بود و خرج زیاد بود نتوانستم ادامه بدهم. حتی در صورتی که قراردادم را تمدید و امضا می‌کردم باز هم در این شرایط کارفرما حاضر نبود هیچ تضمینی برای پرداخت حقوق ماه‌های بعد به ما بدهد.

او نسخه‌ای از قرارداد را در اختیار دارد اما برای دریافت بیمه‌بیکاری معرفی نشده و کارفرما با او همکاری نکرده‌ و شرایط بهره‌مندی از مزایای بیمه‌بیکاری را هم ندارد. حسن می‌گوید به غیر از خودش ۲۵ تا ۳۰ کارگر دیگر هم در دفتر تهرانشان با همین شرایط تعدیل یا اخراج شده‌اند. در محل کار او هیچ تشکلی رسمی و غیر‌رسمی کارگری وجود ندارد. حقوق و مزایایش را کامل دریافت نکرده. نسبت به همه مزایایی که به او تعلق می‌گیرد آگاهی کامل نداشته و نمی‌داند کارفرما چه حق‌وحقوق دیگری داشته ولی به او نداده. او خواهش کرده با توجه به این که چک حقوق ماه‌های قبل از عید توسط کارفرما هنوز پاس نشده، اسم واقعی‌اش را در گزارش نیاوریم و از اسم مستعار استفاده کنیم.


گفتند پول نداریم در حالی که شهریه این مدت را قبلا از والدین گرفته‌‌ بودند

افسانه ۳۸ سال سن دارد. معلم مدرسه غیر‌انتفاعی است. او درباره شرایط کارش در یک مدرسه غیر‌انتفاعی می‌گوید:

مدارس‌ غیرانتفاعی بنگاه‌هایی برای استثمار نیروی کار است. در این میان زنان بیشتر حقشان خورده می‌شود. برای مثال من تحصیلات و سابقه‌کارم از همکارم که مرد است بیشتر بود. ولی او حقوق بیشتری می‌گرفت. پیگیر شدم و اعتراض کردم گفتند او مرد است و خرج خانه می‌دهد باید حقوقش بیشتر باشد. خب مگر ما خرج خانه نمی‌دهیم؟ مگر ما برای تفریح به سرکار می‌رویم؟

او درباره علت اخراجش از کار بعد از ماجرای شیوع کرونا می‌گوید:

به ما توضیح ندادند. ولی غیرمستقیم گفتند پول نداریم. هرچند که مدارس غیرانتفاعی شهریه‌ها را گرفته‌اند و این بهانه است.

او نسخه‌ای از قرارداد کاری‌اش را در اختیار ندارد و علی‌رغم اینکه ۹ سال سابقه کار در مدرسه را دارد هیچ‌گاه نسخه‌ای از قرارداد را به او نداده‌اند. به بیمه‌بیکاری معرفی شده و فکر می‌کند شرایط اولیه برای دریافت بیمه‌بیکاری را دارد. معلمان مدرسه‌ای که در آنجا کار می‌کند هیچ تشکل رسمی و غیر‌رسمی ندارند. در هنگام اخراج هیچ‌کدام از حقوق و مزایایی که به او تعلق می‌گیرد را دریافت نکرده و می‌گوید شاید بعدا بدهند. افسانه می‌گوید میزان حقوق دریافتی‌اش با تحصیلات و سابقه‌اش مطابقت ندارد و هماهنگ نیست.


خوابگاه به خاطر کرونا تعطیل شد، جای‌ خواب نداشتم و نتوانستم سرکار بروم

سارا ۲۶ ساله است. در دفتر فنی یک شرکت معماری‌و‌عمران کار می‌کرده. او می‌گوید به دلیل شیوع ویروس کرونا نتوانسته سرکار برود و با دور‌کاری‌اش موافقت نشده. سارا می‌گوید:

من شهرستانی‌ام و در دوره تحصیلم (ارشد) در تهران هم‌زمان مشغول به کار هم شدم. با توجه به اینکه در خوابگاه دانشگاه اقامت داشتم بعد از شیوع ویروس و تعطیلی دانشگاه و خوابگاه، مجبور به بازگشت به شهرستان شدم. از حدود ۱۰اسفندماه با مرخصی بدون حقوق من موافقت کردند و دیگر سر کار نرفتم. این منوال تا پایان فروردین‌ماه ادامه داشت. بعد از آن خواستار حضور من در محل‌کار شدند و با درخواست من برای دو‌رکاری موافقت نشد؛ با اینکه حوزه کار تخصصی من که کارشناس معماری بود، قابلیت دور‌کاری را داشت.

کارفرما نسخه‌ای از قرارداد را به او نداده اما حقوق و مزایایش را هنگام پایان کار دریافت کرده. در ماه‌های اخیر هیچ کارگری در محل کارش اخراج نشده، اما در نیمه‌ اول سال ۹۸ دو نفر از کارگران همکارش به دلیل اختلافات شخصی با کارفرما تعدیل (اخراج) شده‌اند. در محل‌ کار او هیچ تشکل‌ کارگری وجود نداشته و با وجود اینکه همه کارمندان همکارش حقوق‌ ثابت دریافت می‌کرده‌اند اما مُزد او به‌صورت ساعتی محاسبه می‌شده، ساعتی ۸هزار تومان!


گفته‌اند موقت است و فعلا بیمه‌بیکاری بگیرید ولی قرارداد امسال را هم نمی‌بندند

رضا ۳۲ سال سن دارد. او در بخش روابط‌عمومی کار می‌کند.

اوایل فروردین به ما پیام دادند که برای دریافت بیمه‌بیکاری به اداره‌کار معرفی شده‌اید و تا بیمه‌بیکاری را به شما بدهند علی‌الحساب مبالغی به شما پرداخت می‌کنیم. در عین‌حال دور‌کاری می‌کردم که با این حساب فهمیدم من وقتی به بیمه‌بیکاری معرفی شده‌ام پس بیکارم و در دوره‌ای که بیمه‌بیکاری قرار است دریافت کنم  نباید کاری برایشان انجام بدهم. قرارداد من اسفند ۹۸ به پایان رسید ولی در سال جدید هنوز قراردادی با من بسته نشده. درباره بستن قرارداد هم هنوز مجموعه با وجود نگرانی‌های پرسنل، هیچ صحبتی نکرده‌ است. امسال در مجموعه تعدیل یا اخراج خواهیم داشت. چون معمولا در اسفندماه هر سال نامه تعدیل تعدادی از پرسنل به آن‌ها داده می‌شود، ولی من هنوز دقیقا نمی‌دانم امسال چه تعداد تعدیلی خواهیم داشت.

او قرارداد سال ۹۸ را در اختیار دارد. فکر می‌کند شرایط دریافت بیمه‌بیکاری را دارد. هیچ تشکل کارگری در محل کارش وجود ندارد. رضا می‌گوید:

به‌عنوان نمونه به‌تدریج غذای روزانه ما را حذف کردند و به جای آن مبلغ اندکی پایان هر سال به ما پول می‌دهند، بسیاری از پرسنل درباره این موضوع مشکل دارند ولی تا حالا نتوانستیم کاری انجام دهیم.

رضا روزهای جمعه، اجباری سرکار می‌رود، در حالی ‌که روز جمعه را مثل روز عادی کار با آن‌ها حساب می‌کنند. او می‌گوید:

این مساله خیلی برای ما مهم است و چندین سال است که نسبت به این موضوع اعتراض می‌کنیم اما تا حالا راه به جایی نبرده‌ است. تعطیلات‌رسمی هم مجبور هستیم سرکار برویم اما مثل روز عادی حساب می‌شود و حتی اضافه‌کاری‌اش هم مثل روز عادی است.


۹ سال حداقل‌بگیر بودم، بعد ۹ سال گفتند کاری نزدیک خانه‌ات پیدا کن

سعیده ۳۶ سال دارد. او در یک شرکت مهندسی کار می‌کند.

بعد از ۹ سال سابقه اسفند‌ماه گفتند از فروردین دنبال کار دیگه‌ای باش. کاری که نزدیک به محل زندگی‌ات باشد. من ۹ سال است برای این شرکت کار می‌کنم و از غرب تهران به شرق رفته‌ام و همیشه به‌موقع سرکار بوده‌ام. حالا بعد ۹ سال می‌گویند سراغ کاری برو که نزدیک محل زندگی‌ات باشد. تا حالا چرا یادتان نبود؟ هیچ وسیله ایاب‌و‌ذهابی نداشتند و پول ایاب‌و‌ذهاب هم نمی‌دادند. در تمام این مدت حقوق من هر سال همان حداقل دستمزد بوده و افزایش حقوق سالیانه را برای من اصلا اعمال نکردند. بعد از ۹ سال که قرار است سنواتم را محاسبه کنند، سنوات هر سال را بر اساس حقوق همان سال حساب کرده‌اند و نه بر اساس آخرین دستمزد. اوایل هم ۶ ماه بیمه‌ام را پرداخت نکرده‌اند. می‌خواهم شکایت کنم اما وکیل دارند و نگرانم نتوانم حقم را بگیرم.

به سعیده گواهی عدم‌نیاز نمی‌دهند و گفته‌اند قراردادش تمام شده و لزومی نمی‌بینند گواهی بدهند. او می‌گوید خیلی پول برایش مهم نبوده و بیشتر به کارش علاقه داشته و به این خاطر معترض نمی‌شده. در محل‌کارش هیچ تشکل کارگری وجود ندارد. فرصت یک‌ماهه برای اقدام جهت  بیمه‌بیکاری‌اش را هم از دست داده‌ است.


خبرنگار ورزشی بودم، مسابقات ورزشی تعطیل شد، ما را هم اخراج کردند

پرستو ۳۳ سال سن دارد و کارش در رسانه‌ ورزشی است. به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مسابقات‌ ورزشی اخراج شده. پرستو می‌گوید:

گفتند تعلیق شدی. اصلا مگر تعلیق داریم؟ گفته‌اند تعطیلی موقتی است تا شرایط درست بشود. تا فروردین‌ماه هم کار کرده‌ایم ولی اصرار دارند که دلیل بیکاری را اتمام قرارداد بزنیم و پایان همکاری را هم  ۲۹ اسفند می‌زنند. طلب اسفند را به ما نداده‌اند و گفته‌اند که نامه تسویه را امضا کنید تا حقوق اسفندتان را بدهیم. فکر می‌کنیم نمی‌خواهند حقوق فروردین بچه‌ها را بدهند.

او در هنگام اشتغال نسخه‌ای از قرارداد را نداشته و بعد از اخراج تازه توانسته نسخه‌ای از قراردادش را از کارفرما بگیرد. به بیمه‌بیکاری معرفی شده و شرایط بهره‌مندی از مزایای بیمه‌بیکاری را دارد. می‌گوید غیر از خودش ۱۸ نفر دیگر از محل‌کارش اخراج شده‌اند. هیچ تشکل‌ کارگری در محل‌کار پرستو وجود ندارد. همه مزایا و حقوقش را گرفته. در دوران اشتغال حق مرخصی نداشته و نمی‌توانسته مرخصی برود.


گفتند پروژه‌هایمان کم شده، ممکنه جمع کنیم و باید قطع همکاری کنیم

مهران۳۱سال سن دارد. او عنوان شغلی‌اش را کار در خدمات‌ ارتباطی (روابط عمومی) معرفی می‌کند. مهران درباره نحوه اخراجش می‌گوید:

این‌طوری بود که یک‌ روز گفتند جلسه داریم. بیستم فروردین با مدیر به‌صورت ویدئو‌کال آنلاین شدیم. گفتند همان‌طوری که اطلاع دارید که اوضاع شرکت چطوری است ما احتمالا جمع کنیم و باید با شماها هم قطع‌همکاری کنیم و در اولین فرصتی که بتوانیم معوقاتتان را پرداخت کنیم بهتان اطلاع می‌دهیم.

او علت اخراجش را عدم وجود پروژه کافی در شرکت به علت شیوع کرونا می‌داند.  مهران نسخه‌ای از قراردادش را در اختیار دارد، جهت دریافت بیمه‌بیکاری معرفی شده و با تلاش‌ها و چانه‌زنی‌ها توانسته گواهی عدم‌نیاز از شرکت بگیرد. فکر می‌کند شرایط دریافت بیمه‌بیکاری را دارد اما نگران است مانعی ایجاد شود و به او تعلق نگیرد. غیر از خودش ۳ نفر دیگر را هم شرکتشان اخراج کرده است. هیچ تشکل کارگری در محل کارش وجود ندارد. هنوز حقوق و مزایای پایان‌کارش را دریافت نکرده. میزان حقوق دریافتی‌ واقعی و حقوق اعلامی‌اش به سازمان تامین اجتماعی‌ مغایرت داشته و شرکت برای اینکه حق بیمه کمتری بدهد، حقوق واقعی‌اش را به بیمه اعلام نمی‌کرده است.


چند ماه مرخصی بدون حقوق یعنی بلاتکلیفی، نه اخراج شده‌ایم و نه کار داریم

فریبا ۲۹ ساله است. او در یک کلینیک توان‌بخشی خصوصی اما زیر نظر بهزیستی دستیار‌‌ فیزیوتراپ است. درباره وضعیت کاری‌اش بعد از کرونا می‌گوید:

هم‌زمان با تعطیلی مدارس به خاطر شیوع کرونا بهزیستی هم توان‌بخشی‌هایی که زیر نظرش بودند را تعطیل کرد و گفتند که برو مرخصی بدون حقوق. همچنان تعطیلی ادامه‌دار شد و اسفند هیچ‌کدام از پرسنل حقوقی دریافت نکردند. اسفند و فروردین تعطیل شدیم اما با این حساب که قرار است بعد این دو ماه باز شویم. اما حق‌بیمه اسفند را از خود پرسنل گرفتند تا مثلا بیمه را واریز کنند. این دو ماه به هیچ‌کس حقوقی داده نشده. بلاتکلیفیم، نه اخراج شده‌ایم نه تعدیل، و نه مشغول‌به‌کار.

فریبا نسخه‌ای از قراردادش را در اختیار ندارد. هیچ تشکل کارگری در محل‌کارش وجود ندارد. غیر از خودش ۲۰ نفر دیگر هم وضعشان به همین ترتیب است. او می‌گوید کارفرما گفته فعلا در سامانه بیمه‌بیکاری هم ثبت‌نام بکنید تا ببینیم بعد چه می‌شود.


حقوقم بالای ۴ میلیون بود، گفتند تا چند ماه، بیشتر از حداقل دستمزد نمی‌توانیم بدهیم

بهروز ۳۰ سال دارد. در یک شرکت استارت‌آپ کار می‌کند. درباره علت پایان‌کارش با شرکت بعد از همه‌گیری ویروس کرونا می‌گوید:

من مثلا مستقیما اخراج نشدم اما خیلی محترمانه گفتند که تا اردیبهشت پول نداریم و نمی‌توانیم عیدی‌های سال ۹۸ را بدهیم. از فروردین به بعد هم فقط حقوق‌پایه می‌توانیم بدهیم تا اوضاع بهتر شود. گفتند این تنها راهی است که به ذهنمان رسیده تا شرکت را سرپا  نگه داریم. حقوق من بالای ۴میلیون تومان بود. من هم دیدم بیمه‌بیکاری از این حقوق‌پایه بیشتر است و کار هم نمی‌کنم. می‌نشینم خانه و بیمه‌بیکاری می‌گیرم و هم‌زمان دنبال کار هم می‌گردم.

او نسخه‌ای از  قراردادش را در اختیار ندارد. سراغ بیمه‌بیکاری نرفته و هم‌اکنون جای دیگری کار پیدا کرده. سنوات ۲ سال قبل و عیدی ۹۸ را هنوز به او نداده‌اند. غیر از خودش، ۹ نفر دیگر هم به این ترتیب مجبور به قطع‌همکاری شده‌اند. هیچ تشکل کارگری در محل‌کار او وجود نداشته‌ است.

 

روز جهانی کارگر سال ۱۳۹۹ مصادف شده است با بیکاری لشکری از کارگران اخراج‌شده. موضوع مهمی که در گفت‌و‌گوها با این ۱۰ کارگر بیشتر از هر مساله‌ای جلب‌‌توجه می‌کند، فقدان تشکل‌های کارگری رسمی و غیر‌رسمی در محل‌کار کارگران است. در بحبوحه بحران‌هایی از این‌ دست مثل تاثیر اقتصادی همه‌گیری ویروس کرونا بر کسب‌و‌کارها،‌ تشکل‌های کارگری می‌توانند جلوی دست‌اندازی بیشتر به حقوق کارگران و رفتارهای عجیب‌و‌غریب کارفرمایان به بهانه اخلال در روند کسب سود و جریان تولید را بگیرند. همه ۱۰ کارگر این گزارش اظهار کرده‌اند که در محل‌کارشان هیچ‌گونه تشکل کارگری رسمی و غیررسمی ندارند. اغلب کارفرمایان این افراد علاوه بر اینکه هنگام پایان همکاری از تکالیف قانونی خود سر باز زده‌اند،‌ در هنگام اشتغال نیز به شکل‌های مختلف حقی را از مجموعه حقوق قانونی کارگران تضییع کرده‌اند. اما عدم توجه به سابقه طولانی کارگر در کارگاه و نقش او در کسب سود مجموعه، در اختیار نداشتن نسخه‌ای از قرارداد به‌عنوان سند دادخواهی کارگر، عدم تعیین تکلیف وضعیت قرارداد کاری کارگران معرفی‌شده به صندوق بیمه‌بیکاری بعد از پایان مدت دریافت بیمه‌بیکاری سه‌ماهه (اسفند، فروردین، اردیبهشت)، عدم تسویه کامل حقوق و مزایا در هنگام اخراج کارگران، استنکاف از ارائه گواهی عدم‌نیاز به کارگران در هنگام اخراج و … مسائل مهم دیگری است که به‌طور مشخص در گفت‌وگوها با این ۱۰ کارگر مطرح شده‌ است.

علی‌رغم اینکه کارگران در مواقع دست‌اندازی به حقوقشان دست از اعتراض و احقاقِ حق خود برنداشته و نمونه‌های موفق حق‌خواهی و دستاورد‌های بی‌شمار آن‌ها در سپهر کار را به یاد داریم، اما به نظر می‌رسد در نبود تشکل‌های کارگری که می‌توانند در پشتیبانی از استیفای حق کارگران دست‌کم نقش‌آفرینی صنفی کنند و در قبال سیاست‌های کلی علیه کارگران کشور نقش‌آفرینی سیاسی داشته باشند، کارگران به راهکارهای انفرادی و بعضا یارگیری‌های گروهی و اتحاد جهت احقاق حق روی می‌آورند که عمدتا به ‌اندازه اتحاد ذیل قدرت یک تشکل مستقل کارگری نمی‌تواند موثر واقع شود.

 

فرشاد اسماعیلی سال ۱۳۶۶ در کنگاور متولد شده و حوزه اصلی مطالعاتش حقوق روابط کار و تامین اجتماعی است. او از مدت‌ها پیش با همکارانش در موسسه منادیان عدالت مشاوره حقوقی رایگان درباره مسائل کارگری و روابط کار ارائه می‌دهد.