«حق‌السکوت» مجریان طرح انتقال آب خزر به جوامع محلی

«حق‌السکوت» مجریان طرح انتقال آب خزر به جوامع محلی

مجریان طرح انتقال آب دریاچه خزر به سمنان برآنند که با «ساخت اصطبل و غسالخانه» برای جوامع محلی می‌توانند «مخالفت‌های بومیان و مردم محلی با اجرای این طرح» را خنثی کنند.

آن‌گونه که اسکان نیوز گزارش کرده، در «گزارش نهایی مطالعات اجتماعی» این طرح و در پاسخ به احتمال بروز مخالفت‌های بومیان و مردم محلی و اقدام احتمالی برای تخریب خط لوله در قلب جنگل و اراضی کشاورزی، از راهکارهایی مانند «..پرهیز از هرگونه برخوردهای آمرانه، استفاده از نفوذ برخی افراد محلی و منطقه‌ای به‌عنوان تسهیلگران اجتماعی، شناسایی کمبودها و نیازهای افراد و جوامع متاثر از اجرای مسیر سامانه و ارایه برخی خدمات به آنها به‌صورت احداث مدرسه، خانه بهداشت، بنای مسکونی، راه دسترسی، اصطبل، مخازن آب لوله‌کشی، تامین ماشین آلات و ابزار کشاورزی، ساخت مسجد، غسالخانه و سایر ابنیه و..» نام برده شده است.

در بخش دیگری از این طرح و برای جبران آسیب‌هایی که به جمعیت فوک‌های خزری وارد خواهد شد آمده «..تخلیه پساب شور در دریا می‌تواند در محدوده‌ای به وسعت ۳۵ کیلومتر مربع اتفاق بیفتد و باعث آسیب به جمعیت فوک‌های خزری در این محدوده شود.. در این خصوص پیشنهاد می‌گردد مبلغ ۳ میلیارد ریال به مرکز درمانی فوک خزری کمک مالی شود».

در همین ارتباط حنیف رضا گلزار، کارشناس ارشد مهندسی خاک و آب، نسبت به بروز تنش‌های اجتماعی هشدار داده و گفته «تنش‌های اجتماعی میان مردمان مبدا و مقصد طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای در کشور ما مساله جدیدی نیست و موضوعی کاملا شناخته شده و دارای سابقه‌ای مشخص است؛ اعتراض مردم آبادان به انتقال آب کارون به فلات مرکزی در سال ۱۳۷۹؛ اعتراضات و تجمعات پی در پی کشاورزان و حقابه‌داران حاشیه زاینده رود به انتقال آب این رودخانه به یزد که در چندین مورد منجر به تخریب خط لوله انتقال آب شد؛ اعتراضات مکرر مردم خوزستان به انتقال آب کارون به زاینده رود از سال ۱۳۹۱ تا کنون؛ تنش میان مردم استان‌های چهارمحال و بختیاری و اصفهان به‌ویژه در رابطه با طرح انتقال آب از طریق تونل بهشت آباد ۲ و حادثه «بلداجی» که منجر به کشته شدن یک نفر شد و ده‌ها مورد دیگر از این دست، از جمله مصادیق بارز برای اثبات تنش‌زا بودن طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای به شمار می‌روند».

وی با تاکید بر درک عمیق زیست محیطی مردم جوامع محلی، احتمال پذیرش مشوق‌هایی مانند ساخت اصطبل و مرده‌شورخانه از جانب آنها را دور از ذهن دانسته است؛ «چندی پیش در مراسمی که به میزبانی شرکت آلومینای ایران در دامنه‌های شاهوار برگزار شده بود تا با صرف ناهار و کاشت تعدادی گونه‌های درخت غیر بومی به‌عنوان جایگزین اُرس‌های کهنسال نابود شده، بومیان و مردم روستای تاش را با ادامه فعالیت معدن بوکسیت همراه کنند، یکی از مسولین معدن با آب و تابی آلوده به تَفرعُن و آغشته به مِنت، وعده ساخت ورزشگاه برای جوانان روستای تاش از محل درآمدهای معدن بوکسیت را مطرح کرد که در میان ناباوری همه حاضران، جوانی از میان جمع برخاست و فریاد زد که ورزشگاه نمی‌خواهیم؛ هیچ چیزی از شما نمی‌خواهیم؛ فقط می‌خواهیم که از اینجا بروید».

نابودی دست‌کم ۱۰۰ هکتار جنگل هیرکانی و بیش از ۳ میلیون تُن خاک منحصر به فرد در مسیر لوله‌گذاری طرح، ورود سالانه ۴/۲ میلیون تن نمک به شکل شورابه گرم به دریا و تخریب زیستگاه آبزیان از جمله خسارات زیست محیطی اجرای طرح انتقال آب دریاچه خزر به سمنان است.