دروغی درباره سفر به ماه

نخست یکی از ۴۰۰هزار نفری که در یکی از شرکت‌های همکار ناسا کار می‌کرد در کتابی این سفر را زیر سوال برد. موج بعدی را فاکس‌نیوز در سال ۲۰۰۱میلادی به پا کرد که در دوران یوتوب و ردیت همچنان ادامه دارد.

دروغی درباره سفر به ماه

پنجاه سال پیش رقابتی تمام عیار بین ابرقدرت‌های جهان برای تسخیر فضا در جریان بود. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ایالات متحده امریکا هر یک تلاش می‌کردند دست بالا را در کاوش‌ها و ماموریت‌های فضایی داشته باشند. در کنار نمودهای زمینی‌تر جنگ سرد، رقابت فضایی در دو سطح دارای اهمیت بود. نخست آنکه عصر ماهواره‌ها دورانی نوین از امکانات مراقبتی، دفاعی و تهاجمی را برای صاحبانشان به ارمغان می‌آوردند و دیگری کاوش جهان و مطالعه زمین. ماهواره‌های نقشه‌برداری و جاسوسی در طول‌موج‌های مختلف مرئی و نامرئی به بررسی «دشمن» می‌پرداختند و طرح‌هایی برای استقرار دسته‌های موشک‌های آماده شلیک در مدار زمین ریخته شده بود. آنطور که پیشتر در یادداشتی درباره خصوصی‌سازی فضا توضیح داده‌ام، در ۱۹۶۷میلادی پیمانی برای استفاده صلح‌آمیز از فضا شکل گرفت. خوشبختانه تا امروز این معاهده و مقررات بین‌المللی مصوب پس از آن جلوی بدل شدن فضا به جولانگاه موشک‌ها و لیزرهای ویرانگر را گرفته است. گرچه معلوم نیست این وضعیت تا چه زمانی پایدار باقی بماند.

 

علم یا پروپاگاندا؟

رقابت فضایی شوروری و امریکا، با پیروزی‌های متعدد دولت سوسیالیستی شوروی در برابر غرب سرمایه‌دار، تصویری از قدرت شوروی را به مردم غرب و جهان نشان می‌داد. هر دو کشور برنامه فضایی خود را پس از پایان جنگ‌جهانی دوم و با استفاده از تکنولوژی‌های ماشین جنگی آلمان شکست‌خورده، آغاز کردند. اما پس شروع این رقابت، در مسیر توسعه کاوش و صنعت فضایی، شوروی‌ها تقریبا همواره از امریکایی‌ها چند گام جلوتر بودند. نخستین ماهواره را آنها به فضا فرستاند، نخستین موجود زنده، نخستین انسان، نخستین زن فضانور، نخستین راهپیمایی فضایی، نخستین ایستگاه فضایی، نخستین کاوشگری که روی سطح یک کره دیگر فرود آمد، همه را دانشمندان شوروی پیش از هم‌قطاران امریکاییشان به انجام رساندند. البته امریکایی‌ها در ناسا بیکار نبودند و هر کدام از این دستاوردها را با فواصل زمانی چند ماهه و گاه یکی دو ساله، به دست آوردند. آن‌ها در بعضی موارد پیش از شوروی دستاوردهایی را به نام خود کردند. برای مثال نخست ناسا بود که توانست یک مدارگرد را به دور ماه و مریخ مستقر کند.
از فهرست دستاوردهایی که ذکر شد و صفت «نخستین» را با خود پیش می‌کشند مشخص است که امریکا از رقیب قدرتمندش در این رقابت عقب مانده بود. رقابت فضایی در آن سال‌ها ارتباط کمی با مطالعه زمین و جهان یا هر هدف علمی دیگری داشت. موضوع استفاده از آن به عنوان یک سوژه جذاب برای نشان دادن توانایی‌های دو کشور در دوران جنگ سرد بود. شاید به همین علت بود که امریکا تصمیم گرفت «به ماه برود، نه برای آنکه کاری آسان است، بلکه چون سخت است».
ناسا در نهایت توانست در این گام از رقیب شرقی‌اش پیش بیفتد و نخستین انسان‌ها را روی ماه فرود بیاورد. اینک پنجاه سال از آن روز می‌گذرد. ماموریت‌های آپولو که انسان را به ماه رساندند با یک فاجعه آغاز و در بی‌پولی پایان یافتند، اما تاریخ کاوش‌های فضایی را به پیش و پس از خود تقسیم کردند. دستاوردهای این ماموریت‌ها چنان جلوتر از زمان خود بود که حتی امروز که نیم قرن از آن دوران گذشته نیز فکر بازگشت به ماه همچنان بلندپروازانه به نظر می‌رسد. توقف ماموریت‌های آپولو پس از پیاده‌روی تنها ۱۲انسان روی ماه (که تمامی مردانی سفیدپوست بودند!) و پایان یافتن ناگهانی آن در کنار دور ماندن دست بشر از ماه تا نیم قرن پس از آن، سوءظن‌های بسیاری ایجاد کرد که شاید اصلا سفر به ماه، چیزی بیش از یک نمایش نبوده باشد!

 

تشکیک در سفر انسان به ماه

عجیب آن است که بر خلاف امروز در دوران اینترنت و سایت‌ها و کانال‌های شک کننده به همه دستاوردهای دانش و تکنولوژی، در روزگاری که ماموریت‌های آپولو در حال انجام بودند، کسی در رخ دادن آنها شک نکرده بود. هیچکس تصاویر ماه را «جعلی» نخوانده بود و انواع خرده اشکلاتی که این روزها به آن‌ها می‌گیرند توجه هیچکس را جلب نکرده بود. نه تنها مردم و دول غربی و متحدانشان که حتی رقیبان قدرتمند ناسا در شوروی هم این ماموریت را هرگز ساختگی نخواندند. منطقی خواهد بود وقتی دو کشور اینقدر به هم شک داشتند که هر لحظه ممکن است موشکی هسته‌ای به سرزمین‌شان از طرف رقیب شلیک شود، جامع و کامل به بررسی همه جوانب منتشر شده و حتی شاید نشده ماموریت‌های فضایی یکدیگر بپردازند. با این حساب اگر سفر به ماه تنها یک نمایش بود، پس چرا شوروی آن را زیر سوال نبرد؟ چرا آن را به رسمیت شمرد؟ اگر خیال می‌کنید، تئوری‌پردازان اینترنتی و نشریات عامه‌پسند با این سوال متوقف می‌شوند و در ایمان خود که «سفر به ماه دروغ بوده و رخ نداده» تشکیک می‌کنند، خب راستش اشتباه می‌کنید. آنها با این سوال مواجه شده‌اند و پاسخی برایش یافتند یا شاید ضدپاسخی. «شاید شوروی می‌دانسته که ماجرا دروغ است و با مخفی نگه‌داشتن آن از مردم جهان از امریکا باج می‌گرفت!» بعید به نظر می‌رسد آنهایی که از راه سخن‌پراکنی درباره این حرف‌ها پول در می‌آورند را بتوان با هیچ دلیل و مدرکی راضی کرد که سفر به ماه واقعا رخ داده است. من هم تلاش نمی‌کنم این افراد را متقاعد کنم. تلنباری از سنگ‌ها و خاک ماه که به زمین بازگردانده شده باید برای برای هزاران سال سندی کافی برای هر کس باشد که بپرسد آیا واقعا انسان در سال ۱۹۶۹میلادی به ماه رفت؟
اما ماجرای تشکیک در سفر به ماه از یک کتاب شروع شد. کتاب «ماهرگز به ماه نرفتیم: فریب ۳۰میلیارد دلاری امریکا» که فردی به نام «بیلکی‌سینگ» آن را منتشر کرد و در آن ادعا کرد که سفر به ماه هرگز رخ نداده است. کی‌سینگ در بازه سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۳میلادی برای مدت هفت سال در یکی از شرکت‌هایی کار می‌کرد که در طراحی و ساخت موشک پیشران «ساترن۵» همکاری داشتند. زمانی که ناسا مشغول کار روی ماموریت‌های آپولو بود بیش از ۴۰۰هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای پیشبرد پروژه همکاری می‌کردند و صدها شرکت کوچک و بزرگ قراردادهایی با ناسا یا پیمانکاران دیگر داشتند. زمانی که فرود روی ماه رخ داد، آقای کی‌سینگ دیگر مشغول به کار در شرکت «راکت‌داین» نبود اما ۷سال پس از این سفر تصمیم گرفت کتاب جنجالی‌اش را منتشر کند که در آن مدعی شده که ناسا اصلا توانایی رساندن انسان به ماه را نداشته است. اما او به این ادعا که ناسا امکان ارسال محموله‌ای عظیم به ماه را نداشته بسنده نمی‌کند و در ادامه کتاب تصاویری از ماموریت را که رسما منتشر شده‌اند برای یافتن نشانه‌هایی از ساختگی بودن ماجرا می‌کاود و ایرادهای بسیاری به تصاویر می‌گیرد. ایرادهایی که مشخصا از اطلاع اندک او از سویه‌های مختلف چنان ماموریتی ریشه می‌گرفت.
اما تب زیر سوال بردن رسیدن پای انسان به ماه مدتی بعد فروکش کرد تا زمانی که فاکس‌نیوز وارد ماجرا می‌شود و در سال ۲۰۰۱میلادی یک به اصطلاح «مستند» را ساخته و پخش می‌کند که در آن تمامی ادعاهای بدون مدرک و گمانه‌ها و شبهات و سوالاتی که پیشتر کی‌سینگ و دیگران مطرح کرده بودند را به عنوان «حقایقی علمی» به خورد مخاطب می‌دهد.
فاکس‌نیوز همان شبکه‌ای است که حزب جمهوری‌خواه امریکا از آن برای رساندن صداهای مورد پسند خود به عموم استفاده می‌کند. صداهایی که نسبت چندانی با دانش و حقایق هم ندارند. بارها در برنامه‌هایشان تغییرات اقلیمی را فریب و دروغی ساخته چین معرفی کرده‌اند. افرادی که می‌گویند زمین صاف است را مانند یک گروه مذهبی در چشم مخاطبانش قرار می‌دهد که به چیزی «باور» دارند. در فراگیر شدن شایعات ضدواکسن در غرب فعال بوده و در یک کلام بگویم، ابدا منبع خوبی برای دنبال کردن اخبار دانش یا تحلیل‌ها و نقدهای مربوط به آن نیست. فاکس نیوز از لزوم بهره‌برداری بیشتر از سوخت‌های فسیلی به ما محتوا نشان می‌دهد. «کارشناسانی» را دعوت می‌کند که بیشتر برای سرمایه‌ها و رشد اقتصادی شرکت‌های بزرگ امریکایی نگرانند تا گرسنگی و فقر و مرگ بزرگی که در جهان بر اثر تغییرات اقلیمی و تخریب زیست‌بوم‌های جهان به راه افتاده است.
مستند فاکس‌نیوز در دوره یوتوب، ردیت، توییتر و فیس‌بوک پخش و دست به دست شد و اثرات مخرب آن تا امروز هم ادامه دارد.

 

تصاویر ساختگی یا واقعی؟

ایراداتی که کی‌سینگ به تصاویر سفر به ماه می‌گیرد تا امروز برای بعضی سوال برانگیزند. اجازه دهید به برخی از آنها بپردازم.

نمای یک لامپ استدیویی در پس‌زمینه

در این تصویر که بعضی از تئوری‌پردازان توطئه را مطمئن کرده است که کل ماجرا یک نمایش استودیویی بوده، نوری در آسمان تاریک دیده می‌شود. آنها می‌گویند این یکی از منابع نوری است که برای روشن کردن صحنه استفاده شده اما موضوع ساده‌تر از این‌هاست. آنچه می‌بینیم یک لنز فلر است.

 

لنز فلر پدیده‌ای ساده و آشنا است که در عکاسی روزمره هم به کرور دیده می‌شود. وقتی موقع عکس گرفتن خورشید یا یک منبع نوری قدرتمند در کادر دوربین یا کمی بیرون‌تر از آن باشد، این پدیده دیده می‌شود. تصویر زیر نمایی از یک لنز فلر است که بخاطر زاویه تابش نور خورشید به لنز رخ داده.

سایه‌ها موازی نیستند

این تصویر را نیل آرمسترانگ از سفر به ماه گرفته است. تئوری‌پردازان توطئه می‌گویند این تصویر سندی محکم بر ساختگی بودن این سفر است چراکه سایه‌ها در عکس با یکدیگر موازی نیستند. مگر نه آنکه اگر همه سایه‌ها بر اثر نور خورشید شکل گرفته باشند باید موازی باشند؟ پس تصاویر ساختگی بوده و سفر هم دروغ بود. اما این تئوری‌پردازان چیزی را در نظر نگرفته‌اند. همه ما (خصوصا امروز در عصر تلفن‌های هوشمند) بارها این پدیده را در تصاویرمان دیده‌ایم. اگر میدان دید دوربین کمی باز باشد می‌توان به سادگی عدم توازی جهت خطوط را در تصاویری که از جهان سه‌بعدی روی صفحه دوبعدی ثبت شده‌اند، به چشم دید. نام این اثر پرسپکتیو است و چیز ساده‌ای هم هست. حتما تا حالا تصاویر با پهنای تصویر عریض دیده‌اید. در آنها هم همین اتفاق می‌افتد. تمامی درختانی که در تصویر زیر می‌بینید، با هم موازی‌اند (تقریبا) اما در زاویه قرارگرفتن آنها در تصویر دوبعدی فرق دارد.

آسمان بی‌ستاره ماه

یکی دیگر از سوالاتی که زیاد مطرح شده این است که چرا در تصاویر سفر به ماه هیچ ستاره‌ای در آسمان دیده نمی‌شود؟ آیا این نشانه‌ای از ضبط این فیلم‌ها در استدیو نیست؟ نه. این تصاویر در روز گرفته شده‌اند. یعنی زمانی که خورشید در آسمان ماه قابل رویت بود. وقتی بخواهید در روز از چیزی عکس بگیرد که بسیار روشن است (مثلا سطح ماه و لباس فضانوردی) باید مدت زمانی که اجازه می‌دهید تا نور به فیلم یا سنسور دوربین عکاسی برسد را کم کنید. عکاسان به این کار کاهش سرعت شاتر می‌گویند. اگر سرعت شاتر را کم نکنید بخش‌های روشن‌تر تصویر به کلی سفید شده و دیگر نمی‌توان تصویر خوبی ثبت کرد. در عوض وقتی سرعت شاتر را افزایش می‌دهید، چیزهای کم‌فروغ دیگر به خوبی در تصویر دیده نمی‌شوند. امروز تکنیک‌هایی برای حل این مشکل وجود دارد که در ویرایش نرم‌افزاری تصاویر گوشی‌های هوشمند هم استفاده می‌شوند.

 

چطور پرچم صاف ایستاده و تکان هم می‌خورد؟

بعضی می‌پرسند چطور وقتی در ماه هوایی وجود ندارد که جابجایی هوا هم شکل بگیرد، پرچمی که فضانوردان با خود برده‌اند تکان می‌خورد؟ مگر نه آنکه پرچم در باد به حرکت در می‌آید و به شکل افقی باز شده و نقش آن دیده می‌شود؟ این درست است اما یک نکته کوچک اینجا وجود دارد. پرچم‌هایی که برای این ماموریت استفاده شدند با توجه به همین موضوع که روی ماه باد نیست تا پرچم را به اهتزاز درآورد از یک میله آویزان هستند. یعنی علاوه بر میله پرچم که عمودی است و پرچم از پهلو به آن وصل شده، از بالا هم به یک میله افقی چفت شده است. چرا سطح پرچم تکان می‌خورد؟ خب یک تکه پارچه دست بگیرید و دست خود را تکان دهید. چه اتفاقی می‌افتد؟ تکان خوردن رویه پرچم ارتباطی با باد یا وجود هوا ندارد و صرفا بر اثر انتقال انرژی از حرکات دست فضانوردان به آن پدید می‌آید.

 

چرا نیم قرن است که سفر به ماه تکرار نشده؟

از بین تمامی ایرادهایی که به شواهد واقعی بودن این ماموریت‌ها گرفته شده است، این یکی از همه قابل دفاع‌تر است. موضوع آن است که وقتی در اوج جنگ سرد، امریکا تصمیم گرفت انسان به ماه اعزام کند، بودجه عظیمی در اختیار ناسا قرار گرفت. ناسا در ثروتمندترین زمان خود، نزدیک به ۴/۵ (چهار و نیم) درصد از کل بودجه ایالات متحده را مصرف می‌کرد. یعنی سهم آن کمی کمتر از بودجه‌ای است که امروز دولت ایران به درمان اختصاص می‌دهد. چنین بودجه عظیمی همان موقع هم مخالفان زیادی داشت اما رقابت سیاسی با اتحاد جماهیر شوروی در نهایت اکثریت حاکمان امریکا را راضی می‌کرد تا آن را تامین کنند. پس از فتح ماه و فروکش کردن رقابت فضایی، دیگر دلیلی برای ادامه این برنامه‌های گران‌قیمت بی‌فایده وجود نداشت. مردم امریکا در دهه ۷۰میلادی خواهان توجه بیشتر به مشکلات محیط‌زیستی بودند. خواهان کاهش نابرابری‌های اجتماعی و نژادپرستی و تبعیض جنسیتی. آنها ساز و کار درمان بهتر می‌خواستند و می‌گفتند وقتی بعضی از شهرها آب آشامیدنی سالم ندارند، سفر به ماه به چه درد مردم امریکا می‌خورد.
چنین تقلایی بین خواست حقوق بدیهی روزمره زندگی و سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های علمی و نیمه‌علمی همواره در جهان وجود داشته و خواهد داشت. تاثیر آن حتی گاه به نظامیان هم می‌رسد اما متاسفانه کمتر! در واقع اینطور هم می‌توان گفت که تا زمانی که ماموریت‌های آپولو و در کل رقابت‌های فضایی بین امریکا و شوروی در هر دو طرف، از لحاظ رقابت سیاسی قابل توجیه بود، خرج کردن برای آن ادامه یافت تا کار به جایی رسید که داد تعدادی زیادی بلند شد که «ما به ماه رفته‌ایم اما فقیریم، اما فولان مشکل پیش پا افتاده را در کشور داریم و …»
سفر به ما با تکنولوژی امروز هم هزینه‌بر است اما بار دیگر رقابتی فضایی دارد آغاز می‌شود. اینبار امریکای ترامپ اعلام کرده که ماه زیادی هدف ساده‌ای است و ما باید به مریخ برویم، اما نه دوران دوران جنگ سرد است و نه امریکا دیگر توان آن را دارد تا دریایی از پول به ناسا سرازیر کند تا به هر قیمتی شده کار را به انجام برساند.
انسان به ماه باز خواهد گشت. همین سال‌ها یا کمی دیرتر و اینبار نه برای سر زدن که برای ماندن. ماه امروز سکوی پرتاب مناسبی است برای بشر تا دانش خود از جهان را گسترش دهد و برای تسخیر سیارات و اقمار دیگر منظومه شمسی آماده شود. در این بین تنها خرده‌فروشان توهم توطئه هستنند که از برپا کردن شایعات داغ مانند صاف بودن زمین و دروغ‌گو بودن همه و همه در جهان و دروغ‌بودن تغییرات‌اقلیمی و جنگ‌افزار بودن هارپ و … پول در می‌آورند. آنها هیچ‌گاه ساکت نخواهد شد چرا که برایشان صرف دارد. ما اما بهتر است در شناسایی این نظریه‌پردازان توهم کمی حواسمان جمع‌تر باشد.