قواعد دست‌و پاگیر مانع تحصیل کودکان

مرکز پژوهش‌های مجلس بر اساس سرشماری سال85 اعلام کرد که بیش از 3 میلیون و 200 هزار کودک بین 6 تا 17ساله بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد که یا اصلاً به مدرسه نرفته‌اند یا در طول سال‌های تحصیل به دلایل مختلف از تحصیل بازمانده‌اند. این آمار تا حدی قابل اعتنا اما قدیمی ‌و البته آخرین آمار رسمی ‌در این حوزه محسوب می‌شود. رئیس گروه مطالعات و برنامه‌ریزی امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی معتقد است قوانین انعطاف‌ناپذیر آموزش پرورش  بخشی از علت این مسئله است.

قواعد دست‌و پاگیر مانع تحصیل کودکان

رئیس گروه مطالعات و برنامه‌ریزی امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: وزارت آموزش و پرورش برای تحصیل کودکان کار با شرایط ویژه انعطاف‌پذیری داشته باشد. منظور از کودک بازمانده از تحصیل، آن گروه سنى از جمعیت است که در سنین مدرسه؛ یعنى بین شش تا ۱۸سال قرار دارند، ولی در ماه‌هاى تحصیلى و در چرخه‏ آموزشى کشور حضور ندارند؛ یعنى در زمان ساعات کار مدارس، خارج از مدارس هستند و به هر دلیلى؛ یا اساساً وارد چرخه‏ آموزش نشده‌اند یا بعد از مدت کوتاهى از آن خارج شده‌اند. مساله مهمی ‌که در رابطه با این کودکان وجود دارد، این است که در مورد تعداد این کودکان آمار مشخصى وجود ندارد؛ یعنى مانند بسیارى از نقطه‌ضعف‏هاى آمار و اطلاعات در ایران، درخصوص این گروه هم آمار متمرکزى وجود ندارد. فقط بنا بر ‏آنچه در سرشمارى سال ۸۵ آمده، بخش قابل توجهى از این کودکان وارد بازار کار شده‌اند. در سرشمارى سال ۸۵ جمعیت ۹ تا ۱۴ سال و ۱۴ تا ۱۸ سال، به‌عنوان جمعیت فعال مشخص شده‌اند که بخش قابل توجهى از جمعیت کودکان بازمانده از تحصیل را تشکیل می‌دهند. مرکز پژوهش‌های مجلس (آذر ۹۰) رقم بازماندگان از تحصیل در گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال را به استناد آمار سرشماری سال ۸۵، بیش از سه میلیون نفر برآورد کرده است. همچنین چندی بعد همین مرکز باز هم براساس سرشماری سال۸۵ اعلام کرد که بیش از۳ میلیون و ۲۰۰ هزار کودک بین ۶ تا ۱۷ساله بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد که یا اصلاً به مدرسه نرفته‌اند یا در طول سال‌های تحصیل به دلایل مختلف از تحصیل بازمانده‌اند. این آمار تا حدی قابل اعتنا اما قدیمی ‌و البته آخرین آمار رسمی ‌در این حوزه محسوب می‌شود.
دختران معمولا در کارگاه‌ها یا منازل مشغول به کار می‌‌شوند، همچنین گاهی به‌دلیل ازدواج‌های زودرس از رفتن به مدرسه باز‌می‌مانند، به همین دلیل آمار دقیقی از دختران بازمانده از تحصیل وجود ندارد درحالی که پسران در خیابان‌ها دیده می‌شوند و راحت‌تر می‌توان آمار مربوط به آنان را ارائه داد
لزوم انعطاف‌پذیری آموزش و پرورش
روز گذشته رئیس گروه مطالعات و برنامه‌ریزی امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: وزارت آموزش و پرورش برای تحصیل کودکان کار با شرایط ویژه انعطاف‌پذیری داشته باشد. فرانک ایمانی درباره وضعیت تحصیلی کودکان کار گفت: سال گذشته ۵ هزار نفر از این کودکان به مراکز سازمان بهزیستی مراجعه کرده‌اند که ۴/۰ درصد از این تعداد زیر سن مدرسه بوده، حدود ۳۰ درصد ترک‌تحصیل کرده و حدود ۲۰ درصد از این کودکان نیز با وجود قرارداشتن در سن تحصیل بی‌سواد و مابقی دانش‌آموز هستند. او با بیان اینکه پسران بیش از دختران به مراکز بهزیستی مراجعه می‌کنند، گفت: درعین حال آمار دقیقی از تفکیک جنسیتی کودکان کار و این موضوع که تعداد پسران بازمانده از تحصیل بیشتر است یا دختران بازمانده از تحصیل نداریم. ایمانی توضیح داد: دختران معمولا کودک کار خیابانی نمی‌شوند و در کارگاه‌ها یا منازل مشغول به کار می‌‌شوند، همچنین گاهی به‌دلیل ازدواج‌های زودرس دختران از رفتن به مدرسه باز‌می‌مانند، به همین دلیل آمار دقیقی از دختران بازمانده از تحصیل وجود ندارد درحالی که پسران در خیابان‌ها دیده می‌شوند و راحت‌تر می‌توان آمار مربوط به آنان را ارائه داد. او با بیان اینکه بیشتر این کودکان شرایط اجتماعی و خانوادگی نابسامانی دارند، اظهار کرد: گاهی خانواده با رفتن کودک به مدرسه مشکلی ندارد، چنانکه وقتی با کودکان خیابان صحبت می‌کنم برخی از آنان خود می‌گویند که «دوست ندارم به مدرسه بروم» که این موضوع نیز دلایل و علل مختلفی دارد که عدم سازگاری و آشنایی با رفتار و ادبیات سایر دانش‌آموزان یا خجالت کشیدن از وضعیت خانوادگی خود از جمله دلایل است.
وزارت آموزش و پرورش تنها کودکانی را که دارای شناسنامه باشند، پذیرش می‌کند و این موضوع بر مشکلات موجود در زمینه ادامه تحصیل این گروه از کودکان می‌افزاید

وضعیت نامشخص کودکان فاقد شناسنامه

رئیس گروه مطالعات و برنامه‌ریزی امور آسیب‌دیدگان اجتماعی با تاکید بر نداشتن شناسنامه به عنوان مهم‌ترین عامل بازماندن از تحصیل در میان کودکان کار و خیابان تصریح کرد: کودکان کار در این زمینه تبدیل به توپ فوتبال شده‌اند؛ بدین معنی که سازمان ثبت احوال، بهزیستی را مسئول احراز هویت این کودکان می‌داند در حالی که این کار از وظایف سازمان بهزیستی نیست. ایمانی افزود: همچنین وزارت آموزش و پرورش تنها کودکانی را که دارای شناسنامه باشند، پذیرش می‌کند که این موضوع بر مشکلات موجود در زمینه ادامه تحصیل این گروه از کودکان می‌افزاید. این کار‌شناس ارشد مددکاری اجتماعی عنوان کرد: سازمان بهزیستی اداره تشخیص هویت نیست و نمی‌تواند احراز هویت کرده یا شناسنامه صادر کند، اما به‌رغم این مساله گاهی مددکار اجتماعی برای کمک به ادامه تحصیل کودک به محل زندگی وی رفته و از طریق جمع‌آوری استشهاد محلی سعی در گرفتن شناسنامه برای کودک کرده است.

برای کودکان متولد شده از اتباع افغان شناسنامه ایرانی صادر نمی‌شود، بلکه به این گروه از کودکان تنها برگ تردد یا کارت اقامت داده می‌شود که این برگه‌ها نیز هر ۶ماه یکبار باید تمدید شود و برای تمدید این آنها باید هر بار مبلغ ۱۸۰ هزار تومان پرداخت شود که به صورت معمول مادران از عهده پرداخت این مبلغ برنیامده و درعمل این کودکان از داشتن اوراق هویتی محروم می‌‌مانند

او درباره گرفتن شناسنامه به نام مادر گفت: متاسفانه این مساله نیز با مشکل مواجه است، چراکه صدور شناسنامه برای کودکان متولد شده از اتباع افغان فاقد تابعیت ایرانی مشکل است و برای چنین کودکانی شناسنامه ایرانی صادر نمی‌شود، بلکه به این گروه از کودکان تنها برگ تردد یا کارت اقامت داده می‌شود که این برگه‌ها نیز هر ۶ماه یکبار باید تمدید شود. ایمانی افزود: برای تمدید این شناسنامه‌ها باید هر بار مبلغ ۱۸۰ هزار تومان به حساب اداره اتباع پرداخت شود که به صورت معمول مادران از عهده پرداخت این مبلغ برنیامده و درعمل این کودکان از داشتن هرگونه اوراق هویتی محروم می‌‌مانند. ایلنا نوشت؛ رئیس گروه مطالعات و برنامه‌ریزی امور آسیب‌دیدگان اجتماعی در ادامه گفت: موارد دیگر فقدان شناسنامه مربوط به مواردی همچون فروش شناسنامه فرزند توسط پدر معتاد، وجود شناسنامه نزد پدر متواری، اختلال روانی مادر و بستری بودن در مراکز بهزیستی یا اعصاب و روان و به تبع آن به یاد نداشتن پدر کودک و مسائلی از این دست است.