وقتی سخن منطقه‌بندی شده است

نویسنده: سارا وايتينگ - شبکه متعلق به فضای مجازی است و تا ان جا که سخن را در شکستن محذوراتی که بر آزادی‌اش اعمال می‌شود یاری رساند ابزاری مغتنم است، اما در هر حال راه حلی همه جانبه نخواهد بود، منطقه سخن آزاد ما نیاز به شمایلی نو دارد، شمایلی واجد مرزبندی کمتر و آزادی عملی وسیع‌تر. اگر این شمایل نوستالژیای گنگ و دور از دسترس رویای کافه‌های سیاسی باشد، تعلل و غفلتی است عامدانه در زمانه‌ای که گفت‌وگو و مباحثه، بیرون از دموکراسی‌هایمان منطقه‌بندی شده‌اند.

وقتی سخن منطقه‌بندی شده است

تصویر رسانه‌ای اجلاس سران جی هشت جولای ۲۰۰۱ نمی‌توانست از این آمرانه‌تر و استیلاطلبانه‌تر باشد. فنس‌های خاردار فولادی‌ای به ارتفاع سیزده فوت بخش مرکزی جنوای ایتالیا را به دو بخش تقسیم کرده بودند؛ قرمز، که به ساکنان بخش مرکزی شهر و نمایندگان شرکت کننده در اجلاس اختصاص یافته بود و زرد که تحت کنترل نیروهای امنیتی بود و به معترضان تعلق داشت. نبود فعالیت محلی، در شهری که به شیوه زندگی شهریurbanism پرتفنن عجیب و غریب معروف است و سکوت حاکم بر خیابان‌های خالی اطراف پلازا دوکاله Palazzo Ducale که معمولا مملو از فیات هستند، موجب شد روزنامه‌نگاران سکوت این مادرشهر را با سکوت شهرهای قرون وسطایی مقایسه کنند که طاعون گاوی در آنها شیوع پیدا کرده بود. آنها در اشتباه بودند، مینی‌سیتی‌ای که مراحل شکل‌گیری‌اش در جنوا، تماما به قرن بیست‌و‌یکم بازمی‌گردد و خیابان‌هایی که محتاطانه و به وسیله فضای کالبدی، آن هم در شمایلی ماهرانه، باز منطقه‌بندی شده بودند، حوزه‌های جغرافیایی متاثر از سخن و عمل را جمع کرده و مرزینه ساختند. گروه‌های معترض سازمان‌یافته با چگونگی عملکرد علم کنترل تجمع تن‌ها در وضعیت امنیتی؛ منطقه‌بندی سخن آزادfree speech zoning  مواجه شدند. منطقه‌بندی شهریurban zoning، به عنوان کنشی برای رفع نگرانی حادث از رشد بی رویه شهرها، که محصول صنعتی شدن بود، در قرن نوزدهم به عنوان ابزاری برای تنظیم متناسب کاربری زمین و ساختمان با بافت پیرامونی و حفظ سنت‌های رایج آن بافت مورد استفاده قرار گرفت. در ایالات متحده، قوانین منطقه‌بندی (۴)zoning ordinance  برای اولین بار به سال ۱۹۱۶ در نیویورک، برای ساماندهی ابعاد و جایگاه آسمان‌خراش‌ها به کار گرفته شد و هدف از آن نیز این بود که ارتفاع آسمان‌خراش‌ها را آن چنان تنظیم کند تا بلندای‌شان مانع نفوذ نور به خیابان های پایین دستشان نگردد.

اما ۸۵ سال بعد، جنوای قرن بیست و یکم، منطقه‌بندی را به مثابه ابزار تکنیکی برای اعمال محدودیت بر دسترسی‌های زیستی و محدود کردن تراکم انسانی در بافت شهری تجربه کرد. منطقه‌بندی از یک ابزار ماندگار برنامه‌ریزی به یک آلت دست برای تحقق اهداف گذاری سیاسی تغییر ماهیت داده بود. امروزه به نظر می‌آید فضای عمومی در شمایل یک مکان کالبدی مانند کافه یا فضایی مجاز همچون روزنامه، جایی که مردم می‌توانند آزادانه در آنها یا به وسیله آنها عقایدشان را با یکدیگر رد و بدل کنند استحاله از درون را تجربه می‌کند. آنچه ما عمومی می‌نامیم امروزه در حال فشرده شدن در چیزی است که صرفا بدان مگابایت می‌گوییم. جنوا برای همیشه با خاطره سرانی در خاطر مخاطب تداعی خواهد شد که با دقت و همراه با حجمی از هراس پشت محدوده‌های تنظیم شده‌ای که با مرگ وحشیانه معترض بیست و سه ساله؛ کارلو جولیانی Carlo Giuliani مخدوش شد سنگر گرفته بودند. ملاقات‌های رسمی و غیررسمی منطقه قرمز، برای عکاسان و روزنامه نگاران، نسبت به منطقه‌ای که محاط‌شان کرده بود و می‌توانستند در آن ترکیب‌های متفاوتی از هم‌نشینی‌ها را در رنگ‌های تفاوت مشاهده و ارسال کنند، جذابیت بی‌نهایت کمتری داشت، که بسیاری از ۴۳۰ مجروح منطقه زرد این اجلاس توانستند بخشی از فضای رسانه‌ای را در کنار روسای جمهور کشورها اشغال کنند.

اگر سخن آزاد در جنوا حائلانه شد، اجلاس های بعدی سران جی ۸ سازوکارهای حائل‌سازی را آن چنان بسط دادند که رویه عینی بیشتری به خود گرفت؛ اجلاس سال ۲۰۰۲ به کاناناسکیس Kananaskis در البرتا Alberta(۵)منتقل شد، جایی که حتی دسترسی مقامات شرکت کننده بدان نیز آسان نبود، اجلاس جی ۸ سال ۲۰۰۳ در اویان Evian فرانسه، شهرکی توریستی مچاله شده میان دریاچه‌ها و کوه‌ها، برگزار شد. معترضان منع شده و مانده پشت دروازه‌های طبیعی و یا انسان‌ساز اویان  Evian، وقتی وضعیت دسترسی‌های فیزیکی به محل برگزاری را مسدود یافتند، اعتراض خود را به شبکه‌ای از سایت‌های اینترنتی منتقل کردند. این چنین کوشندگی‌های تحت شبکه‌ای مرز میان حوزه‌های سخن سازمان‌یافته همچون منطقه زرد در جنوا و سخن خودانگیخته را محو کرده است. اعتراض‌های مبتنی بر پتانسیلی که شبکه با خود حمل می‌کند، همچون عملکردی که شبکه علیه جنگ عراق از خود نشان داد، کاملا نمایانگر فرار آلیس در سرزمین عجایب از کنترل های جنوایی گون است.

به رغم تمام این مزایا، شبکه متعلق به فضای مجازی است و تا ان جا که سخن را در شکستن محذوراتی که بر آزادی‌اش اعمال می‌شود یاری رساند ابزاری مغتنم است، اما در هر حال راه حلی همه جانبه نخواهد بود، منطقه سخن آزاد ما نیاز به شمایلی نو دارد، شمایلی واجد مرزبندی کمتر و آزادی عملی وسیع‌تر. اگر این شمایل نوستالژیای گنگ و دور از دسترس رویای کافه‌های سیاسی باشد، تعلل و غفلتی است عامدانه در زمانه‌ای که گفت‌وگو و مباحثه، بیرون از دموکراسی‌هایمان منطقه‌بندی شده‌اند.

 

۱.  منبع مطلب اصلی ؛ مجله وِیـــرد جون ۲۰۰۳ ـ برگردان فارسی این مقاله پیش از این در سال ۱۳۸۵ در شماره ۴۶۷ روزنامه ی شرق به چاپ رسیده است

۲.  سارا وایتینگ؛ رییس دانشکده معماری دانشگاه رایس

۳. آرش بصیرت؛ سردبیر سایت اتووود و مدیر صفحه معماری انسان شناسی و فرهنگ

۴.مجموعه‌ای از مقررات کاربری زمین که به وسیله شهر یا استان، برای ایجاد بخش‌های ویژه ای با نوع، محل، تراکم، حجم، ارتفاع و سطح زیر پوشش تعیین شده، به کار گرفته می‌شود سیف الدینی فرانک، ۱۳۸۱، فرهنگ واژگان برنامه ریزی شهری و منطقه‌ای.

۵. در سال ۲۰۰۱ بانک جهانی، نظامی برای کنفرانس های اینترنتی و ویدیویی تاسیس کرد تا از اماکن فیزیکی اجلاس ها که همواره در محاصره تظاهرات اعتراض آمیز است بگریزد. مانوئل کسلز، ۲۰۰۳، گفت وگوهای مارتین اینس با مانوئل کسلز، نشر نی، تهران، ۱۳۸۴