خدمات بیمارمحور رویکرد نوینی در نظام پزشکی است که بر مبنای رابطه متقابل و برابر بیمار و پزشک بنا شده است. تحقیقات نشان می‌دهد این رویکرد باعث کوتاه شدن طول درمان، افزایش رضایت، کاهش خطای پزشکی، کاهش هزینه‌های بیمارستانی، و در مجموع بهبود وضعیت درمانی می‌شود.

این روزها بحث‌های زیادی درباره خدمات درمانی و پزشکی مطرح می‌شود. یکی از مناقشات بر سر حق و حقوق بیمار و نحوه ارائه خدمات درمانی است.
در نظام سلامت ایران به طور سنتی رابطه درمانی همواره پزشک-محور بوده است. اما نزدیک به دو دهه است که در بسیاری از کشورها اصطلاح خدمات درمانی بیمار-محور بجای خدمات پزشک-محور بکار برده می‌شود. طی ده سال گذشته تحقیقات زیادی به روی نظام درمانی بیمار-محور انجام شده است که مشخصا نشان می‌دهد این رویکرد باعث کوتاه شدن طول درمان، افزایش رضایت، کاهش خطای پزشکی، کاهش هزینه‌های بیمارستانی، و در مجموع بهبود وضعیت درمانی می‌شود.
اولین بار در سال ۱۹۹۳ تعریف جامعی از خدمات بیمارمحور ارائه شد که به ابعاد مختلفی اشاره کرد، از جمله احترام به ارزش‌ها و اولویت‌های بیمار، کمک به بیماران و حمایت احساسی، رفاه و راحتی بیماران، آموزش بیمار، تداوم و هماهنگ بودن خدمات درمانی، احترام به همراهان بیمار اعم از اعضای خانواده و دوستان و مشارکت دادن آنها در روند درمان، و نهایتا دسترسی آسان به خدمات درمانی. همچنین برای رسیدن به این مرحله آموزش و نظارت بر عملکرد پرسنل درمانی نیز از موارد کلیدی و ضروری است.
خدمات بیمار-محور یک رویکرد نسبتا نوین است با هدف برنامه‌ریزی، ارزیابی و اجرای خدمات درمانی جامعه و قابل اجرا برای تمام بیماران در هر سن و در هر سیستم درمانی است. فراموش نکنیم که تا به حال تعاریف متعددی برای خدمات درمانی بیمار-محور مطرح شده است که همگی حول کلیات مشترک هستند، اما به هر حال یک تعریف جامع که در همه کشورها مورد توافق باشد هنوز به دست نیامده و در کشور ما نیز مسئولین و متخصصین باید به تعریفی منطبق با شرایط فرهنگی و امکانات موجود ارائه دهند.
در نظام سلامت بیمار-محور بجای تمرکز بر تصمیم و اولویتهای پزشک، بر روی نیازها و نگرانی های شخص بیمار متمرکز می‌شوند. این رویکرد نوین شبیه به نظریه کیهانی کوپرنیک که با مطرح کردن مرکزیت خورشید انقلاب فکری بزرگی دربرابر اصول پذیرفته شده نجومی بطلمیوس ایجاد کرد، خدمات درمانی بیمار-محور نیز انقلابی در نظام سلامت بسیاری کشورها به وجود آورده است.

شبیه به نظریه کیهانی کوپرنیک که با مطرح کردن مرکزیت خورشید انقلاب فکری بزرگی دربرابر اصول پذیرفته شده نجومی بطلمیوس ایجاد کرد، خدمات درمانی بیمار-محور نیز انقلابی در نظام سلامت بسیاری کشورها به وجود آورده است.

البته در این مدل هرچند که بیمارمحور تمرکز و تصمیم‌گیری است، نقش و دانش پزشک هم برای ایجاد رابطه موفق درمانی، اجتماعی و اقتصادی همچنان برجسته است.
نگرش بیمار-محور بر همکاری دوسویه بین بیمار و پزشک و سایر کارکنان درمان تاکید دارد. پزشک و بیمار باید در جایگاهی کاملا برابر روبروی هم قرار گیرند و هرکدام دانش، نیازها و نگرانی‌های خود را درمیان بگذارند و هیچکدام نباید جایگاه تصمیم‌گیری قاطع داشته باشند. رابطه پزشک و بیمار در نظام درمانی بیمار-محور در واقع به معنی برتری جایگاه بیمار نیست، بلکه تصمیم‌گیری‌ها در جهت سلامت وی با تمرکز بر نیازهای شخصی، اجتماعی و اقتصادی بیمار صورت می‌گیرد.
اما مانند بسیاری دیگر از معضلات، گفتن این شعارها بسیار ساده‌تر از عملی کردن آنهاست. شاید برای درک بهتر نظام بیمار-محور باید گفت چه چیزهایی جزو این رویکرد نمی‌باشد و بیماران چه نکاتی را در نظام رایج درمان نمی‌پسندند؟ احساس تنها بودن، عدم دریافت احترام و توضیحات کافی، سردرگمی، احساس ناتوانی و دیده نشدن، عدم دریافت همدلی (امپاتی) از سوی پرسنل و عدم توجه به نیازهایشان از جمله مواردی است که بارها از زبان بیماران شنیده شده است.

احساس تنها بودن، عدم دریافت احترام و توضیحات کافی، سردرگمی، احساس ناتوانی و دیده نشدن، عدم دریافت همدلی از سوی پرسنل و عدم توجه به نیازهایشان از جمله مواردی است که بارها از زبان بیماران شنیده شده است.

مهمترین خواسته بسیاری از بیماران این است که با آنها مانند یک شخص و یک انسان که برای دریافت کمک به پزشک مراجعه کرده برخورد شود نه مثل یک نمودار یا مبحث علمی و یا مجموعه‌ای از علایم بیماری. درواقع ریشه تمام این نارضایتی‌ها و خشم جاری در جامعه به دلیل یک سیستم مدیریتی درمان غیرپاسخگو، و عدم گفتگوی کافی بین پزشک و بیمار است. در نظام سلامت ما جایگاه بیمار برای تکمیل چرخه سلامت و درمان به درستی تعریف نشده است و اگر هم شده باشد به آن بهایی داده نمی‌شود.
در توصیف نوع جایگاه بیمار تعاریف و نگرش‌های متعددی وجود دارد. گروهی بیمار را به عنوان مشتری دریافت خدمات درمانی می‌دانند که در اینصورت پزشک تنها در نقش یک فروشنده و ارائه‌دهنده خدمات است و این مشتری (بیمار) است که همیشه حق با اوست. نگرش دیگری می‌گوید پزشک به‌دلیل تخصص و دانشی که دارد تنها فرد دارای صلاحیت و مسوول برای تصمیم‌گیریهای درمانی است و صلاح بیمار را بیشتر از خود بیمار می‌داند، و بیمار یک فرد ناآگاه است که باید بدون چون و چرا تصمیم و توصیه پزشک را بپذیرد.
نکته‌ای که در تمام این تعاریف فراموش می‌شود ذات و ماهیت خدمات درمانی است. مراجعه به پزشک به عنوان ارائه‌دهنده خدمات درمانی، نه شبیه به رستوران سلف سرویس است که بیمار هرچه دلش خواست بردارد و نه شبیه به پادگان نظامی است که هرچه پزشک گفت بیمار بدون سوال بپذیرد و انجام دهد.
بین دو سر طیف نقطه‌ایست که خدمات درمانی قرار دارد. خدماتی که باید بر اساس ارتباط، اعتماد، همکاری دو طرفه، و تبادل نظرات و احترام متقابل شکل گیرد. احترام متقابل بخش مهم و کلیدی شکل‌گیری این رابطه است که اغلب افراد جامعه این روزها آن را فراموش کرده‌اند و درواقع مردم و جامعه پزشکی هر دو وارد یک بازی باخت‌باخت علیه هم شده‌اند.

مراجعه به پزشک به عنوان ارائه‌دهنده خدمات درمانی، نه شبیه به رستوران سلف سرویس است که بیمار هرچه دلش خواست بردارد و نه شبیه به پادگان نظامی است که هرچه پزشک گفت بیمار بدون سوال بپذیرد و انجام دهد.

 از نکات کلیدی در خدمات درمانی بیمار-محور، آموزش و دسترسی آزاد بیمار به اطلاعات پزشکی است. بصورت سنتی، پرونده‌ها و اطلاعات پزشکی بیماران فقط در اختیار تیم درمانگر بوده است، اما رویکرد بیمار-محور پیشنهاد می‌کند که از پرونده‌های پزشکی به عنوان ابزاری برای گفتگو، آموزش و درگیر کردن بیشتر بیمار در روند درمان استفاده شود.
 عامل مهم دیگر برای موفقیت مدل درمانی بیمار-محور نحوه رفتار و باورهای پرسنل درمانی با بیماران است. تنها درصورتی این سیستم موفق خواهد شد که ارزش‌ها و اخلاق حرفه‌ا‌ی پزشکان و تیم درمانگر واقعا منطبق با آموزشهای این رویکرد نوین خدمات درمانی باشد. از این منظر میتوان به اهمیت بازبینی اساسی در نظام گزینش، آموزش و نظارت بر فعالیت رشته های پزشکی و پیراپزشکی اشاره کرد.
 یکی از مشکلات این است که با توجه به تاکید خدمات بیمار-محور بر تمرکز بر نیازها و خواسته های بیمار، خیلی مواقع توقعات بیمار با آنچه پزشک تشخیص میدهد و یا حتی با آنچه که طبق دستورالعمل‌ها و آموزش‌های پزشکی است مغایرت دارد. درواقع خدمات بیمار-محور تاکید می‌کند که باید پزشک و بیمار بعد از تبادل نظر و گفتگوی مشترک، بر سر یک راه حل درمانی علمی واستاندارد به توافق برسند. راه حلی که هم بر اساس اصول و مسولیت‌های پزشکی باشد و هم حق انتخاب و اختیار بیمار درنظر گرفته شود. همه پزشکان بیمارانی داشته‌اند که درخواست دارو یا آزمایشی خاص دارند و درواقع فقط برای مُهر پای نسخه مراجعه می‌کنند. اگرچه برخی اوقات این خواسته‌ها موجه است، در اغلب موارد با دستورالعمل‌ها و تشخیص پزشک مغایرت دارد.
خدمات درمانی بیمار-محور به هیچ عنوان به معنی تخطی از اصول پزشکی نیست. رویکرد بیمار-محور به این معنی نیست که پزشک اختیار کامل تصمیم‌گیری را به بیمار واگذار کند، همانطور که نباید اختیار کامل تصمیم‌گیری در دست پزشک باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که در اکثر مواقع اگر برای بیماری که مثلا درخواست آنتی‌بیوتیک غیرضروری دارد توضیحات و آموزش‌های لازم داده شود، بیمار از درخواست خود منصرف می‌شود.

در اکثر مواقع اگر برای بیماری که مثلا درخواست آنتی‌بیوتیک غیرضروری دارد توضیحات و آموزش‌های لازم داده شود، بیمار از درخواست خود منصرف می‌شود.

کلید موفقیت روبکرد بیمار-محور، گفتگوی دو طرفه بین پزشک و بیمار عنوان شده است. یکی از چالش‌های اصلی پیش روی پزشکان کمبود زمان لازم برای پذیرش، معاینه و گفتگوی کافی با تعداد زیاد بیماران است. اغلب پزشکان سوال می‌کنند که با وجود صف انبوه مراجعین به مراکز درمانی و مطب‌های شخصی، چگونه می‌توان وقتی برای آموزش و بالابردن کیفیت درمان و رضایت بیمار فراهم کرد؟
متاسفانه پاسخ به این سوال از دست پزشکان خارج است و بر‌می‌گردد به نظام مدیریتی و سیستم درمانی کشور. از راه‌حل‌های مطرح شده می‌توان به اجرای درست سیستم ارجاع بیمار به متخصص، تفکیک صحیح بیماران در پذیرش اورژانس‌ها و مراکز درمانی، و آموزش و تغییر رفتار و نگرش بیماران و پرسنل نسبت به امر درمان اشاره کرد.
 واضح است که تغییر یک سیستم و فرهنگ درمانی، که دیرزمانی است به طور فراگیر جا افتاده، کار ساده‌ای نیست. بسیاری معتقدند که در جهت دست یافتن به خدمات درمانی موفق، باید جایگاه خاص پزشک حفظ شود. به عبارتی دیگر، می‌توان گفت که بین تمام مشاغل و رشته‌ها، حرفه پزشکی ویژگی‌های متفاوت و منحصر به فردی دارد. حرفه پزشکی را نمی‌توان یک شغل ساده تلقی کرد. پزشکی شغلی است که با بدن انسانها، با افکار آنها و با خصوصی‌ترین رازهای انسانها، با تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای که می‌تواند منجر به نجات یا مرگ بیمار شود، و با درد و رنج و بیماری انسان‌ها، با خشم و شادی آنها، و با پیچیدگی‌ها و نقایص خاص خودش در ارتباط است.
 نگارنده معتقد است که برای حفظ شأن و جایگاه پزشک و برای دست یافتن به رضایت عمومی بیماران، ضروری است که زیرساخت‌های نظام سلامت و درمان کشور اصلاح شده و رویکرد بیمار-محور به طور گسترده در کشور آموزش و اجرا شود.
منبع: شبنویس

یک نظر

  1. رویکرد بیمار محور نیاز به جامعه پخته و آموزش دیده داره. این الگو حتی تو کشورهای صنعتی مثل آمریکا مشکلات بزرگی ایجاد کرده. خیلی از اوقات بیماران انتظار نابه‌جایی دارن و وقتی پزشک از قبول این انتظارات سر باز میزنه بیمار ناراضی میشه. این نارضایتی حتی خیلی وقتها شدیدتر از درمان اشتباهه.
    تو کشور ما بیماران خیلی از اوقات خودشون درخواست دارو و تصویربرداری و آزمایش های غیرضروری دارن. برای مثال اگر یک سرماخوردگی ساده رو بدون آنتی بیوتیک به خونه بفرستین بیمار حس میکنه که پول ویزیت ناچیزی که پرداخت کرده هم به هدر رفته. حال فرض کنین عملکرد پزشکان بر اساس خواست این بیماران شکل بگیره.
    بسیاری از طرح هایی که در خارج از کشور اجرا شده تو ایران پیاده سازی میشه. و به جرات میگم بالای ۹۰ درصد این طرح ها تو حوزه بهداشت و سلامت فقط وضعیت رو بدتر کرده.
    در حال حاضر اصلاح اساسی آموزش پزشکی بر اساس نیاز کشور و ایجاد بیمه همگانی واقعی برای سلامت و گسترش طرح های پیشگیری نیاز اصلی جامعست.

نظری بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *