رحمان بوذری
آیا ترامپ هیتلر قرن بیست‌ویکم است؟

آیا ترامپ هیتلر قرن بیست‌ویکم است؟

تا چه حد می‌توان ترامپ را با هیتلر مقایسه و بین ظهور ترامپ در ایالات متحده از سال ٢٠١٥ به بعد و ظهور هیتلر در اواخر دهه ١٩٢٠ و اوایل دهه ١٩٣٠ در آلمان تشابه برقرار کرد؟ و فاشیست‌خواندن کارزار ترامپ به لحاظ سیاسی چقدر مفید فایده است؟

وقتی «حکم» به دست ترامپ می‌افتد چه باید کرد؟

وقتی «حکم» به دست ترامپ می‌افتد چه باید کرد؟

به‌جای تسلیم‌شدن به تحلیل‌های تک‌علیتی، ماخولیای شکست، تأکیدهای خودبزرگ‌بینانه یا خطابه‌های اخلاق‌گرا و تقدیرباور درباره یک «گذار آرام» بهتر است اکنون تحلیلی فراگیر از شبکه پیچیده عواملی ارائه دهیم که دست در دست هم فاجعه کنونی را به بار آوردند.

راه شاهانه‌ای به رهایی نیست

راه شاهانه‌ای به رهایی نیست

خیزش شبانه پاریس همچنان همدلی‌ها و نقدهای روشنفکران فرانسوی را برمی‌انگیزد. در خلال این بحث‌ها می‌توان به اهمیت و گستره این جنبش و نیز ضعف‌ها و کاستی‌های آن پی برد. به‌رغم گذشت بیش از یک‌ ماه، خیزش شبانه پاریس و دیگر شهر‌های اروپا در تلاش است تعین تازه‌ای به خود دهد فراتر از صرف اشغال میادین.

به‌سوی یک قانون اساسی جدید

به‌سوی یک قانون اساسی جدید

فردریک لوردون، اقتصاددان فرانسوی و نویسنده کتاب «برده‌های راضی سرمایه: اسپینوزا و مارکس درباره میل» از مشهورترین روشنفکران فعال در جنبش «شب‌خیزان» است. سخنرانی‌های مکرر و گفت‌و‌گوهای او درباره این جنبش در حکم متونی نظری- سیاسی است که یک جنبش تولید می‌کند. او از ابتدای جنبش منتقد سرسخت مطالبه‌محوری بوده و اصل اساسی «شب‌خیزان» را دست‌شستن از مطالبات خاص می‌داند.

تعادل شکم‌های خالی

تعادل شکم‌های خالی

«خیزش شبانه» برای ١٥ می فراخوان بین‌‌المللی داده است: روز آکسیون بین‌المللی (International day of Action). «در این روز همه با هم بسیج خواهیم شد و میادین را اشغال می‌کنیم». اما خیزش شبانه در پاریس از کجا آغاز شد؟ ریشه‌های آن چیست و به کجا می‌رود؟

پرتونگاری از تناقض‌های سرمایه

پرتونگاری از تناقض‌های سرمایه

«هفده تناقض و پایان سرمایه‌داری» آخرین کتاب دیوید هاروی، استاد برجسته انسان‌شناسی و جغرافیا در مرکز فارغ‌التحصیلان دانشگاه نیویورک، است. البته ماه گذشته کتاب جدیدی از او منتشر شده که هنوز در محافل آکادمیک و روشنفکری خوانده نشده است. «هفده تناقض» را می‌توان در ادامه «معمای سرمایه و بحران‌های سرمایه‌داری» خواند. دو کتابی که، برخلاف دیگر آثار هاروی، اینک ترجمه‌ای موثق از آنها در دست است، اولی به قلم مجید امینی و خسرو کلانتری و دومی به قلم خود مجید امینی. هاروی در «معمای سرمایه» تبیینی از بحران ٢٠٠٨ بر مبنای نظریه گردش سرمایه ارائه و حرکت سرمایه را به جریان گردش خون در بدن تشبیه می‌کند: «سرمایه، خونی است که در کالبد تمامی جوامعی که سرمایه‌داری می‌خوانیم جریان دارد». در «هفده تناقض» همین جریان خون جوامع سرمایه‌داری بررسی می‌شود منتها از منظر تناقض‌هایی که ذاتی سرمایه‌اند. کتاب با بصیرتی مارکسی شروع می‌شود: «بحران‌های ادواری یا گاه‌و‌بی‌گاه مختص اقتصادهای سرمایه‌سالارند». او بیش از ٤٠ سال است کلاس‌هایی را درباره «سرمایه» مارکس برگزار می‌کند و نویسنده دو جلد «راهنمای» خواندن سرمایه است. با ترجمه «معمای سرمایه» و «هفده تناقض» می‌توان امیدوار بود باب بحث درباره هاروی به اتکای دو متن مذکور باز شود؛ بحثی که در سال‌های اخیر به‌واسطه ترجمه‌های مغلوط از این متفکر برجسته به تعویق افتاده بود. مصاحبه مذکور را جاناتان دربیشایر از مجله پراسپکت با هاروی انجام داده است.

سیاست هنر

سیاست هنر

طی سال‌های اخیر ژاک رانسیر به یکی از بحث‌انگیزترین فیلسوفان فرانسه بدل شده است، از کتاب‌های زیادی که درباره او نوشته‌اند تا مقالات و شرح‌های گوناگون بر نظرات او در مجلات. رانسیر که کارهایش در دهه ٧٠ و ٨٠ میلادی اغلب حاشیه‌ای بود اکنون یکی از تأثیرگذارترین متفکران زنده بر هنرمندان و فعالان و نظریه‌پردازان است. نوشته‌های سیاسی او به جهت پیش‌فرض‌گرفتن اصل برابری بسیار مشهورند ولی در دهه گذشته کار فکری او بیشتر متمرکز بر زیباشناسی بوده است. اوج این تلاش را می‌توان در کتاب آخرش با عنوان «استسیس: ‌صحنه‌هایی از رژیم زیباشناسی هنر» دید که در آن بحث درباره نظریه زیباشناختی خود را بسط می‌دهد. رژیم زیباشناختی مفهومی جدلی است که رانسیر در تقابل با مقوله‌هایی به کار می‌برد که بسیاری از روایت‌های هنری تاریخ را شکل می‌دهد. در مصاحبه حاضر رانسیر درباره سیاست هنر، معنای دموکراسی و وضع هنر در دوره کنونی صحبت می‌کند: آیا هنر معاصر پتانسیل ایجاد گسست در جامعه و «توزیع مجدد محسوسات» را دارد؟

چگونه کتاب دیگران را به نام خودمان جعل کنیم

چگونه کتاب دیگران را به نام خودمان جعل کنیم

اگر سال‌های پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد همراه بود با افزایش افشاگری مدارک دانشگاهی تقلبی، ماه‌های گذشته را اخبار نگران‌کننده حول تقلب در انتشار آثار در مقام مولف پر کرده است. رحمان بوذری در  یادداشت پیش رو که در روزنامه شرق منتشر شده است به یکی از این موارد می‌پردازد.