با یک ریاکاری محیط زیستی مواجه‌ایم

آرشیو یادداشت‌های

امیر یعقوبعلی

تعداد مطالب: 13

با یک ریاکاری محیط زیستی مواجه‌ایم

با یک ریاکاری محیط زیستی مواجه‌ایم

سال ۹۳ نقطه اوج طرح مسائل محیط زیستی در رسانه‌ها و افکار عمومی بود؛ افزایش آلودگی هوا در کلان‌شهرها، تداوم بحران‌های محیط زیستی از قبیل خشکسالی و کم آبی و تداوم بحران در دریاچه ارومیه یا واکنش‌های عمومی به خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها و در روزهای پایانی مسئله جزیره آشوراده و کابوس ریزگردها در خوزستان. با رشد نمودهای قابل مشاهده‌ی تخریب محیط زیست، توجه‌ها به فعالیت‌ها و وظایف سازمان حفاظت محیط زیست و در راس آن معصومه ابتکار نیز فزونی گرفت. در همین رابطه و در جستجوی حلقه مفقوده واکنش‌ها به بحران‌های محیط زیستی سراغ حمیدرضا میرزاده روزنامه‌نگار و فعال محیط زیست رفتیم تا از او که سال‌هاست در مقام روزنامه‌نگار و فعال محیط زیست در این حوزه کنکاش کرده‌ست وضعیت را جویا شویم. میرزاده از سال ۱۳۸۶ در روزنامه‌های گوناگون در حوزه «محیط زیست» فعالیت داشته و سردبیر سایت سبزپرس  است. وی همچنین به طور تخصصی در حوزه محیط زیست در وبلاگ «سرباز زمین» می‌نویسد.

 
ما می‌توانیم پیروز شویم

ما می‌توانیم پیروز شویم

تازه‌ترین حزب سیاسی اسپانیا پرطرفدارترین حزبش است. حزب پودموس در اعتراضات مردمی سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ (جنبش موسوم به پانزدهم می) ریشه دارد، و در ماه ژانویه ۲۰۱۴ با بیانیه‌ی تعدای از روشنفکران ایجاد شد. تنها چند ماه پس از ایجاد حزب، در انتخابات پارلمان اروپا در ماه می، این حزب چپ‌گرا توانست ۸ درصد آراء مردم را به خود اختصاص دهد و با تبدیل شدن به دومین حزب اسپانیا از نظر تعداد طرفداران، و اولین حزب در میزان آراء انتخاباتی، نظام دو حزبی این کشور را درهم بشکند.


آنچه در پی می‌آید ترجمه خلاصه سخنرانی پابلو ایگلسیاس، دبیر کل حزب پودموس است که در آن به چگونگی و امکان پیروزی چپ در شرایط امروز می‌پردازد. میدان پیش‌تر با انتشار «خشمگینان اسپانیایی می‌گویند ما می‌توانیم» به ظهور پودموس به عنوان حزبی رادیکال در سیاست روز اسپانیا پرداخته بود.

انکشاف بچه‌ مایه‌دارهای تهران

انکشاف بچه‌ مایه‌دارهای تهران

گزارشی از المانیتور درباره صفحه‌ی اینستاگرام «بچه‌های پول‌دار تهران» فضای وب فارسی را به خود مشغول کرده‌ست؛ خیلی‌ها متعجب‌اند از دیدن تصاویری که عادت نداشته‌اند از «تهران» ببینند؛ ماشین‌های اسپرت عجیب و غریب، خانه‌ها و ویلاهایی مدرنی که باور آنکه در ایران هستند دشوار است، لباس‌هایی ناآشنا و …
خیلی‌های دیگر ماجرا را با پرسش‌هایی از دو طرف پیش برده‌اند؛ کسانی که می‌خواهند بدانند ثروتی چنین چطور و چگونه شکل گرفته‌ است و چرا میل به تصویر کشیدن را دارد؟ و دیگرانی که از تعجب‌ها حیرانند؛ مگر اوضاع تغییر پیچیده‌ای کرده‌ است؟
اما چرا هیچ‌کس پرسش اصلی را مطرح نمی‌کند؛ چرا همه‌ی ما با گزارشی از المانیتور متوجه ظهور نه چندان تازه‌ی طبقه/کاستی جدید در ایران (و شاید دقیقاً تهران) شده‌ایم؟