بهرنگ صدیقی
بهرنگ صدیقی
غیاب مردمان

غیاب مردمان

در تحلیل‌هایی که از اعتراضات اخیر منتشر شده جای موضعی خالی است. موضعی که خطابش مردمی مشخص باشد اما نه در مقام حاکم، که از موضع همان مردم. این موضعْ مطالبه‌ای از حاکم ندارد و در روند و روال‌هایی که مردمی مشخص برای پیش‌برد هدفی معین در پیش می‌گیرند تأمل می‌کند و همان را بازتاب می‌دهد. از چنین موضعی است که می‌توان به مردم گفت اگر نتوانسته‌اند به اهدافشان برسند علت چه بوده.

مردمان میدان، نوارهایی که هم پا داشتند هم هدف

مردمان میدان، نوارهایی که هم پا داشتند هم هدف

این عکس عکسِ بدی است. اصولاً عکس رسانۀ خوبی نیست. سوء‌تفاهم نشود! منظورم این است که مبادا گمان کنیم عکس‌ها واقعیت را نشان می‌دهند. نه! عکس‌ها بیش از آن‌که چیزی را نشان دهند چیزهایی را پنهان می‌کنند. این عکس هم از این قاعده مستثنا نیست. خیلی‌ها در گردهماییِ این جمعیت بوده‌اند که نشانی از آن‌ها در این عکس نیست. زنانِ انقلاب ۵۷ کجایند؟ نه فقط زنان، که بسیاری دیگر از نیروهای سیاسی/اجتماعیِ دخیل در این انقلاب، از هواداران حزب توده بگیرید تا هواداران مجاهدین خلق و بسیاری دیگر از قاب این عکس بیرون مانده‌اند. این عکس، مثل هر عکس دیگری از انقلاب ۵۷ نه فقط تصویری واقعی از آرایش نیروهای اجتماعی/سیاسی را در این رخداد نشان نمی‌دهد، که حبس‌مان می‌کند در یک لحظه و فرایندهای پیش و پسِ رویدادی را که تصویر می‌کند از قلم می‌اندازد. خلاصه که، شاتر دوربین عکاس که باز می‌شود نورِ واقعیت چشم‌مان را می‌زند و بر بخش مهمی از آن کور می‌کند. همین است که می‌گویم عکس رسانۀ شفافی برای واقعیت نیست.

از اوجالان تا بوکچین یا قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟

از اوجالان تا بوکچین یا قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟

قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟ کوبانی چه ویژگی‌هایی دارد که این روزها چنین به مرکز توجه بدل شده است؟ چطور این جمعیت ۶۰ هزار نفری نه فقط توانسته‌اند خود را در نظامی آزاد و برابر اداره کنند، که در مقابل سخت‌ترین فشارهایی که به نابودی‌شان کمر بسته‌اند اینچنین جانانه دفاع می‌کنند؟ دست‌کم بخشی از پاسخ به این پرسش‌ها را باید در نظام حاکم بر این سرزمین، که روایت سوری از نظام موسوم به KCK است یافت. نظامی که عبدالله اوجالان طی ۱۵ سالی که در زندان بوده تلاش کرده به دقت آن را پی بریزد. این‌که این نظام چیست، اوجالان چگونه به آن رسید و از چه کسانی تأثیر گرفت در ادامه خواهد آمد. خواهم گفت که اوجالان چطور به‌تأثیر از بوکچین از مارکسیسم- لنینیسم به نوعی آنارشیسم گرایید که البته چندان هم در قالب‌های معمول و مرسوم آنارشیسم نمی‌گنجد و این‌که چه ربطی است میان این چرخش اوجالان با طرح ایدۀ KCK.

هیولای کنترل

هیولای کنترل

بهرنگ صدیقی در مصاجبه‌ی زیر در مورد نظام‌های کنترلی موجود در سرتاسر جهان، آن را هم‌چون هیولایی دو سر می‌داند که از یکسو در خدمت منطق بازار و از سوی دیگر به دنبال تثبیت سیاسی دولت‌های حاکم است. وی از تاثیرات آشکار شدن هرچه بیشتر این نظام‌های کنترلی سخن می‌گوید، و اینکه آیا اساسا در چنین فضایی سیاست مردمی قادر به نقش بازی کردن است؟

سیاست مردمی و انتخابات

سیاست مردمی و انتخابات

مطلب پیش رو هم‌زمان با انتخابات اخیر ریاست جمهوری و در سه قسمت مجزا، در وبلاگ گاهنامه جامعه‌شناسی انتشار یافته بود. بهرنگ صدیقی به بهانه انتخابات، از سیاست مردمی سخن می‌گوید. از حامیان دوآتشه عدم شرکت در انتخابات که یک شبه به حامیان دوآتشه شرکت در انتخابات تبدیل شدند. و این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا سیاست مردمی می‌تواند از مسیر انتخابات بگذرد؟