زبان‌شناسی زیست‌محیطی

نتایج جستجو برای سیل

تعداد نتایج: 780
زبان‌شناسی زیست‌محیطی

زبان‌شناسی زیست‌محیطی

پروفسور پیتر مولهاوسلر استاد بازنشستۀ زبان‌شناسی دانشگاه آدلاید استرالیا است. متولد فرایبورگ آلمان بوده و در آفریقای جنوبی (دانشگاه استلنبوش)، بریتانیا (دانشگاه ریدینگ) و استرالیا (دانشگاه ملی استرالیا) تحصیلات خود را انجام داده است. او در دانشگاه فنی برلین و نیز دانشگاه آکسفورد سابقۀ تدریس دارد.


مولهاوسلر از سال۱۹۹۲ استاد و عضو مؤسس رشتۀ زبان‌شناسی همگانی در دانشگاه آدلاید استرالیا بوده است. زمینه‌های اصلی پژوهش‌های او عبارتند از: زبان‌های پیجین و کریول، زبان‌های بومی استرالیا، دستور ضمایر، و زبان‌شناسی زیست‌محیطی. مولهاوسلر نویسندۀ یکی از نخستین کتاب‌ها در زمینۀ مطالعات زبان‌های کریول (زبان‌شناسی زبان‌های پیجین و کریول، ۱۹۸۶) است و همچنین دو کتاب در زمینۀ مطالعات زبان و محیط زیست دارد؛ کتاب اول گفتمان سبز: مطالعه‌ای بر گفتمان‌های زیست‌محیطی (۱۹۹۹) - به همراه رام هرِی و ینس بروکمایر - و کتاب دیگر او در این زمینه، زبانِ محیط زیست و محیط زیستِ زبان: دوره‌ای در زبان‌شناسی زیست‌محیطی (۲۰۰۳) است. او به همراه استیفن وورم و دارل ترایون اطلس زبان‌های ارتباط بینافرهنگی در اقیانوس آرام، آسیا و آمریکا (۱۹۹۶) را تألیف کرده است. مولهاوسلر در مجموعۀ بزرگ کتاب راهنمای زبان‌شناسی زیست‌محیطی روتلج به ویراستاری آلوین فیل و هرمین پنز (۲۰۱۷) مشارکت داشته است.


با توجه به تحقیقات میدانی خود در جزایر نورفوک، او همچنین در زمینۀ علوم قومی و به طور خاص در بوم‌شناسی قومی زبانی - مطالعۀ نام‌های گونه‌های گیاهی و جانوری در جوامع سنتی - پژوهش‌هایی داشته است. آنچه در ادامه می‌آید گفتگویی کوتاه با پیتر مولهاوسلر در رابطه با زبان‌شناسی زیست‌محیطی است.

کار بی‌مزد زنان در محاسبات تولید ناخالص داخلی: درس‌هایی از تاریخ

کار بی‌مزد زنان در محاسبات تولید ناخالص داخلی: درس‌هایی از تاریخ

در مناسبات اقتصادی حاکم، فعالیتی به‌عنوان «کار» در نظر گرفته می‌شود که مزدی به آن تعلق بگیرد؛ کارهایی که در خانه به دوش زنان افکنده شده- برای نمونه آشپزی، بچه‌داری، نظافت و..- هیچ‌گاه به‌عنوان «کار» به رسمیت شناخته نشده و مزدی به آن تعلق نگرفته است. بدون انجام این کارها اما نه نیرویی برای کار مزدی پرورش می‌یابد و نه اساسا مردان امکان حضور در بازار کار را پیدا خواهند کرد. زنان اگر از خانه‌داری و کارهای مراقبتی دست بکشند، اقتصاد حاکم به اغما فرو خواهد رفت.

حاشیه‌نشینی انگ اجتماعی نیست

حاشیه‌نشینی انگ اجتماعی نیست

گزارش‌ها و آمارهای اجتماعی تکان‌دهنده، یکی پس از دیگری، غافلگیرمان می‌کنند. شاید شگفت‌آورترین و در عین حال رعب‌آورترین گزارش بدمسکنی در سال‌های اخیر، گزارشی از گروه‌های گورخواب در شهر تهران بوده است. اما گورخواب‌ها شاید برجسته‌ترین جلوه‌ بدمسکنی باشند و تکان‌دهنده‌ترین نوع آن. شکل‌های دیگری از بدمسکنی –شایع‌تر از همه، حاشیه‌نشینی– دهه‌هاست که در شهرهای بزرگ وجود دارد. در جدیدترین گزارش درباره‌ حاشیه‌نشینی و بدمسکنی، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور از وجود ۱۹میلیون جمعیت حاشیه‌نشین و حدود سه‌هزار منطقه حاشیه‌ای در کشور خبر داد. به بهانه انتشار این گزارش، برای بررسی ژرف‌تر پدیده‌ حاشیه‌نشینی و نسبت آن با پدیده‌های کلان‌تر، در این شماره آتیه‌نو پرونده‌ای را تدارک دیده‌ایم. از جمله اینکه در گفت‌وگویی با دکتر اعظم خاتم که سال‌هاست در حوزه‌ مسکن و طرح‌های شهری فعالیت و پژوهش می‌کند به جنبه‌های مختلف این پدیده اجتماعی پرداخته‌ایم. خاتم دکترای خود را در رشته محیط‌شناسی شهری از دانشگاه یورک کانادا دریافت کرده و سابقه تدریس در این دانشگاه را نیز دارد.

حوادث کار همچنان قربانی می‌گیرد

حوادث کار همچنان قربانی می‌گیرد

هنوز این سرویس حوادث است که خانه اول تیتر حوادث کار است .به نظر می‌رسد خلأیی در فضای رسانه‌ای در مواجهه با حوادث ناشی از کار وجود دارد و آن تحلیل حقوقی یا نگاه حقوقی به حوادث ناشی از کار است.
کسی از کودکان گمشده پاکستانی خبر ندارد

کسی از کودکان گمشده پاکستانی خبر ندارد

بیش از یک هفته از ناپدید شدن ۶ کودک بلوچ پاکستانی طی حمله ضربتی ماموران برای جمع‌آوری اتباع پاکستانی در منطقه «قوچ حصار» شهر ری می‌گذرد و تنها یکی از آنها پیدا شده است. اما تا امروز مسئولان گم‌شدن بچه‌ها را انکار می‌کنند و اقدامی برای پیدا کردن آنها انجام نداده‌اند.
«خوف»ی که با قلم تصویر می‌شود

«خوف»ی که با قلم تصویر می‌شود

“خوف” نام رُمانی است از شیوا ارسطویی که صرف نامِ آن به خودیِ خود، خوف به جان می‌اندازد، خوفی که در بسیاری از ما اندرونی شده است. در دنیایی زندگی می‌کنیم که همه چیز سوار آب است. حباب. در پرواز و گاهی درخشنده اما ناپایدار. زندگی خود که از اساس و قائم به ذات، ناپایدار است و فانی. اما این‌که هر لحظه‌ات را، و زندگی ناپایدارت را، گمانی نابهنگام یا گمانی کمین‌کرده، مزمن، جاگیر و پایدار، قیراندود می‌کند، خوفی است که همواره در تو خانه‌زاد است. خوف از دست دادن، خوف به دست نیاوردن، خوف از گذشته، از آینده، خوف از کمبودها، خوف از جست‌وجوی فقدان، خوف از این راهِ هنوز مانده در سفرِ فانی…
دوراهه‌ی ناگزیر در بازار پول: سلب‌مالکیت از چه کسانی؟

دوراهه‌ی ناگزیر در بازار پول: سلب‌مالکیت از چه کسانی؟

موضوع بحث من در مقاله‌ی حاضر مشخصاً پی‌آمد نقش‌آفرینی حجم عظیم نقدینگی در اقتصاد ایران و تشریح زیان‌بارترین و تبیین کم‌زیان‌ترین شیوه‌های رویارویی با آن است. ابتدا نشان خواهم داد چرا این حجم از نقدینگی دقیقاً در برهه‌ی کنونی به عامل تعیین‌کننده‌ای در کم‌وکیف حیات اجتماعی در ایران تبدیل شده است. شرح خواهم داد که چرا ضرورت گریزناپذیر تعیین تکلیف با این حجم از نقدینگی عملاً جامعه‌ی ایرانی را با انتخاب عمیقاً سیاسیِ سرنوشت‌سازی مواجه کرده است که، چه با استمرار نظام سیاسی کنونی و چه با قدرت‌گیری نیروهای سیاسی دیگری، کم‌وکیف حیات اجتماعی آتی در این سرزمین را به‌نوبه‌ی‌خود رقم خواهد زد. سپس چشم‌انداز دو نحوه‌ی رویارویی با این حجم عظیم از نقدینگی در اقتصاد ایران را ترسیم خواهم کرد: یکی نحوه‌ی رویاروییِ متعارفی که دولت‌ها تاکنون برگزیده‌اند و اکنون دیگر استمرار به‌کارگیری‌اش درجه‌ی بالایی از ظرفیت فروپاشی فابریک اجتماعی را در بطن خود می‌پرورانَد، دیگری نیز نحوه‌ی متفاوتی از رویارویی که واجد درجاتی از پتانسیل مهارِ برخی پی‌آمدهای ویران‌گرِ نقش‌آفرینی انبوه نقدینگی در جامعه‌ی ایرانی است.