آرشیو یادداشت‌های

لیدا صدرالعلمایی

ادبیات و لیترالیسم

ادبیات و لیترالیسم

افلاطون در «جمهوری» که در آن کوشیده جامعه‌ای اید‌‌ه‌آل را تصویر کند، شعرا را نوعی خطر و تهدید برای خیر عمومی می‌داند؛ چرا که آن‌ها بر اساس الهامات شخصی حرکت می‌کنند و هر آنچه می‌نویسند برای مخاطب جذبه هولناکی دارد، اما خود را به این امر ملزم نمی‌دانند که همیشه  از...
متفکری که خود را دست می­‌اندازد

متفکری که خود را دست می­‌اندازد

می­گویند وقتی یکی از همکاران ژان پل سارتر سراسیمه از آلمان با این خبر رسید که کسی توانسته از زیرسیگاری، فلسفه سرایی کند، از شدت هیجان رنگ از رخسارش پرید. اسلاوی ژیژک در این دو کتاب، درست به همین شیوه درباره ناسزاگویی، قهوه بدون کافئین، خون آشام­ها، هنری کسینجر، اشک­ها...
نمی‌خواستم نویسنده باشم

نمی‌خواستم نویسنده باشم

تام مک‌گری مرا با جویس آشنا کرد. او بسیار خودمانی بود. این صحنه در خاطرم حک شده: از ملاقات جویس برمی‌گشتم. حسابی خسته بودم و به “اکول نرمال” برگشتم، مثل همیشه در بسته بود و مجبور شدم از نرده‌ها بالا بروم. از همان روز به بعد مرتب همدیگر را می‌دیدیم. شماره...
نمی‌گذارم آزادی هنری‌ام را زیر سوال ببرند

نمی‌گذارم آزادی هنری‌ام را زیر سوال ببرند

از مجموعه عکسی که برای این مسابقه آماده کرده بودید بگویید. موضوع محوری آن چه بود و چه مدت وقت صرف آن شد؟ این مجموعه حاوی ۲۰۰ قطعه است که به صورت پرتره، داکیومنتری و لنداسکیپ عکاسی شده است. حدود شش ماه شبانه‌روز روی این پروژه کار کردم. سوژه اصلی این عکس‌ها جوانان...