شهریور ۱۳۵۷:‌ روایت رسمی از جمعه سیاه تهران

شهریور ۱۳۵۷:‌ روایت رسمی از جمعه سیاه تهران

۱۸ شهریور ۱۳۵۷: روزنامه اطلاعات، در توضیح کشتار تظاهرات‌کنندگان در جمعه سیاه تهران، اعلامیه شماره ۴ فرماندار نظامی تهران (ارتشبد غلامعلی اویسی) را منتشر کرده است. در این اعلامیه آمده:

«امروز صبح در میان تظاهرات‌کنندگان تعدادی معلوم‌الحال آشوب‌طلب که با توجه باعمال مرتکبه روشن است با پول و نقشه خارجی عمل کرده و از پشتیبانی بیگانگان برخوردار هستند با مواد آتش‌زا بنام کوکتل مولوتف مشعل‌های افروخته نارنجک و تیراندازی با سلاح‌های مختلف و کارد و چاقو در نواحی مختلف شهر با اغفال مامورین مبادرت به تعرض به جان و مال مردم نموده و چندین محل را به آتش کشیده و با هجوم و تعرض به مامورین و سربازان تعدادی سرباز را با تیراندازی و کارد مجروح کرده از پای درآوردند و هر چند مامورین جهت متفرق کردن آنا اخطار نمودند نه تنها اعتنایی نکردند بلکه به تجری خود افزوده و بسوی مامورین حمله‌ور شدند در این موقع مامورین ناچارا در جهت ماموریت و وظائف قانونی خود و بمنظور برقراری نظم و امنیت مبادرت به تیراندازی نموده و مهاجمین را متفرق و تعدادی از آنها را دستگیر و تسلیم مقامات قانونی کردند.»

روزنامه اطلاعات همچنین تصاویری از سوختن یک اتوبوس و به آتش کشیده شدن فروشگاه زنجیره‌ای کوروش منتشر کرده است.

این واقعه نقطه پایانی برای تلاش‌های اصلاح‌طلبانه در راستای بازسازی پایگاه اجتماعی حکومت شاه در ایران بود و در خاطره جمعی ایرانیان به عنوان شروعی بر پایان رژیم شاهنشاهی باقی مانده است. از نشانه‌های این موضوع تاثیر آن بر هنر و فرهنگ است از جمله سرود ژاله خون شد که توسط گروه شیدا در سال ۱۳۵۷ اجرا شد.

ژاله خون شد

شاعر: سیاوش کسرائی / آهنگساز: حسین علیزاده / خواننده: گروه کر

اجرا: همسرایان گروه شیدا در سال ۱۳۵۷

 
ژاله بر سنگ افتاد، چون شد
 
ژاله خون شد
 
خون چه شد ؟ خون چه شد؟
 
خون جنون شد
 
ژاله خون کن، خون جنون کن
 
سلطنت زین جنون واژگون کن
 
ژاله خون کن، خون جنون کن
 
سلطنت زین جنون واژگون کن
 
ژاله بر گل نشان، گل پران کن
 
بر شهیدان در این گلستان کن
 
نام گم نام ها جاودان کن
 
تا به صبح آید این شام تیره
 
در شب تیره آتشفشان کن
 
در شب تیره آتشفشان کن
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ی ظلم زیر و زبر کن
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ی ظلم زیر و زبر کن
 
 
جان خواهر
 
کارگر، روستایی، برادر
 
پیشه ور، ای جوان، ای دلاور
 
ما همه یک صف و در برابر
 
آن ستم کاره، آن تاج بر سر
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ظلم زیر و زبر کن
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ظلم زیر و زبر کن
 
 
خواهر من، گرامی برادر
 
چون به هر حال تنهاست مادر
 
من به خاک افتادم تو بگذر
 
بهر ایجاد دنیای بهتر
 
بهر ایجاد دنیای بهتر
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ظلم زیر و زبر کن
 
دست در کن
 
شو خطر کن
 
خانه ظلم زیر و زبر کن
 
 
ای شما ای صف بی شماران
 
اشک من در نثار شمایان
 
بر سر هر گذرگاه و میدان
 
ژاله شد، ژاله شد
 
ژاله چون شد
 
ژاله خون، ژاله دریای خون شد
 
خون جنون
 
خون جنون
 
سلطنت واژگون
 
سلطنت واژگون
 
ژاله بر سنگ افتاد، چون شد
 
ژاله خون شد
 
خون چه شد ؟ خون چه شد؟
 
خون جنون شد
 
ژاله خون کن، خون جنون کن
 
سلطنت زین جنون واژگون کن