نیروی کار ارزان در پوشش حق‌التدریس

حقوق معلمان حق‌التدریسی به طور تقریبی یک سوم معلمان رسمی و پیمانی است و شرایط کاریشان به مراتب سخت‌تر از معلمان رسمی و پیمانی است. به جز این حقوق اندک، از هرگونه امتیازات و امکانات و تسهیلات اندکی که دیگر معلمان رسمی از آن برخوردارند – البته اگر برخوردار باشند- محروم‌اند.

نیروی کار ارزان در پوشش حق‌التدریس

چیزی به پایان سال ۱۳۹۷ باقی نمانده، هنوز استخدام معلمان حق‌التدریس، تعیین وضعیت نشده است. با همه وعده و وعیدهایی که مجلس و دولت مشخصا وزارت آموزش‌وپرورش در این باره داده‌اند، اما این معلمان همچنان که در نظام آموزشی کشور متعهدانه خدمت می‌­کنند؛ از آینده‌­ی شغلی خود بیمناک‌اند و پیش روی خود روزهای خوبی را تصور نمی‌­کنند. در سال ۱۳۹۷ چندین بار جمعی از این معلمان جلوی مجلس تجمع کردند؛ از جمله در تاریخ ۶ خرداد و ۳ تیر.(۱) در این تجمعات معلمان حق‌التدریس مهم‌ترین مطالبات خود را تعیین وضعیت استخدام و پرداخت معوقات حقوقی، اعلام کردند و هر بار پس از این تجمعات وعده‌­هایی را درباره تحقق مطالبات خود دریافت کردند. نه تنها این وعده­‌ها عملی نشد بلکه از سوی غلامعلی حداد عادل رئیس اسبق سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، معلمان حق‌التدریس مصیبت و آفتی برای آموزش و پرورش کشور نامیده شدند. وی در نشست هم‌اندیشی رؤسای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی (بعد از انقلاب) با موضوع «مدرسه تراز تمدن نوین اسلامی، چالش‌ها و راهبردها» که در مدرسه دارالفنون برگزار شد، گفته است: «موضوع حق‌التدریس‌ها مصیبتی شده است. نماینده‌ها هم طرح‌هایی را تصویب و فشار می‌آورند حق‌التدریسی‌ها و نهضتی‌ها استخدام شوند. حق‌التدریس‌ها نمی‌توانند معلم بشوند. به چه دلیل یک نهضتی باید به آموزش و پرورش بیاید؟ دلیلی ندارد در انتخاب معلم اینگونه منفعل باشیم. اینها آفت‌هایی برای تأمین نیروی انسانی است.»(۲)

و چقدر این حرف تاسف برانگیز است؛ یکی از مسئولان کشور که ادعای کار زیاد در حوزه آموزش و پرورش هم دارد؛ به جمع زیادی از معلمان این کشور تنها به دلیل اینکه می‌­خواهند استخدام شوند و امنیت شغلی داشته باشند؛ بگوید: آفت!

به نظر می‌­رسد چنین سخنان نامسئولانه‌­ای، نشان از عدم شناخت و درک وضعیت شغلی و زندگی این معلمان دارد.

معلم حق‌التدریس به معلمی اطلاق می‌شود که توانایی علمی و عملی تدریس را داشته باشد و به صورت پاره وقت در مدارس دولتی زیر نظر وزارت آموزش و پرورش تدریس و حقوقش را از محل منابع وزارت آموزش و پرورش دریافت می‌­کند و دارای کدپرسنلی و ابلاغ رایانه‌ای است. دو دسته معلم حق التدریس داریم:دسته اول تعدادی از افراد نیروی رسمی آموزش و پرورش هستند که به عنوان اضافه کاری در صورت لزوم و نیاز مدرسه‌ای که در آن درس می‌­دهند، به حق‌التدریس در مدرسه خودشان یا مدارس دیگر نیز می‌پردازند. دسته دوم معلمان حق التدریسی هستند که پس از قبولی در دو آزمون (کتبی – عملی) و گزینش و گذراندن دوره‌های تخصصی مربوط به رشته‌ی تدریس‌شان، کد پرسنلی و ابلاغ رایانه‌ای را دریافت می‌­کنند؛ به این صورت که مهر هر سال به مدیریت آموزش ادارات آموزش و پرورش مراجعه می‌­کنند و در صورت وجود کلاسی برای تدریس، ابلاغ رایانه‌ای را دریافت می‌­کنند. این معلمان استخدام رسمی نیستند و تنها در صورت نیاز آموزش و پرورش، می‌توانند در مدارس درس بدهند و برای مثال اگر آموزش و پرورش نیاز نداشته باشد این معلمان بی‌کار می‌­مانند.

حقوق این معلمان به طور تقریبی یک سوم معلمان رسمی و پیمانی است و شرایط کاریشان به مراتب سخت‌تر از معلمان رسمی و پیمانی است. به جز این حقوق اندک، از هرگونه امتیازات و امکانات و تسهیلات اندکی که دیگر معلمان رسمی از آن برخوردارند – البته اگر برخوردار باشند- محروم‌اند.

شمار زیادی از این معلمان حق‌التدریس در دورافتاده‌ترین روستاها و مناطق صعب‌العبور که بعضا حتی یک وسیله‌ی ایاب و ذهاب نیز ندارند و یا روستاهایی که حتی آب لوله‌کشی و نیز برق نداشته‌اند به خدمت مشغول بوده و هستند. در شهرهای بزرگ معلمان حق‌التدریس جنس مشکلاتشان کمی متفاوت است: با هر روزی که به دلیل آلودگی هوا یا برف تعطیل می‌شود حقوق این معلمان کسر می­‌شود. معلمان حق‌التدریس چه شاغل در روستاها و چه شاغل در شهرها متاسفانه از بیمه کارآمد و مطمئن برخوردار نیستند. چه بسیار از این معلمان که در پی یک بیماری به بیمارستان یا مطبی مراجعه کردند و متوجه شده‌اند که ماه‌هاست بیمه‌شان رد نشده است و نمی‌توانند از دفترچه کذایی بیمه استفاده کنند. البته در سالیان گذشته معلمان حق‌التدریس اصلا بیمه نبودند و طی دو سال اخیر شماری از آنان برای تبدیل وضعیت و محاسبه‌ی سنوات حق‌التدریس‌شان، مبلغ بیمه سا‌‌ل‌های تدریس را با نرخ ۲۴% پرداخت کردند که البته این خود فشاری مضاعف بر این معلمان بوده و هست.(۳)

مشکلات این معلمان را باید از زبان خودشان شنید و دید که چگونه در ماه‌هایی که حقوق دریافت نکرده‌­اند چقدر به مشقت می‌­افتند. به همه آنچه که در بالا گفتیم موارد زیر را که از قول یکی از این معلمان است، بیفزایید:

  • تدریس (۲۴) ساعت در هفته در مقطع ابتدایی و درج (۲۲) ساعت در ابلاغ (برای اینکه پاره‌وقت محسوب شوند و شامل حقوق و مزایای استخدام نشوند.)
  • ندادن ساعات کار کافی (۲۴ ساعت) به معلمان حق التدریس مقطع راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی به خصوص در تهران و کلان شهرها
  • عدم احتساب (۱۲) ساعت مدیر آموزگاری در ابلاغ برای عدم پرداخت دستمزد مدیرآموزگاری به حق التدریسی‌هایی که مسئولیت سنگین مدیرآموزگاری را به آنان سپرده بودند.
  • نبود هیچ‌گونه بورسیه تحصیلی یا سهمیه‌ی کنکور
  • انتخاب نشدن به عنوان «معلم نمونه» حتی در صورت داشتن شرایط و شایستگی‌ها
  • عدم پرداخت حق بدی آب و هوا، عائله‌مندی، پوشاک و…
  • عدم پرداخت بن، سهام عدالت و …

معلمان حق‌التدریس در قبال این همه تبعیض، رنج و سختی، چند ماه یکبار حقوق دریافت می‌کنند و تنها امیدشان این است که روزی استخدام شوند و امنیت شغلی داشته باشند. اما همین کورسوی امید نیز از آنان گرفته شده است. البته که همه می‌دانیم این وضعیت معلول شرایط نابسامان اداری و اقتصادی کشور است، این وضعیت را همان کسانی ساخته‌اند که مجراهای قانونی استخدام و به‌کارگیری نیرو در آموزش و پرورش را، نابود کردند و آن را به فضایی برای شعار دادن و تغییر دادن اسم این سازمان به آن سازمان (تربیت معلم به دانشگاه فرهنگیان) و استثمار جوانان تحصیل کرده، تبدیل کردند. جوانانی که با داشتن مدارک تحصیلی عالی، به دلیل بیکاری و نداشتن شغل و شمار زیادی از آنان به دلیل علاقه به شغل معلمی، به حق‌التدریس روی می‌­آورند و سختی‌های آن را تحمل می‌کنند با این امید که روزی که استخدام شوند و با امنیت شغلی، به معلمی بپردازند. اما آگهی‌های استخدامی آموزش و پرورش در دو سال اخیر نیز گویای ادامه این روند است. علاوه بر شرایط عجیب برای استخدام در آموزش و پرورش، در هر رشته در هر شهر تنها یک نفر می‌­خواستند و خیل عظیم نیروهای حق‌التدریس نیز به دلیل نداشتن سهمیه و بیمه، سابقه کاریشان ثبت نشده و سال‌های تدریس­شان در این استخدام ها، کارا نبوده است.(۴)

متاسفانه این وضعیت، به راهی برای بیگاری کشیدن از این افراد و استثمار آنان تبدیل شده است؛ شمار زیادی از این معلمان حقوقی کمتر از ماهی یک میلیون تومان دریافت می‌­کنند و همانطور که در بالا گفته شد از بیمه و مزایا نیز برخوردار نیستند. این روند اگر استثمار و بیگاری کشیدن از نیروی جوان کار نیست، چه نامی می‌­توان بر آن گذاشت؟