درمانی ندارد اما می‌توان جلوی ابتلا به آن را گرفت. این یک بیماری ترسناک است که به کودکان حمله می‌کند. گرچه تنها در نیم‌درصد موارد به ضعف شدید ماهیچه‌ای و فلج دائمی ختم می‌شود، اما چنان وسیع شیوع می‌یابد که همین درصد کم هم زندگی بسیاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ۵۵ سال پیش در اتحادی جهانی، واکسیناسیون فلج‌اطفال آغاز شد. تا امروز آمار ابتلا به این بیماری بیش از ۹۹درصد کاهش یافته است. اما همچنان مناطقی در جهان هستند که فلج اطفال در آنها قربانی می‌گیرد.

عناوین اخبار را که دنبال کنید، در چند سال اخیر، پاپوآ گینه‌نو جز رنج و گرفتاری چیزی نداشته است. پاپوآ گینه‌نو کشوری کوچک در اقیانوس آرام است، در شمال استرالیا و شرق اندونزی. زلزله‌ بزرگ زمستان سال گذشته در این کشور ویرانی بسیار به بار آورد و باعث مرگ بسیاری شد. زمانی که مردم با دستان خالی خاک و سنگ را پس می‌زدند تا اثری از عزیزانشان زیر آوار پیدا کنند، سیستم بهداشتی به کل از هم پاشیده بود. ناتوانی دولت از کمک‌رسانی صحیح و فساد ساختاری به نارضایتی گسترده‌ای انجامید و ماه گذشته در کشور برای هفت ماه وضعیت فوق‌العاده اعلام شد. بیم درگیری‌های مرگ‌بار داخلی، حالا با ترسی بزرگتر همراه شده. ۳ مورد کودک مبتلا به فلج اطفال.

فلج‌اطفال بیماری کشنده‌ای است که حتی اگر فرد را نکشد، می‌تواند او را برای همیشه فلج کند. ویروس فلج اطفال، پس از واکسیناسیون جهانی تنها در سه کشور جهان همچنان قربانی می‌گرفت. پاکستان، افغانستان و نیجریه. بقیه مناطق جهان، «پاک» از ویروس اعلام شده بود. حالا مشاهده‌ی دوباره‌ی بیماری در پاپوآ گینه‌نو، نگرانی گسترده‌ای ایجاد کرده است. سازمان بهداشت جهانی تا به حال خطر گسترش بیماری به مناطق دیگر جهان را «کم» دانسته؛ بیشتر به این دلیل که رفت و آمد بین‌المللی زیادی در این منطقه وجود ندارد.

اما پوشش واکسیناسیون فلج‌اطفال در پاپوآ گینه‌نو پایین بوده؛ تنها ۶۱درصد. این خطر بالقوه‌ای برای افزایش تعداد مبتلایان ایجاد می‌کند. فقر، نبود امکانات بهداشتی و آموزش در کنار فساد ساختاری حکومت‌های ضدمردمی، از جمله‌ی عواملی هستند که مشکلاتی این‌چنین را به کشورهای کوچک تحمیل می‌کنند.

ما نام کشور پاپوآ گینه‌نو را، البته جز با خبرهای زلزله و خطر جنگ داخلی، در تیترهایی دیگر هم شنیده‌ایم. «بزرگترین وام بخش صادرات یک کشور برای انجام یک پروژه‌ی استخراج گاز»، «پناهندگان گرفتار در اردوگاه‌های پناهندگی در گینه‌نو»، «خشونت به نام مقابله با جادوگری» و حالا «مشاهده‌ مواردی از فلج اطفال».

وام استرالیا و سرمایه‌گذاری اکسون-موبیل در پاپوآ گینه‌نو قرار بود به رشد اقتصادی بیانجامد و وضعیت زندگی مردم را بهتر کند. اما اینطور نشد. حالا بسیاری از مردم منتقد وضعیت هستند و فساد را عامل بدبختی خود می‌دانند. زمین‌لرزه‌ سال گذشته هم بر دامنه‌ی مشکلات افزود تا در نهایت امروز کشور با خطر جنگ داخلی مواجه شود. جنگی با اسلحه‌های دست‌ساز و چاقو که هر که از آن پیروز بیرون بیاید، احتمالا طرف قراردادهای گازی جدیدتری هم خواهد بود.

نگرانی از گسترش فلج‌اطفال در پاپوآ گینه‌نو بسیار جدی است، اما آنچه شرایط را برای گسترش بیماری‌های مهلک فراهم می‌کند، در جایی دیگر است. سیاست‌های دولت‌های قدرتمند تاثیر زیادی بر کشورهای ضعیف‌تر جهان می‌گذارد. تحریم‌های اقتصادی، مبارزه با آنچه تروریسم نامیده می‌شود و «اول پرداختن به مردم خودمان» گفتن‌های رهبران کشورهای ثروتمند. به سادگی می‌توان ردپای چنین سیاست‌هایی را بر مشکلات واکسیناسیون جهانی پیدا کرد. بسیاری عامل اصلی مشکلات را در پیشرفت‌نکردن برنامه‌ واکسیناسیون فلج‌اطفال در پاکستان و در نه فقر و نبود اراده‌ی لازم، بلکه در خالی کردن جیب انجمن‌های بهداشتی از طرف دولت‌های ثروتمند می‌دانند. ترامپ تهدید کرده که می‌خواهد سخت‌گیری بیشتری بر پاکستان داشته باشد؛ یعنی کمک‌های بهداشتی کمتر که پیشبرد برنامه‌های بهداشتی، من‌جمله واکسیناسیون فلج‌اطفال را مختل خواهد کرد.

پاپوآ گینه‌نو، کشوری فقیر با منابعی غنی است با کمی بیشتر از ۸میلیون جمعیت. دولت استرالیا وامی به مبلغ ۵۰۰ میلیون دلار برای یک طرح استخراج گاز مایع پرداخت کرده است. قاعدتا باید بتوان با وجود منابعی به این بزرگی، حداقل‌های لازم را پس از یک سال برای مردم زلزله‌زده فراهم کرد. اما نه دولت، نه قدرتمندان و نه حتی شرکای خارجی طرح‌های اقتصادی کلان این کشور، هیچ‌یک در اندیشه‌ی این‌ها نیستند و در این میان، بیماری‌های «تقریبا به کلی ریشه‌کن شده» باز می‌گردند. اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد، باید منتظر رژه‌ی ترس‌های تاریخی فراموش‌شده‌ای باشیم که به مخیله‌مان هم نمی‌رسید که روزی دوباره بازگردند.