اگر در هفته دوم اردیبهشت از جلوی خانه هنرمندان ایران رد شده باشید سر و صداهای زیادی می‌شنوید. انگار که جشنی متنوع برقرار است. اگر کنجکاو باشید و نزدیک‌تر شوید، می‌بینید که سکویی را پوشانده‌اند و روی حوض برنامه‌هایی اجرا می‌کنند. برنامه‌هایی با محوریت طنز و رقص و آواز محلی. دو عروسک بزرگ هم می‌بینید که گاهی با این صداها به حرکت در‌می‌آیند. و می‌رقصند و تلاش می‌کنند با مردم ارتباط برقرار کنند. جشنی شبیه بیشتر جشن‌های دولتی که نمونه‌های لوس و بی‌مزه آن را در تلویزیون دیده‌ایم. اما اشتباه نکنید. این‌‌ها برنامه‌های جشن خانه تأتر است. تشکلی که به قول نمایندگانش نماد و نماینده و پیگیر منافع و مصالح دست‌اندرکاران تأتری کشور است. خانه تأتر چندین سال است که این جشن‌ها را برگزار می‌کند. جشن‌هایی که با تأخیر یک ماهه از روز جهانی تأتر و برای پاسداشت و توجه بیشتر مردم و مسئولین به تأتر برگزار می‌شود. فرم و شکل جشن‌ها اما سال‌هاست که دست نخورده و ثابت مانده است؛ انجمن‌های مختلف نشست‌ها و برنامه‌های روزهای مربوط به خود را برگزار می‌کنند و به خاطر حضور چهره‌های شناخته شده بدیهی است که روز بازیگر از دیگر روزها جلوه بیشتری دارد. جوایزی اهدا می‌شود و آرزوهایی برای تعالی تأتر در جامعه بیان می‌شود تا سال بعد.

آن‌جایی از جشن‌های خانه تأتر که عمومی می شود فقط عکس‌های این چهره‌ها در رسانه‌ها نیست، اصرار خانه تأتر به برگزاری جنگ و معرکه‌هایی است که گل‌درشت‌تر از همه‌جا روی حوض خانه هنرمندان اجرا می شود. خانه تأتر گویا به این صورت سعی در عمومی و مردمی کردن نمایش دارد و با این حال به نظر می‌رسد بیشتر به نمایشی شدن مردم انجامیده است. در طول سال تأترهای بسیاری با مخاطبان زیاد و فروش بالا (به کیفیت بالا یا پایین‌شان کاری نداریم) اجرا می‌شود. تأترهایی که این عموم مردم از آن حذف و کنار گذاشته شده‌اند و تاترهایی که در آن‌ها از این مردمی که قرار است در این جشن‌ها با تاتر آشتی کنند خبری نیست. تأترهایی با برندهای مطرح بازیگری و کارگردانی که برای برندبازان و آنها که توانایی پرداخت پول برای برندبازی دارند اجرا می شود. در این وضعیت که همه چیز برای ارزش‌گذاری بسته به وضعیت ارائه‌ای است که صورت می‌گیرد، آن برندها در کنار خیابان نمی‌توانند به همان صورت با ارزش بمانند. برای عموم مردم در جشن‌های خانه تأتر نمایش شکل دیگری دارد؛ جنس بنجل دست چندم همراه با سهل‌انگاری برای مردمی‌کردن و مثلا از بین برداشتن فاصله بین مردم و تأتر به آنها ارائه می‌شود و ذهنیت تأتر را از دید آنها می‌سازد و در عمل آنها را از تأتر دورتر می‌کند.
خانه تأتر این‌جا هم که تاتر و نمایش را به شکل بی‌واسطه و رایگان در اختیار و در تماس با مخاطبان قرار می‌دهد، فرقی با جنگ تلویزیونی ندارد. خانه تأتر که در اساسنامه خود و در اهدافش از اعتلای هنر تأتر و وضعیت تأتر سخن می‌گوید عملا اجرا را به شکل دیگری در می‌آورد. تأترهای تعاملی و آن شکلی از تعالی تأتر مورد نظر دست‌اندرکاران تأتر به این صورت اتفاق نخواهد افتاد.

شاید بهتر بود به عوض این معرکه هر ساله و هزینه‌ای که برای آن می‌شود، تأترها در این یک هفته رپرتواری از اجراهای پرمخاطب برای مخاطب عموم و کم‌درآمدی می‌گذاشتند که در طول سال دستش به تأتر نرسیده و حالا می‌تواند در هفته تأتر با تأتری‌ها همراه شود. شاید عموم مردم هم می‌توانست با تأتری‌های روی صحنه جشن تأتر بگیرد.