کار من، زندگی من؛ روایت زوال و بقای یک شعله

آرشیو یادداشت‌های

نسرین شیرین‌نیاز

تعداد مطالب: 1

کار من، زندگی من؛ روایت زوال و بقای یک شعله

کار من، زندگی من؛ روایت زوال و بقای یک شعله

ونگوگ در ۱۸۸۱ در نامه‌ای به برادرش تئو می‌نویسد «من یه مجنونم. شعله‌ی قدرتی را درونم حس می‌کنم که نمی‌توانم خاموشش کنم، فقط می‌توانم همان‌جور شعله‌ور حفظش کنم». رویاها و جنون کودکانه در اغلب آدم‌ها رفته‌رفته از بین می‌روند، و یکی‌ماندن کار، زندگی، و رویای شخصی یا همان پایان از خودبیگانگی، دیگر امتیاز یا شانسی نادر است. نسرین شیرین‌نیاز در روایتی اول‌شخص از زوال این شعله در روزمرگی کار می‌گوید.